همان گونه که اشاره رفت احکام شرعی تابع مصالح و مفاسدی است که اگر عقل بر تمام جهات آن واقف شود مطابق حکم شرع حکم خواهد کرد. از دیرباز حکمت برخی احکام شرعی مورد توجه و گفتگوی جماعتی از دینداران و مخالفان آموزههای دینی بوده است. در این باره برخی چنان راه افراط پیمودهاند که به بهانه تعقل میگویند: تا فلسفه یک حکم شرعی را نفهمیم، بدان عمل نخواهیم کرد. ایشان گویا فراموش کردهاند که وقتی عقل ما تمام زوایای احکام و مسائل مرتبط با آن را نمیشناسد، تعبد به دستورات دینی که اصول آن عقلایی و مورد قبول عقل باشد، عاقلانهترین کار است. در مسئله فلسفه احکام شرعی، هم چنان که نباید، احکام دینی را خالی از حکمت و مصالح و مفاسد دانست، باید از حکمت تراشی ناروا و سطحی کردن احکام دین و عمق زدایی از دستورات الهی خودداری کرد.
امام رضا7 ضمن تبیین فلسفه احکام، نوعی تبیین عقلانی از فلسفه احکام را پی میگیرند که با تعبّد به احکام منافاتی ندارد. ابن قتیبه نیشابوری نقل میکند که چون از فضل بن شاذان، آنچه را از فلسفه احکام بیان میکرد شنیدم، از او پرسیدم: آیا این علتها (حکمتها) را از استنباط و استخراج خود میگویی و تنها متکی به عقل تو است با آن که آن را شنیدهای و روایت میکنی؟ فضل بن شاذان گفت: مرا توان آن نبوده و نیست که مراد و حکمت خدا را در فرائضش و مراد و حکمت رسول را در سنّتش، از پیش خود بشناسم، بلکه آن چه نقل میکنم از مولایم امام رضا7 به صورت پراکنده شنیدهام و آنها را گرد آوردهام.[1] نکتهای که بد نیست بدان اشاره شود، احتیاط عبرت آموز جناب فضل بن شاذان و اظهار عجز او از پی بردن به اسرار احکام الهی است.
[1] . عیون اخبار الرضا7، شیخ صدوق;، انتشارات جهان، ج 2، ص 121 و بحار الانوار، ج 6، ص 85 و علل، ج 1، ص 270.