احتمال دیگر این است که اساسا مامون در این قضیه اختیاری نداشته، ابتکار از مامون نبوده، ابتکار از فضل بن سهل ذو الریاستین وزیر مامون بوده است[1] که آمد به مامون گفت: پدران تو با آل علی بد رفتار کردند، چنین کردند چنان کردند، حالا سزاوار است که تو افضل آل علی را که امروز علی بن موسی الرضا است بیاوری و ولایتعهدی را به او وا گذار کنی، و مامون قلبا حاضر نبود اما چون فضل این را خواسته بود چارهای ندید.
باز بنابراین فرض که ابتکار از فضل بود، فضل چرا این کار را کرد؟ آیا فضل شیعی بود؟ روی اعتقاد به حضرت رضا این کار را کرد؟ یا نه، او روی عقاید مجوسی خود باقی بود، خواست عجالتا خلافت را از خاندان عباس بیرون بکشد، و اصلا میخواست با اساس خلافت بازی کند، و بنابراین با حضرت رضا هم خوب نبود و بد بود، و لهذا اگر نقشههای فضل عملی میشد خطرش بیشتر از خلافت خود مامون بود چون مامون بالاخره هر چه بود یک خلیفه مسلمان بود ولی اینها شاید میخواستند اساسا ایران را از دنیای اسلام مجزا کنند و ببرند به سوی مجوسیت.
اینها همه سؤال است که عرض میکنم، نمیخواهم بگویم که تاریخ یک جواب قطعی به اینها میدهد.
[1] . مامون وزيرى دارد به نام فضل بن سهل. دو برادرند: حسن بن سهل و فضل بن سهل. ايندو ايرانى خالص و مجوسى الاصل هستند. در زمان برامكه - كه نسل قبل بودهاند - فضل بن سهل - كه با هوش و زرنگ و تحصيلكرده بود و مخصوصا از علم نجوم اطلاعاتى داشت آمد به دستگاه برامكه و به دست آنها مسلمان شد. (بعضى گفتهاند پدرشان مسلمان شد و بعضى گفتهاند نه، خود اينها مجوسى بودند، همان جا مسلمان شدند.) بعد كارش بالا گرفت، رسيد به آنجا كه وزير مامون شد و دو منصب را در آن واحد اشغال كرد. اولا وزير بود (وزير آن وقت مثل نخست وزير امروز بود، يعنى همه كاره بود، چون هيئت وزرا كه نبود، يك نفر وزير بود كه بعد از خليفه قدرتها در اختيار او بود.) و علاوه بر اين به اصطلاح امروز رئيس ستاد و فرمانده كل ارتش بود. اين بود كه به او «ذو الرياستين» مىگفتند، هم داراى منصب وزارت و هم داراى فرماندهى كل قوا. لشكر مامون، همه، ايرانى هستند (عرب در اين سپاه بسيار كم است) چون مامون در خراسان بود، جنگ امين و مامون هم جنگ عرب و ايرانى بود، اعراب طرفدار امين بودند و ايرانيها و بالاخص خراسانيها (مركز، خراسان بود) طرفدار مامون. مامون از طرف مادر ايرانى است. مسعودى، هم در مروج الذهب و هم در التنبيه و الاشراف نوشته است - و ديگران هم نوشتهاند - كه مادر مامون يك زن بادقيسى بود.
كار به جايى رسيد كه فضل بن سهل بر تمام اوضاع مسلط شد و مامون را به صورت يك لت بلا اراده در آورد.