حضرت صادق7 مانند پدران بزرگوار خود در کلیه صفات نیکو و سجایای اخلاقی سرآمد روزگار بود. حضرت صادق7 دارای قلبی روشن به نور الهی و در احسان و انفاق به نیازمندان مانند اجداد خود بود. دارای حکمت و علم وسیع و نفوذ کلام و قدرت بیان بود.
با کمال تواضع و در عین حال با نهایت مناعت طبع کارهای خود را شخصا انجام میداد، و در برابر آفتاب سوزان حجاز بیل به دست گرفته، در مزرعه خود کشاورزی میکرد و میفرمود: اگر در این حال پروردگار خود را ملاقات کنم خوشوقت خواهم بود، زیرا به کد یمین و عرق جبین آذوقه و معیشت خود و خانوادهام را تأمین مینمایم.
ابن خلکان مینویسد: امام صادق7 یکی از ائمه دوازده گانه مذهب امامیه و از سادات اهل بیت رسالت است. از این جهت به وی صادق میگفتند که هر چه میگفت راست و درست بود و فضیلت او مشهورتر از آن است که گفته شود. مالک میگوید: با حضرت صادق7 سفری به حج رفتم، چون شترش به محل احرام رسید، امام صادق7 حالش تغییر کرد، نزدیک بود از مرکب بیفتد و هر چه میخواست لبیک بگوید، صدا در گلویش گیر میکرد. به او گفتم: ای پسر پیغمبر، ناچار باید بگویی لبیک، در جوابم فرمود: چگونه جسارت کنم و بگویم لبیک، میترسم خداوند در جوابم بگوید: لَا لَبَّيْكَ وَ لَا سَعْدَيْك.
گفته شد امام صادق7 در هفدهم ماه ربیع الاول سال 83 هجری در زمان خلافت عبد الملک بن مروان اموی به دنیا آمد، و در بیست و پنج ماه شوال یا ماه رجب در سال 148 هجری در زمان خلافت ابو جعفر منصور عباسی از دنیا رحلت کرد. در زمان یک خلیفه باهوش اما سفاک اموی به دنیا آمد و در زمان یک خلیفه مقتدر با هوش سفاک عباسی از دنیا رحلت کرد، و در آن بین شاهد دوره فترت خلافت و انتقال آن از دودمانی به دودمان دیگر بود.
همان طوری که در کافی و بحار و سایر کتب ضبط شده، مادر آن حضرت ام فروه دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر بود، لذا از طرف مادر نسب آن حضرت به ابوبکر میرسید و چون قاسم بن محمد بن ابی بکر با دختر عموی خود اسماء دختر عبد الرحمن بن ابی بکر ازدواج کرده بود، بنابراین مادر آن حضرت، هم از طرف پدر نواده ابو بکر است و هم از طرف مادر، و لهذا حضرت صادق میفرموده: «ولدنی ابو بکر مرتین» یعنی ابو بکر دو بار مرا به دنیا آورد، یعنی از دو راه نسب من به ابو بکر میرسد.