borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد نهم»
نظر شیخ مفید و شیخ صدوق

فرض دیگر ـ که این فرض خیلی بعید نیست چون امثال شیخ مفید و شیخ صدوق آن را قبول کرده‏اند ـ این است که مامون در ابتدای امر صمیمیت داشت ولی بعد پشیمان شد. در تاریخ هست ـ همین ابو الفرج هم نقل می‏کند، و شیخ صدوق مفصل‌ترش را نقل می‏کند، شیخ مفید هم نقل می‏کند - که مامون وقتی که خودش این پیشنهاد را کرد گفت: زمانی برادرم امین مرا احضار کرد (امین خلیفه بود و مامون با اینکه قسمتی از ملک به او واگذار شده بود ولیعهد هم بود) من نرفتم و بعد لشکری فرستاد که مرا دست‏بسته ببرند. از طرف دیگر در نواحی خراسان قیام‌هایی شده بود و من لشکر فرستادم، در آنجا شکست‏ خوردند، در کجا چنین شد و شکست‏ خوردیم، و بعد دیدم روحیه سران سپاه من هم بسیار ضعیف است، برای من دیگر تقریبا جریان قطعی بود که قدرت مقاومت ‏با برادرم را ندارم و مرا خواهند گرفت، دست بسته تحویل او خواهند داد و سرنوشت ‏بسیار شومی خواهم داشت. روزی بین خود و خدای خود توبه کردم ـ به آن کسی که با او صحبت می‏کند اتاقی را نشان می‌دهد و می‏گوید ـ در همین اتاق دستور دادم که آب آوردند، اولا بدن خودم را شستشو دادم، تطهیر کردم (نمی‏دانم کنایه از غسل کردن است ‏یا همان شستشوی ظاهری)، سپس دستور دادم لباس‌های پاکیزه سفید آوردند و در همین جا آنچه از قرآن حفظ بودم خواندم و چهار رکعت نماز بجا آوردم و بین خود و خدای خود عهد کردم (نذر کردم) که اگر خداوند مرا حفظ و نگهداری کند و بر برادرم پیروز گرداند، خلافت را به کسانی بدهم که حق آنهاست، و این کار را با کمال خلوص قلب کردم. از آن به بعد احساس کردم که گشایشی در کار من حاصل شد. بعد از آن در هیچ جبهه‏ای شکست نخوردم. در جبهه سیستان افرادی را فرستاده بودم، خبر پیروزی آنها آمد. بعد طاهر بن الحسین را فرستادم برای برادرم، او هم پیروز شد، مرتب پیروزی و پیروزی، و من چون از خدا این استجابت دعا را دیدم می‌خواهم به نذری که کردم و به عهدی که کردم وفا کنم.

شیخ صدوق و دیگران قبول کرده‏اند، می‏گویند قضیه همین است، انگیزه مامون فقط همین عهد و نذری بود که در ابتدا با خدا کرده بود.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: