زین ماتمی که چشم ملایک ز خون، ترست
گویا عزای صادق آل پیمبرست
یا رب چه روی داده، کزین سوگ جانگداز
خلقی پریش خاطر و دلها پرآذرست
مُلک و مَلَک به ناله و افغان و اشک و آه
چون داغدار، حضرت موسی بن جعفرست
خون میرود ز فرط غم از چشم شیعیان
زیرا که قلب عالم امکان مکدَّرست
منصور، شاد گشت ز قتل خدیو دین
امّا به خُلد، غمزده زهرای اطهرست
او گر چه کشت خسرو دین را ولی به دهر
نامش به ننگ تا به ابد ثبت دفترست
تن درنداد بر ستم و این کلام نغز
بر پیروان حقّ و عدالت مقرّرست
آزادْمرد، تن به زبونی نمیدهد
مرگ از حیات در نظر مرد خوشترست
تنها نه اشکبار چشم «صفا» زین عزا بود
دلهای شیعیان همه از غم مکدّرست[1]
[1] . شاعر: علی سهرابی تویسركانی (صفا)