هدف و منظور مأمون را باید از خود او بشنویم، عدهی از عباسیان و دیگر پیروان مأمون بدو گفتند: ای امیرالمؤمنین7 چرا میخواهی که افتخار عظیم خلافت را از خاندان بنی عباس خارج کرده و به خاندان علی7 برگردانی؟
با این کار خود مقام علی ابن موسی7 را بالا بردی و مقام خودت را پایین آوردی، و خود را به تباهی افکندی؟ آیا هیچ کسی نسبت بخودش و حکومتش مانند تو جنایت میکند؟ مأمون گفت: به چند دلیل دست به این عمل زدم:
1 . این مرد به شکل پنهانی مردم را بسوی خود میخواند؛ و من او را ولیعهد خود کردم تا مردم را به سوی من دعوت نماید. مأمون میخواست با آوردن امام7 در تشکیلات عباسیان، فعالیتهای آن حضرت را محدود کند، تا امام نه برای خود بلکه برای خلافت از مردم دعوت کند، و این استقلال آل علی را از بین میبرد.
2 . تا به حکومت و خلافت ما اعتراف نماید. قبول ولایتعهدی و راه یافتن؛[1] امام هشتم7 در دستگاه خلافت، از دیدگاه عامهی مردم، اعتراف به مشروعیت حکومت بنی عباس بود و این امتیاز بزرگ برای آنها بود و در این صورت مخالفتها و مخاصمتهای علویان، خودبخود بنفع عباسیان حل میشد.
3 . تا شیفتگانش از وی روی گردان شوند، وباور کنند که او آنچنان که ادعا داشت، نه کم و نه زیاد هیچ ندارد. مأمون میخواست با تحمیل ولایتعهدی ازمقام و منزلت معنوی امام7 کاسته شود، و حضرت رضا7 از نفوذ کلام بماند، و از چشم اطرافیانش ساقط شود، و دیگر کسی او را به عنوان یک چهرهی مقدس و منزه نشناسد، و در نتیجه اعتقاد مردم نسبت به آن حضرت ضعیف شده و اعتمادشان سلب گردد، چه خلافت از نظر مردم نوعی آلودگی تلقی میشد، و وارد ساختن یک انسان مهذب در آن، باعث تنزل و سقوط اجتماعی او میگردید، از این جهت بود که به آن حضرت اعتراض کردند، و حضرت فرمود: خدا میداند که من از قبول آن اکراه داشتم.
4 . ترسیدم از آن که اگر او را بحالش واگذارم، چنان رخنهی درکار ما پدید آورد که نتوانم آن را سد کنم، و چنان مشکل برای ما خلق کند که تاب نیاورم . با این روش میتوانست فعالیتهای امام را زیر نظر بگیرد، از این رو، مراقبان و محافظان زیاد بر او گماشته بود، تا اخبار امام رضا7 را به سوی، برسانند.
یعنی: حال که در کار خود مرتکب خطا شده و خود را با بزرگ کردن او، در لبهی پرتگاه قرار داده ام، نباید درباره وی سهل انگاری کنیم، بدین جهت باید کم کم از شخصیت و عظمت او بکاهیم، تا او را پیش مردم بصورتی درآوریم که از نظر آنها شایستگی خلافت را نداشته باشد، سپس دربارهی وی چنان چاره اندیشی کنیم که از خطرات او که ممکن است متوجه ما شود، جلوگیری کرده باشیم.
5 . خاموش ساختن شعلههای خشم و اعتراض مخالفین خصوصاً علویان، و وانمود ساختن علاقه و محبت خود نسبت به آل علی7 برای جلب حمایت علویان هدف دیگر مأمون بود. زیرا شعلههای جنگی که بین امین و مأمون بر سر خلافت برافروخته شده بود، اکثریت عباسیها و شیعیان از امین پشتیبانی میکردند، خصوصاً مخالفت شیعیان خراسان که بیشتر نابودی مأمون را تهدید میکرد، و شورشهای دیگری در کوفه و بصره و مدینه و مکه، علیه مأمون محسوس بود، مأمون این وضعیت را که درک کرد، هیچ وسیله ای که برای بقای حکومت او نافع باشد ندید، جز آن که تظاهر به شیعی بودن کند، بدین سبب امام را به قبول ولایتعهدی مجبور کرد و مردم را به دوستی او میخواند و پول رسمی را بنام او سکه میزد و بدین وسیله شعلههای خشم مردم را فرو مینشاند. و خود میگفت: گمان نمیکنم بعد از آن که رضا را ولیعهد خود قرار دادم، از احدی از آل ابوطالب بترسم.[2]
[1] . بحار الانوار: مجلسی، محمد باقر، ج 48، ص 134؛ به نقل از علل الشرایع و عیون اخبار الرضا7.
[2] .