به نوشته مسعودی: مامون در پیکاری که با قیصر روم داشت، کنار چشمهای که نام آن «بدیدون» معروف به «قشیره» بود، خیمه زده بود که حال او دگرگون شد و حالت لرزه بر اندام او به گونهای چیره شد که
نتوانست از جای خود حرکت کند، وی فریاد میکشید: سرما، سرما، سرد است، سرد است.
هر قدر او را پوشانده و اطرافش آتش افروختند، سودی نداشت. کوشش پزشکان نیز سودی نبخشید، بعد از مدتی مامون چشمان باز کرد و از آن سرزمین جستجو کرد، برخی اسیران آن دیار را حاضر کرده پرسید: نام اینجا و این چشمه چیست؟ گفتند: «بدیدون» گفت: یعنی چه؟ گفتند: یعنی دو پایت را دراز کن، مامون این را به فال بد گرفت و پرسید: نام عربی آن چیست؟ گفتند: «رقه» (اخترشناسان در زایچه مامون چنین استخراج کرده بودند که او در محل رقه خواهد مرد، اما مامون چه بسیار اتفاق میافتاد که از ترس مرگ از نزدیک شدن به رقه کناره میگرفت). مامون، با شنیدن رقه دانست که در این مکان خواهد مرد، سرانجام به تاریخ پنجشنبه 17 رجب سال 218 در همین مکان مرد، او را به شهر «طرسوس» واقع در شمال شامات و جنوب ترکیه کنونی در عرض 36 درجه شمالی حمل کرده در آنجا به خاک سپردند، شهر طرسوس را مامون فتح کرد و تاکنون چند نوبت به دست مسلمان و مسیحیان رد و بدل گشته است.[1]
[1] . مروج الذهب، ج 3، ص 457.