borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد نهم»
امام کاظم و قیام علمی

در زمان حضرت کاظم صلوات الله علیه برای قیام مسلحانه بر علیه طاغوت و تشکیل حکومت اسلامی، زمینه‌ای فراهم نبود، و گرنه بر آن حضرت واجب بود که دست به کار شده و حکومت اسلامی بوجود آورد، چنانکه از قیام حسین بن علی شهید فخ که مورد تأیید امام7 بود معلوم گردید، حضرت به او فرمود: مردم فاسقند، کاری از پیش نخواهی برد.

ولی برای مبارزه منفی و قیام علمی و ارشاد مردم، شرایط، آماده بود، بدین جهت، امام فعالیت خویش را در دو جبهه آغاز فرمود، یکی مبارزه منفی و عدم تسلیم در برابر طاغوت و متنفر کردن مردم از دستگاه ظلم و جور، دلیل این مدعا زندانی شدن آن حضرت و سالها در زندان ماندن و شهادت در زندان است و دیگر آنکه آن حضرت صفوان جمال را وادار به فروش شترهایش کرد تا هارون الرشید حتی دررفتن به حج آنها را کرایه نکند و امام به وی فرمود: هر که بقا هارون را دوست دارد ولو بمدت دادن کرایه شتران، در قیامت با او محشور خواهد بود.

دیگری در جهت ارشاد و هدایت مردم و نشر احکام و تربیت افراد، شیخ مفید در ارشاد فرموده: مردم روایات بسیاری از آن حضرت نقل کرده‌اند و آن حضرت افقه اهل زمان خویش بود.[1]

مرحوم شیخ طوسی در رجال نام دویست و هفتاد و دو نفر از راویان را ذکر کرده که همه از آن حضرت نقل حدیث کرده‌اند، مطالعه نام آنها در همان کتاب بسیار دیدنی است، با مراجعه به کتب اربعه و بحار و امثال آن خواهیم دید که بخش قابل توجهی از احکام و اعتقادات و اخلاق اسلامی و تفسیر توسط آن جناب بوده است.

وصیت آن حضرت به هشام که در کافی: کتاب العقل و الجهل ص13ـ23 و در تحف العقول در ذکر ارشادات آن حضرت نقل شده، حائز اهمیت است. علی بن جعفر برادر آن حضرت که از تربیت شدگان آن حضرت و از خواص آن بزرگوار بود همه «کتاب المناسک و المسائل» را از آن حضرت نقل کرده است.

مرحوم مجلسی همه آن کتاب را در بحارالانوار ج 10 از صفحه 249 تا صفحه 291 یعنی در چهل و یک صفحه آورده است تحت عنوان «ما وصل الینا من اخبار علی بن جعفر عن اخیه موسی7...» و آنها حدود چهار صد و هیجده سؤال و جواب است که بصورت: «سالته . .. قال» منقول است شیخ طوسی در اختیار الرجال فرموده: امامیه اتفاق دارند بر شش نفر از فقها از اصحاب امام کاظم و امام رضا7 و آنها عبارتند از: یونس بن عبدالرحمان، صفوان بن یحیی، بیاع سابری، محمد بن ابی عمیر، عبدالله بن مغیره، حسن محمود سرّاد و احمد بن ابی نصر بزنطی[2] اینک به عده‌ای از بزرگان و فقهاء و محدثین که از تربیت یافتگان آن حضرت و پدرش امام صادق و پسرش امام رضا7 بوده‌اند، اشاره می‌کنیم.

1 ـ یونس عبدالرحمن مولی آل یقطین. در فهرست شیخ آمده که او بیشتر از سی کتاب در احکام جمع و تألیف کرده است. صدوق فرمود: از ابن الولید شنیدم می‌فرمود: روایات کتب یونس همه صحیح است مگر آنچه محمد بن عیسی بن عبید بتنهایی از او نقل کرده است.

نجاشی در رجال خود فرموده: در میان اصحاب ما متقدم و عظیم المنزلهٔ بود، در ایام هشام بن عبدالملک متولد شد، امام صادق7 را در میان صفا و مروه دید ولی از وی چیزی نقل نکرده و از امام کاظم7 و امام رضا7 روایت نقل فرموده است، امام رضا7 در علم و فتوا دادن به او اشاره می‌کرد.

ابوهاشم جعفری گوید: کتاب «یوم و لیلهٔ» یونس را به امام حسن عسکری7 عرضه کردم، فرمود: این کتاب تصنیف کیست؟ گفتم: تصنیف یونس آل یقطین است. فرمود: «أَعْطَاهُ اللَّـهُ بِكُلِّ حَرْفٍ نُورا فِي الْـجَنَّةِ».

2 ـ صفوان بن یحیی، شیخ طوسی در فهرست می‌فرماید: صفوان بن یحیی که لباس سابری خرید و فروش می‌کرد، اوثق اهل زمانش در نزد اصحاب حدیث و عابدترین اهل روزگارش بود، روزی صد و پنجاه رکعت نماز می‌خواند و سالی سه ماه روزه می‌گرفت و هر سال زکات مالش را سه برابر می‌داد.

او و عبدالله جندب و علی بن نعمان در بیت الله الحرام عهد کردند که اگر یکی از دنیا رفت، بقیه بعد از او نماز او را بخوانند، روزه او را بگیرند، حج او را به جای آورند و زکات او را بدهند، دو رفیقش قبل از او از دنیا رفتند، لذا صفوان به عهد خود عمل می‌کرد.

او از حضرت رضا و امام جواد و امام هادی7 روایت کرده و نیز از چهل نفر از اصحاب امام صادق7 نقل حدیث می‌کند و برای او کتب زیادی هست و از موسی بن جعفر7 مسائلی و روایاتی دارد.

نجاشی فرموده: صفوان بن یحیی ثقهٌٔ ثقهٌٔ عَینٌ. از حضرت رضا7 روایت نقل کرده و در نزد آن حضرت مقام شریفی داشت، کشی او را در رجال امام کاظم7 ذکر کرده، وکیل امام رضا و امام جواد8 بود، به طرف مذهب واقفیه نرفت، او در سال دویست و ده وفات یافته است.

3 ـ محمد بن ابی عمیر. نجاشی فرمود: کنینه‌اش ابو احمد، بغدادی الاصل، امام کاظم7 را ملاقات کرد و از او احادیث بسیاری شنید و در بعضی احادیث، امام او را أبا احمد خطاب کرده است و نیز از حضرت رضا7 حدیث نقل کرده، در نزد خاصه و عامه دارای منزلت است، شیخ در فهرست فرمود: «وَ کان من أوثق الناس عندالخاصة و العامة و أنسکهم نسکاً».

او همان است که به هارون الرشید خبر دادند: که او نام‌های همه شیعه را در عراق می‌داند، هارون او را گرفت و گفت: نام شیعیان را بگو، او قبول نکرد، او را لخت کرده و آویزان نموده و صد ضربه شلاق زدند. می‌گوید: تحمل فشار بقدری سخت شد که عن قریب بود نام شیعیان را فاش کنم، ناگاه ندای محمد بن یونس بن عبدالرحمان را شنیدم که می‌گفت: ابن ابی عمیر! از خدا بترس، و موقف خود را در پیش خدا بیاد آور، این گفته باعث قوت قلب شد که تحمل کردم و نگفتم والحمدلله؛ و در آن گرفتاری بیشتر از صد هزار درهم ضرر دید.[3]

او چهار سال بعلت طرفداری از امامت بزندان رفت، خواهرش کتاب‌های او را دفن کرد و از بین رفت، بقولی خودش در غرفه‌ای گذاشته بود که باران بر آنها جاری گردید و شسته شدند، لذا از حفظ، نقل حدیث می‌کرد، اصحاب ما بر مراسیل او اعتماد کرده‌اند، کتابهای زیادی تألیف کرده است، او در سال دویست و هفده به جوار حق پیوست. (رجال نجاشی).

سندی بن شاهک به امر هارون او را صد و بیست تازیانه زد و در حبس افکند، او بیست و یک هزار درهم داد تا خلاص شد... از مردی ده هزار درهم طلب داشت، آن مرد خانه خود را به ده هزار درهم فروخت، پولش را پیش ابن ابی عمیر آورد و گفت: این طلب تو است.

گفت: این پول از کجاست؟ آیا به ارث برده‌ای یا کسی به تو بخشیده است؟ گفت: خانه‌ای را فروخته‌ام، پول آن است. ابن ابی عمیر گفت: ذریح محاربی از امام صادق7 به من نقل کرد که فرمود: «لا یخرج الرجل من مَسقط رأسه بالدّین» یعنی بعلت قرض مرد را از خانه‌اش بیرون نمی‌کنند. لذا این پولها را قبول نمی‌کنم با آنکه به خدا قسم فعلاً به یک درهم نیز احتیاج دارم (تحفهٔ‌الاحباب). ببین تربیت امامان صلوات الله علیهم چه مردانی به وجود آورده است. اگر انسان خودش خانه‌اش را بفروشد و بیاورد مانعی ندارد ولی آن بزرگوار احتیاط کرده است.

4 ـ عبدالله بن مغیره ابو محمد بجلی. نجاشی فرموده: ثقهٔ ثقهٔ، کسی در جلالت و دین و ورع به او نمی‌رسد، از ابی الحسن موسی بن جعفر7 حدیث نقل کرده و گویند سی کتاب تألیف نموده است.

کشی در رجال خود نقل کرده: عبدالله بن مغیره گوید: قول واقفیها را قبول کرده بودم، به حج مشرف شدم، به وسوسه و تردید افتادم، به پرده کعبه چسبیده و گفتم: خدایا! مطلوب و اراده مرا می‌دانی، مرا به بهترین ادیان هدایت کن، در آن وقت به دلم افتاد که محضر امام رضا7 بروم، به مدینه آمدم و به در خانه آن حضرت رفتم، به غلام آن حضرت گفتم: بگو مردی از اهل عراق اجازه ورود می‌خواهد. در این بین صدای امام را شنیدم که فرمود: عبدالله بن مغیره! داخل شو، داخل خانه شدم، امام چون به من نگاه کرد، فرمود: خدا دعایت را قبول فرمود و تو را به دین خود هدایت کرد، گفتم: «أَشْهَدُ أَنَّكَ حُجَّةُ اللَّـهِ وَ أَمِينُهُ عَلَى خَلْقِه‏».

5 ـ علی بن جعفر صادق7، برادر امام کاظم و از تربیت شدگان آن حضرت است و زمان چهار امام را درک کرده است، مفید رحمهٔ الله در ارشاد فرموده: علی بن جعفر رضی الله عنه از روایان حدیث، صحیح العقیده، شدیدالورع و کثیرالفضل است، ملازم برادرش موسی بن جعفر7 بود و از وی روایات بسیاری نقل کرده است[4] شیخ در فهرست فرموده: «علی بن جعفر... جلیل القدر ثقة و له کتاب المناسک و مسائل اِلأَ خیه موسی بن جعفر7 سأله عنها».

در مناقب فرموده: از جمله ثقات آن حضرت، حسن بن علی بن فضال کوفی، عثمان بن عیسی، داوود بن کثیر رقی، و علی بن جعفر صادق7 است و از خواص اصحابش علی بن یقطین، ابوالصلت عبدالله بن سلام، اسماعیل بن مهران، علی بن مهزیار، ریان بن صلت، احمد بن محمد حلبی، موسی بن بکیر و اسطی و ابراهیم بن أبی البلاد کوفی است.[5]

 


[1] . ارشاد: ص 279.

[2] . مناقب: ج 4 ص 325.

[3] . رجال کشی .

[4] . (ارشاد: ص 269).

[5] . (ج 4، ص 325) .

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: