ابراهیم بن عباس گوید: امام رضا7 نشد که به کسی در سخن گفتن ظلم یا جفا کند، هر که با او سخن میگفت، کلام او را قطع نمیکرد و مجال میداد تا آخر سخنش را بگوید. اگر کسی حاجت پیش او میآورد، در صورت امکان، ابداً او را رد و مأیوس نمیکرد. ندیدم که در پیش کسی، پایش را دراز کند، و ندیدم در پیش کسی تکیه کند. ندیدم که به کسی از غلامانش فحش بدهد، ندیدم که آب دهان را به زمین اندازد، و ندیدم که با صدا و قهقهه بخندد، بلکه فقط تبسم میکرد.
چون سفره طعام را باز میکردند همه خدمتکاران و غلامانش را و حتی دربان را با خود در سر سفره مینشانید. شبها کم میخوابید، بیشتر بیدار میماند، اکثر شبها از اول تا آخر احیا میکرد، بسیار روزه میگرفت، در هر ماه سه روز روزه از وی فوت نمیشد. میگفت: این روزه همه عمر است «ذَلِكَ صَوْمُ الدَّهْر».[1]
در پنهانی بسیار احسان میکرد و صدقه میداد، این کار را بیشتر در شبهای ظلمانی انجام میداد، هر که گوید: نظیر او را در خوبی دیدهام، باور نکنید.[2]
[1] . چون به حکم «من جاء بالحسنه فله عشر امثالها» هر یک روز در جای ده روز است.
[2] . عیون اخبار الرضا: ج 2 ص 184، بحار ج 49 ص 91.