حضرت رضا7 تا قبل از هجرت به مرو در مدینه زادگاهشان، ساکن بودند و در آنجا در جوار مدفن پاک رسول خدا و اجداد طاهرینشان به هدایت مردم و تبیین معارف دینی و سیره نبوی میپرداختند. مردم مدینه نیز بسیار امام را دوست میداشتند و به ایشان همچون پدری مهربان مینگریستند. تا قبل از این سفر، با اینکه امام بیشتر سالهای عمرش را در مدینه گذرانده بود، اما در سراسر مملکت اسلامی پیروان بسیاری داشت که گوش به فرمان اوامر امام بودند.
امام در گفتگویی که با مأمون درباره ولایت عهدی داشتند، در این باره این گونه میفرمایند: «همانا ولایت عهدی هیچ امتیازی را بر من نیفزود. هنگامی که من در مدینه بودم فرمان من در شرق و غرب نافذ بود و اگر از کوچههای شهر مدینه عبور میکردم، عزیرتر از من کسی نبود. مردم پیوسته حاجاتشان را نزد من میآوردند و کسی نبود که بتوانم نیاز او را برآورده سازم مگر اینکه این کار را انجام میدادم و مردم به چشم عزیز و بزرگ خویش، به من مینگریستند.»
امامت و وصایت حضرت رضا7 بارها توسط پدر بزرگوار و اجداد طاهرینشان و رسول اکرم6 اعلام شده بود. به خصوص امام کاظم7 بارها در حضور مردم ایشان را به عنوان وصی و امام بعد از خویش معرفی کرده بودند که به نمونهای از آنها اشاره مینماییم.
یکی از یاران امام موسی کاظم7 میگوید: «ما شصت نفر بودیم که موسی بنجعفر به جمع ما وارد شد و دست فرزندش علی در دست او بود. فرمود: «آیا میدانید من کیستم؟» گفتم: «تو آقا و بزرگ ما هستی.» فرمود: «نام و لقب من را بگویید.» گفتم: «شما موسی بن جعفر بن محمد هستید.» فرمود: «این که با من است کیست؟» گفتم: «علی بن موسی بن جعفر.» فرمود: «پس شهادت دهید او در زندگانی من وکیل من است و بعد از مرگ من وصی من میباشد.»[1] در حدیث مشهوری نیز که جابر از قول نبی اکرم نقل میکند امام رضا7 به عنوان هشتمین امام و وصی پیامبر معرفی شدهاند. امام صادق7 نیز مکرر به امام کاظم میفرمودند که «عالم آل محمد از فرزندان تو است و او وصی بعد از تو میباشد.»
[1] . عیون اخبار الرضا، جلد 1، صفحه 21.