borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد نهم»
امام کاظم، عالم عصرخویش

امام موسی کاظم7 برای انجام اعمال حج رهسپار مکه شد، آن سال خلیفه «هارون ‌‌الرشید» نیز در مکه بود. در هنگام انجام اعمال احساس کردم، امام7 به او بی‌اعتناست. اما او را نمی‌شناخت. به همین علت سؤالاتی را از فرزند پیامبر 6 پرسید؛ امام7 با بی‌اعتنایی آنان را پاسخ داد؛ خلیفه ناراحت شد و با عصبانیت گفت: «اگر نگویی فرض چیست؟ تو را اذیت می‌کنم. حضرت7 فرمودند: «فرض یکی و پنج، هفده و 34 و 94 و153 در هفده، از دوازده عدد یکی و از دویست عدد پنج عدد و از همه عمر یکی و یکی به یکی است. هارون فریاد زد من از تو سؤال می‌پرسم، تو شماره و حساب به من می‌گویی». سپس امام7 فرمودند: «مگر نمی‌دانی دین اسلام حساب است و اگر دین حساب و کتاب نداشت خداوند از بندگانش حساب نمی‌کشید». اگر به مقدار سنگینی یک خردل باشد آن را حاضر می‌کنیم و کافی است که ما حساب‌کننده باشیم. این که گفتم واجب یکی است، آن دین اسلام است. پنج نماز دارد که هفده رکعت است که 34 سجده، 94 تکبیر و 153 تسبیح دارد. و از دوازده یکی منظورم روزه ماه رمضان است. که از دوازده ماه سال فقط یک ماه روزه می‌گیریم. چهل عدد یکی به این معناست که بر مالک چهل دینار، یک دینار و بر مالک دویست دینار، پنج دینار زکات واجب است. از همه عمر یکی نیز حج است که در تمام عمر یک مرتبه واجب می‌شود. همچنین منظورم از یکی به یکی، قصاص است که اگرخون کسی را بریزد واجب است خون او ریخته شود. خلیفه کیسه‌ای زر به امام7 داد. پس افرادی را به تعقیب حضرت7 فرستاد تا نام و نشان او را جویا شوند. ساعتی بعد هارون متوجه شد او از ذریه زهرای اطهر و علی ‌بن ‌ابیطالب7 است.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: