borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد نهم»
پاسخ به سؤالات منکر خدا

 

یکی از منکران خدا که سؤالات پیچیده ای درباره خداشناسی در ذهن خود انباشته بود؛ به حضور امام صادق7 آمد و سؤالات خود را مطرح کرد؛ و امام به یکایک آن پاسخ داد؛ به ترتیب زیر: خدا چیست؟

او چیزی بر خلاف همه چیز است؛ که گفتارم به یک معنائی بر می‌‌گردد؛ او چیزی است به حقیقت معنی چیز؛ نه جسم است و نه شکل؛ نه دیده می‌‌شود و نه لمس می‌‌گردد؛ و با هیچ‌یک از حس‌های پنچگانه (بینائی ـ شنوائی ـ چشائی ـ بویائی ـ و بساوائی) درک نمی‌‌گردد؛ خاطرها به او نمی‌‌رسند؛ گذشت روزگار؛ موجب کاهش و دگرگونی او نخواهد شد.

تو می‌‌گوئی خدا شنوا و بینا است؟ آری شنوا است ولی بدون عضو گوش؛ و بینا است بدون وسیله چشم؛ بلکه به ذات خود شنوا و بیناست؛ البته منظورم این نیست که او چیزی است؛ و ذات خود شنوا و بیناست؛ البته منظورم این نیست که او چیزی است؛ و ذات او چیز دیگر؛ بلکه برای فهماندن تو این گونه سخن گفتم؛ حقیقت این است که او با تمام ذاتش می‌‌شنود؛ اما معنی کلمه تمام این نیست که او جز دارد؛ بلکه می‌خواهم مقصودم را به تو بفهمانم؛ برگشت سخنم این است که: او شنوا؛ بینا و دانا است بی آنکه صفاتش جدای از ذاتش باشد.

ـ پس خدا چیست؟

او رب ّ (پروردگار) ؛ معبود و الله است؛ اینکه می‌‌گویم الله و رب است منظورم اثبات لفظ الف؛ لام؛ ها؛ را و با نیست؛ بلکه منظور آن حقیقت و معنایی است که آفریننده همه چیز است؛ و نامهائی مانند: الله؛ رحمان؛ رحیم؛ عزیز؛ و... اشاره به همان حقیقت است؛ و او است پرستیده شده بزرگ و عظیم.

هر چیزی که در خاطر انسان بگذرد؛ او مخلوق (ذهن) است؛ نه خالق.

اگر سخن تو درست باشد؛ لازمه‌اش این است که وظیفه خداشناسی از ما ساقط شود؛ زیرا ما فقط به شناختن آنچه که در ذهن می‌‌گذرد مکلف می‌‌باشیم؛ آنچه که ما درباره خدا می‌‌گوئیم این است که: هر چیزی که به وسیله حواس؛ قابل حس باشد و در محدوده احساس ما در آید مخلوق است (ولی حقیقت خدا قابل درک با حواس نیست؛ پس او خالق است).

ذات پاک خدا دارای دو جهت نیست:

1 ـ نیستی، 2 ـ شباهت به اشیا؛

که شباهت از ویژگی‌های مخلوق است که اجزایش بهم پیوسته بوده؛ و هماهنگی آشکار دارد؛ دارای پدید آورنده و آفریدگار است؛ که آن آفریدگار غیر از آفریده‌‌ها است و شباهت به آنها ندارد؛ وگرنه مانند آنها دارای صفات آنها می‌‌گردد مانند: پیوستگی، هماهنگی، تغییر، نبود و بود؛ و انتقال از کودکی به بزرگی؛ و از سیاهی به سفیدی؛ و از نیرومندی به ناتوانی و حالات دیگر که نیازی به شرح آنها نیست.

ـ آیا خدا دارای ذات و خودی است؟

آری؛ جز با ذات و خودی چیزی ثابت نگردد.

ـ آیا خدا چگونگی دارد؟

نه؛ زیرا کیفیت و چگونگی جهت چیزی است (مثل سفیدی برای کاغذ) و او جهت ندارد؛ ولی باید در خداشناسی از دو چیز دوری کنیم:

1. تعطیل و نیستی خدا.

2. تشبیه خدا به چیزی؛ زیرا کسی که ذات خدا را نفی کند؛ او را انکار نموده؛ ربوبیت او را رد کرده؛ و او را ابطال نموده است؛ و اگر کسی او را به چیزی تشبیه کند؛ او را موصوف به صفات ساخته شده که سزاوار مقام ربوبیت نیست کرده است؛ بنابراین؛ کیفیت به این معنی برای او درست نیست؛ اما توصیف او به کیفیت به این معنی که او را از دو جهت تعطیل (نیستی) و تشبیه بیرون آورد؛ برای خدا ثابت است.

ـ آیا خدا؛ خودش متحمل رنج و زحمت کارها می‌‌گردد؟

او برتر از چنین نسبتی است؛ تحمل رنج؛ از صفات مخلوق است که انجام کارها برای او بدون رنج میسر نیست؛ ولی ذات پاک خدا بالاتر از این تصورات است؛ اراده و خواستش؛ نافذ است؛ و آنچه بخواهد انجام خواهد شد.

 

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: