حسین بن علی مشهور به شهید فخ، نواده حضرت مجتبی7 در زمان یکی از خلفای بنیعباس به نام هادی عباسی قیام کرد. یاد و نام او سندی بر محکومیت بنیعباس تلقی میشد و حماسه نهضتهای شیعی علیه خلفای عباسی را در خاطرهها تجدید مینمود.
در حمایت از این شهید انقلابی روایتی نیز از امام جواد7 میخوانیم: «پس از فاجعه کربلا هیچ فاجعهای برای ما بزرگتر از فاجعه فخ نبودهاست.» یکی از نویسندگان در حکمت نقش انگشتری امام جواد7 «نعم القادر الله» مینویسد: بعد از آن که «مامون» همه انقلابها را سرکوب نموده و تمامی صداها را خفه کرد. طبیعی بود که مامون و عباسیان و یارانشان احساس کنند که به نهایت آروزیشان رسیده و به ارزشمندترین آرمانهایشان که عبارت بود از محکم ساختن پایههای حکومت و سلطنتشان به طوری که دیگر هیچ نیرویی توان ایستادن در برابر جبروت و سرکشی آنان نداشته است، دست یافتهاند ولی میبینیم که بعد از این همه، نقش انگشتری امام جواد7 در برابر تمامی تصورات آنان قد علم میکند و تمامی مظاهر و سرکشی و ستم آنان را محکوم میکند آن نقش این جمله است: «نِعْمَ الْقَادِرُ اللَّـه» یعنی چه نیکو توانمندی است خدا.
و در این راستاست که معتصم پس از این که از مردم بیعت برای خود گرفت جویای حال امام جواد7 شد و دستور داد که امام جواد7 و همسرش ام الفضل را به بغداد فرا خوانند. زیرا که حضور و نام و یاد آن بزرگوار حماسه جهاد و پرچم آزادگی و عزت ایمان است و جلوه امامت و وصایتش مهر باطلی است بر خلافتهای باطل بنیعباس.
درود و سلام و صلوات خدا بر جواد الائمه7 آن هنگام که با میلادش جلوه زیبای مبارکترین مولود را رقم زد و آن هنگام که با قامت زیبای امامت خویش قیامتی از شکوه و جلال و عظمت الهی را متجلی ساخت و آن زمان که در آخر ذی قعده سال 220 هجری دیده از جهان فرو بست و با غروب غمگنانه و افتخار آفرین خویش تجلی بخش آیات جهاد و شهادت گشت. [1]
[1] .