borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد نهم»
1. تقوای الهی و عدم همراهی با فساد دربار

می‏دانیم که یکی از القاب آن حضرت «تقی‏» است و این به خاطره ‏جلوه و ظهور خاصی است که تقوای الهی آن امام همام در اجتماع ‏آن روز نموده و جهانی از پاکی و عفاف و تقوا را فرا راه‏ دیدگان قرار داده بود والا تمامی معصومین برخوردار از صفت‏ تقوا و عصمت الهی هستند چنانکه همه «صادق‏» راستگو و «کاظم‏» فرو برنده خشم و «زین العابدین؛ زیباترین روح ‏پرستنده‏» هستند.

اما فرهنگ القاب معصومین ریشه‏ای اجتماعی و برخاسته از عنایت الهی دارد که لقب «تقی‏» نیز از این مقوله‏ است.

نگاهی به شرایط اجتماعی آن بزرگوار و وضعیت درباریان ما را بدین نکته رهنمون می‏کند که دشمن تلاشی پیگیر داشت تا به‏ گمان خود آن حضرت را با عیاشی‌ها و فساد دربار برای یک بار هم‏ که شده است آلوده کند و در نتیجه آن حضرت را از چشم شیعیان و طرفدارانش که او را به خاطر پاکی و طهارت الهی‏اش می‌ستودند ساقط کند و حتی مامون برای کشاندن آن حضرت به بزم دربار دخترش ام‌الفضل را به عقد آن حضرت در آورد و در این جهت دستور لازم را نیز صادر کرد. اما راه به جایی نبرد و پاکی و تقوای ‏امامت ‏بر اندیشه باطل مامونی پیروز گشت و نورانیتی مضاعف ‏یافت.

این بار کافی است روایت ذیل را مرور کنیم:

ابن شهر آشوب در کتاب «مناقب‏» از محمدبن ریان نقل می‏کند که ‏مامون درباره امام محمد تقی7 به هر نیرنگی دست زد شاید بتواند آن حضرت را مانند خود اهل دنیا نماید و به فسق و لهو، او را متمایل کند به نتیجه‏ای نرسید تا زمانی که خواست دختر خود را به خانه آن حضرت بفرستد دستور داد صد کنیزک از زیباترین کنیزکان را بگمارند تا زمانی که امام جواد7 برای ‏حضور در مجلس دامادی وارد می‏شود با جامه‌ای جواهر نشان از او استقبال کنند.

کنیزان به آن دستورالعمل رفتار کردند ولی حضرت‏ توجهی به آنها ننمود.

در آنجا مردی بود به نام «مخارق‏» که آوازه‏خوان بود و بربط نواز و ریشی دراز داشت. مامون او را طلبید و از او خواست که تلاش خود را جهت متمایل نمودن امام به امور مزبور به کار گیرد. مخارق به مامون گفت اگر ابوجعفر7 کمترین‏ علاقه‏ای به دنیا داشته باشد من به تنهایی مقصود تو را تامین‏ می‏کنم. پس نشست مقابل آن حضرت و آواز خود را بلند کرد به گونه‏ای‏ که اهل خانه دورش گرد آمدند و شروع کرد به نواختن عود و آوازخوانی. ساعتی چنین کرد ولی دید حضرت جواد7 نه به سوی او و نه به راست و چپ خود هیچ توجهی ننمود. سپس سر برداشت و رو به‏ آن مرد کرد و فرمود، «اتَّقِ اللَّـهَ يَا ذَا الْعُثْنُونِ‏»؛ از خدا پروا کن ‏ای ریش دراز. پس عود و بربط از دست آن مرد افتاد و دستش از کار افتاد و بعد از مدتی از دنیا رفت.

مامون از او پرسید تو را چه شد؟ گفت: وقتی که ابو جعفر7 فریاد برکشید آن چنان هراسیدم که هرگز به‏ حالت اول باز نخواهم گشت.

روایت فوق بیانگر عمق توطئه مامون ‏جهت نشانه گرفتن تقوای الهی امام جواد7 می‌باشد که عصمت الهی‏ امام جواد7 نقشه‏های آنان را نقش بر آب می‏نمود. و در همین ‏راستا سخن دیگری که از «ابن ابی داود» نقل شده است که در جمع اطرافیان خود گفت:

خلیفه به این فکر افتاده است که ابوجعفر7 را برای شیعیان و پیروانش به صورت زشت و مست نامتعادل آلوده به عطر مخصوص زنان ‏نمودار کند. نظر شما در این باره چیست؟ آنها می‏گویند این کار دلیل شیعیان و حجت آن را از بین خواهد برد اما فردی از میان ‏آنان ‏می‏گوید جاسوس‌هایی از میان شیعیان برایم این چنین خبر آورده‏اند که شیعیان می‌گویند؛ در هر زمان باید حجتی الهی باشد و هرگاه حکومت متعرض فردی که چنین مقامی نزد آنان دارد بشود خود بهترین دلیل است‏ بر این که او حجت‏ خداست. پس از آن «ابن ابی‏داود» خبر را به خلیفه منتقل می‏کند در این هنگام خلیفه این ‏چنین اظهار نظر می‏کند که «امروز درباره اینها هیچ چاره و حیله‏ای وجود ندارد. ابوجعفر را اذیت نکنید.

پس از نومیدی از همراهی امام و درخشش هر چه بیشتر جلوه‏های پاکی و تقوای امام ‏بود که دشمن تصمیم به شهادت امام7 را می‏گیرد زیرا که هر روز شخصیت امام فروغی فروزان‌تر به خویش می‏گیرد و دل‌های مشتاق ‏پاکی و عفاف را هر چه بیشتر به سوی خویش جذب می‏کند.

و امام7 خود بی‌رغبتی و ناراحتی خویش را از وضعیت دربار و همراهی آنان ‏اظهار می‏داشت. «حسین مکاری‏» می‏گوید: در بغداد بر ابو جعفر7 وارد شدم و در نزد خلیفه با نهایت جلالت می‏زیست. با خود گفتم که‏ حضرت جواد7 با این موقعیت که در اینجا دارد دیگر به مدینه ‏برنخواهد گشت. چون این خیال در خاطر من گذشت دیدم امام سرش را پایین انداخت و پس از اندکی سربلند کرد در حالی ‏که رنگ مبارکش ‏زرد شده بود، فرمود: «ای حسین نان جو با نمک نیمکوب در حرم ‏رسول خدا6 نزد من بهتر است از آنچه که مشاهده می‏کنی.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: