حسادت و کینه منصور و شیوهها و ترفندهایی که برای کمرنگ کردن موقعیت امام بکار میبرد مؤثر واقع نمیشد. بدین خاطر شیوه نامردی را در پیش گرفت و مصمم شد که محرمانه امام را مسموم نماید.
منصور برای شکستن عزت خدادادی امام، او را تحقیر میکرد و به او میگفت برخلاف تصوّر عامّه تو دارای چنان شأن و موقعیتی نیستی. مردم درباره تو خیالات واهی دارند و گمان میکنند تو اول شخصیت دنیای اسلامی ولی این چنین نیست...
البته امام در برابر او، آن جا که جای گفتن حق و اعلام موجودیت بود فرو نمیماند. روزی در برابر تحقیرش فرمود: من شاخهای از شاخههای درخت پر بار رسالتم، پرورده شده در دامان فرشتگانم، مشعلی از مشعلهای فروزان و ستارهای درخشان از ستارگان روشنی بخش آسمان ولایتم و...
گاهی او را متهم میکرد که تو قصد خرید اسلحه و آشوب علیه من را داری، میخواهی علیه حکومت من بلوائی بر پا کنی، میخواهی مردم را علیه من بشورانی، تو درصدد جمع آوری پول برای براندازی من و از بین بردن حکومت منی و ... و گاهی او را متهم میکرد که عقیده معتزله را پذیرفته است.