ابونصر بزنطی رضوان الله علیه گوید: به امام جواد7 گفتم: قومی از مخالفان شما میگویند: پدرت امام رضا7 را مأمون، رضا لقب داد، که به ولایت عهدی راضی شد. فرمود: به خدا قسم، دروغ گفته و گناهکار شدهاند. پدرم را خدای تعالی رضا لقب داده است، زیرا که به خداوندی خدا در آسمانش و به رسالت رسول الله و ائمه در زمینش راضی بود.
گفتم: مگر همه پدرانت چنین نبودند؟ فرمود: آری. گفتم: پس چرا فقط پدرت به این لقب ملقب شدند؟ فرمود: چون مخالفان از دشمنانش مانند موافقان از دوستانش از وی راضی شدند و چنین چیزی برای پدرانش به وجود نیامد، لذا از میان همه به رضا ملقب گردید.[1]
ناگفته نماند: مخالفان خواستهاند با این طریق، منقصتی بر آن حضرت فراهم آوردند، ولی چنانکه دیدیم این لقب از جانب خدا بوده است، درست است که همه امامان صادق، کاظم، رضا، جواد و هادی و . .. بودند ولی برای هر یک، به مناسبتی، لقب به خصوص تعیین گشته است.
ثامنالائمه صلوات الله علیه فرمود: مؤمن، مؤمن (واقعی) نمیشود، مگر آن که در وی سه سنت (عادت و کار) باشد: سنتی از پروردگارش، سنتی از پیامبرش و سنتی از امامش. اما خصلتش از پروردگار آن است که اسرار مردم را مخفی بدارد و افشا نکند؛ و اما خصلتش از پیامبر آن است که با مردم مدارا کند، و اما خصلتش از امام آن است که در ضررهای بدنی و مالی صبر و استقامت داشته باشد.
***
[1] . علل الشرایع: ج 2، ص 237، باب 172.