همه امامان شیعه در برابر ستمی که درباره حضرت زهرا3 انجام شد، حساس بودند و به مناسبتهای مختلف خشم خود را از این قضیه ابراز میکردند.
زکریا بن آدم میگوید: خدمت حضرت رضا7 نشسته بودم که امام جواد7 را پیش او آوردند. پس آن حضرت از چهار سال کمتر بود. حضرت جواد7 دستهایش را بر زمین نهاد، سرش را به طرف آسمان بلند کرد و در فکری عمیق فرو رفت.
امام رضا7 فرمود: جانم فدایت چرا در فکری؟ امام جواد7 فرمود: به آنچه درباره مادرم زهرا3 انجام شد، میاندیشم. به خدا سوگند، حق قاتلانش آن است که اگر دستم به آنها برسد، آنان را سوزانده، تکه تکه کنم وریشه شان را برکنم.
در این هنگام، امام رضا7 او را در آغوش کشید، میان دو چشمش را بوسید و فرمود: پدر و مادرم فدایت، به راستی که تو لایق امامت شیعه هستی.