borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد نهم»
امام جواد تجسم صلابت

در میان خانواده امام رضا7 و در محافل شیعه از حضرت امام‏ جواد7 به عنوان مولودی پرخیر و برکت ‏یاد می‏شود؛ چنان که ‏صنعانی می‏گوید: روزی در محضر امام رضا7 بودم. فرزندش ابوجعفر را که خردسال بود؛ آوردند. امام فرمود: این مولودی است که ‏برای شیعیان ما با برکت ‏تر از او زاده نشده است.

شاید چنین تصور شود که امام جواد7 از امامان قبلی برای‏ شیعیان بابرکت ‏تر بوده است. این مطلب قابل قبول نیست.

بررسی موضوع و ملاحظه شواهد و قراین نشان می‏دهد؛ تولد حضرت ‏جواد7 در شرایطی صورت گرفت که خیر و برکت ‏خاصی برای شیعیان به ‏ارمغان آورد.

عصر امام رضا7 مشکلات خاص خود را داشت و حضرت‏ رضا7 در معرفی امام بعدی با مسایلی رو به رو گردید که در عصر امامان قبل سابقه نداشت.

از یک سو، پس از شهادت امام ‏کاظم7 گروهی که به «واقفیه‏» معروف شدند؛ بر اساس ‏انگیزه ‏های مادی، امامت امام رضا7 را منکر شدند و از سوی دیگر، امام رضا7 تا حدود چهل و هفت ‏سالگی دارای فرزند پسر نشد. چون‏ احادیث رسیده از پیامبر6 حاکی بود که امامان دوازده نفرند و نه نفر آنان از نسل امام حسین7 خواهند بود، فقدان فرزند برای ‏امام رضا7 هم امامت ‏خود آن حضرت و هم تداوم امامت را با پرسش‏ رو به رو می‌ساخت.

واقفیان نیز این موضوع را دستاویز قرار داده، امامت امام رضا7 را انکار می‌‌کردند. اعتراض حسین بن قیاما ‏واسطی به امام هشتم7 در این باره و پاسخ آن حضرت، بر درستی ‏این سخن گواهی می‏دهد.

ابن قیاما که از سران واقفیه بود. درنامه ‏ای امام رضا7 را عقیم خواند و نوشت: چگونه ممکن است امام‏ باشی در صورتی که فرزند نداری؟

امام در پاسخ فرمود: از کجا می‌‌دانی من دارای فرزند نخواهم شد. سوگند به خدا، بیش از چند روز نمی‌‌‏گذرد که خداوند پسری به من عطا می‌فرماید و این پسر، حق ‏را از باطل جدا می‏کند.

خطر دیگری که در این مقطع حساس شیعیان را تهدید می‌‌کرد، قدرت‏ گرفتن مذهب «معتزله‏» بود.

مکتب اعتزال به مرحله رواج و رونق ‏گام نهاده بود و حکومت وقت نیز از آنان پشتیبانی می‏کرد. معتزلیان دستورها و مطالب دینی را به عقل خود عرضه می‏کردند.

آنچه عقلشان صریحا تایید می‏کرد، می‏پذیرفتند و بقیه را انکارمی‏کردند. چون نیل به مقام امامت امت در سنین خردسالی با عقل ‏ظاهر بین آنان قابل توجیه نبود، پرسش‌های دشوار و پیچیده‌‏ای مطرح ‏می‏کردند تا به پندار خود آن حضرت را در میدان رقابت علمی شکست‏ دهند. البته امام جواد7 با پاسخ‌های قاطع از این مناظره‌ها سربلند برون آمده، هر گونه تردید در مورد امامت‏ خود را از بین ‏برد و اصل امامت را تثبیت کرد.

به همین خاطر، در زمان امام‏ هادی7 این موضوع مشکلی ایجاد نکرد؛ زیرا برای همه روشن شده‏ بود که در برخورداری از این منصب الهی، خردسالی تاثیری ندارد.

امام جواد7 با دو خلیفه نیرنگ‏ باز عباسی یعنی مامون و معتصم ‏معاصر بود. به گواهی متون تاریخی مامون مکارترین و منافق‏ترین‏ خلفای عباسی است. او کسی است که برای کسب پیروزی نهایی و قطعی بر اندیشه شیعه، بسیار کوشید.

هدف نهائی مامون از تشکیل مجالس مناظره با امامان شیعه، شکست آنان و در نهایت‏ سقوط مذهب تشیع بود. او می‌خواست برای‏ همیشه ستاره آسمان تشیع خاموش گردد و بزرگ‌ترین منبع و مصدر مشکلات وخطراتی که مامون و دیگر حاکمان غاصب و ستمگر را تهدید می‏کرد، از میان برداشته شود.

مامون به حمیدبن مهران ـ که در خواست‏ مناظره با امام رضا7 کرده‏ بود. ـ گفت: نزد من هیچ چیز از کاهش‏ منزلت وی محبوب تر نیست.

او همچنین به سلیمان مروزی گفت: به خاطر شناختی که از قدرت ‏علمی‏‌ات دارم، تو را به مباحثه با امام جواد7 می‌‌‏فرستم و هدفی ندارم جز این که او را فقط در یک مورد محکوم کنی.

در چنین عصری امام جواد7 قاطعانه و با صلابت در برابر انحراف‌‏ها، کجروی‌ها، مسامحه‌ها، توهین‌‏ها و دیگر حیله‏‌‌ها و مکرهای‏ خلفای باطل ایستاد و از حقانیت دین دفاع کرد.

در این جا‏ نمونه‌‏هایی از قاطعیت و صلابت امام جواد7 در برابر دستگاه ستم و تزویر بنی ‏عباس تقديم مي‌گردد.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: