borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد نهم»
9 ـ نهی از اظهار نظر در امور دینی

کسانی می‏توانند در امور دینی اظهار نظر کنند که در این کار خبره باشند. اگر سیره معصومان را ملاحظه کنیم، احادیث‏ بسیاری‏ در نهی از فتوای بدون علم و اظهار نظرهای کم‏ مایه در امور دینی‏ می‏یابیم.

بعد از شهادت امام رضا7، وضعیت‏ شیعیان مقداری ‏متزلزل گردید؛ به حدی که برخی از بزرگان مانند یونس بن‏ عبدالرحمان نیز دچار لغزش شدند.

در تاریخ آمده است: عده‌‏ای ازبزرگان شیعه مانند ریان بن صلت، صفوان بن یحیی، یونس بن‏عبدالرحمان و دیگران در خانه عبدالرحمان بن حجاج در بغداد گرد آمدند و در سوگ امام رضا7 به گریه و زاری پرداختند. یونس ‏به آنان گفت: از گریه دست‏ بردارید. برای امر امامت چاره ‏ای‏ بیندیشید و ببینید تا این کودک امام جواد7 بزرگ شود، چه کسی ‏عهده ‏دار امامت‏ شیعه گردد و ما مسایل خود را از چه کسی بپرسیم.

در این هنگام، ریان بن صلت‏ برخاست و گلوی یونس را فشرد و گفت: معلوم شد تو در عقیده‌‏ات در مورد امامت استوار نیستی؛ زیرا اگر امر امامت از جانب خدا باشد، فرقی بین طفل یک روزه و پیرمرد صد ساله نیست.

سپس حدود هشتاد نفر از بزرگان شیعه برای انجام ‏مراسم حج و دیدار با امام جواد7 عازم مدینه شدند. آنها هنگام ‏ورود به مدینه به خانه امام صادق7 که در آن هنگام خالی از سکنه بود، رفتند.

بعد از مدتی عموی امام جواد7 (عبدالله بن‏ موسی) وارد شد و در صدر مجلس نشست. شخصی بلند شد و گفت: عبدالله‏ پسر رسول خداست و هر کس پرسشی دارد، از او بپرسد. او می‌‌‏خواست ‏زمینه جانشینی عبدالله بن موسی را به جای امام رضا7 فراهم‏ سازد. چند نفر از حاضران مسایلی را پرسیدند، ولی عبدالله‏ پاسخ‌های نادرست داد.

شیعیان غمگین و ناراحت‏ شدند و تصمیم‏ گرفتند. مدینه را ترک کنند. در این هنگام، امام جواد7 واردشد، به پرسش‌های شیعیان پاسخ‌های درست و قانع کننده داد و خطاب ‏به عمویش فرمود: عمو! از خدا بترس؛ چرا با این که در میان امت داناتر از تو وجود دارد، اظهار نظر می‏کنی؟ در قیامت چه جوابی خواهی داشت؟

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: