borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد نهم»
زندگي نامه امام جوادﹸ

امام نهم، امام محمد تقی، ملقب به جوادالائمه فرزند دلبند امام هشتم، امام رضا7 از بانويی محترمه به نام خیزران در دهم رجب سال 195 هجری برابر با 23 فروردین سال 190 شمسی در مدینه متولد شد. ایشان پس از پدر بزرگوارش هفده سال ولایت و رهبری امت اسلامی را به عهده داشتند و در تاریخ سی‌ام ذیقعده سال 220 هجری برابر با هشتم آذر 214 شمسی توسط معتصم عباسی مسموم و به قتل رسید. قبر شریف آن حضرت در کنار جدّش موسی بن جعفر7 در کاظمین است. از امام نهم چهار فرزند پسر و هفت فرزند دختر به جای مانده است.

آگاهی‌های تاریخی درباره زندگی امام جواد7 چندان گسترده نیست؛ زیرا افزون بر آن که محدودیت‌های سیاسی همواره مانع از انتشار اخبار مربوط به امامان معصوم7 می‌گردید، تقیه و شیوه‌های پنهانی مبارزه که برای «حفظ امام و شیعیان از فشار حاکمیت» بود، عامل مؤثری در عدم نقل اخبار در منابع تاریخی است. افزون بر آن، زندگی امام جواد7 چندان طولانی نبوده است که اخبار فراوانی هم از آن در دسترس ما قرار گیرد.

و نیز گفتنی است، زمانی که امام رضا7 به خراسان برده شد، هیچ یک از اعضای خانواده خود را به همراه نبرد و در آنجا تنها زندگی می‌کرد. و از اخبار مربوط به شهادت امام رضا7 چنین بر می‌آید که امام جواد7 آن هنگام در مدینه اقامت داشت و تنها برای غسل پدر و اقامه نماز به آن حضرت در طوس حضور یافت.

هنگامی که مأمون بعد از شهادت امام رضا7 در سال 204 به بغداد بازگشت، از ناحیه حضرتش اطمینان خاطر پیدا کرده بود، ولی این را می‌دانست که شیعیان پس از امام رضا7 فرزند او را به امامت خواهند پذیرفت و در این صورت خطر همچنان بر جای خود خواهد ماند. او سیاست کنترل امام کاظم7 توسط پدرش را ـ که او را به بغداد آورده و زندانی کرده بود ـ به یادداشت و با الهام از این سیاست، همین رفتار را با امام رضا7 در پیش گرفت، ولی با ظاهری آراسته و فریبکارانه، به گونه‌ای که می‌کوشید نه تنها در ظاهر امر مسأله زندان و مانند آن در کار نباشد، بلکه با برخورد دوستانه، چنین تبلیغ شود که او علاقه و محبت ویژه نیز به ایشان دارد. اینک نوبت امام جواد7 فرا رسیده بود تا به نحوی کنترل شود. مأمون برای انجام این هدف، دختر خود را به عقد وی درآورد و او را داماد خود کرد. از همین رهگذر بود که مأمون به راحتی می‌توانست از طرفی امام را در کنترل خود داشته باشد و از طرف دیگر آمد و شد شیعیان و تماس‌های آنان را با آن حضرت زیر نظر بگیرد.

بر اساس برخی نقلها، مأمون پس از ورود به بغداد ـ در سال204 ـ بلافاصله امام جواد7 را از مدینه به بغداد فراخواند.[1] افزون بر این، مأمون متهم بود که امام رضا7 را به شهادت رسانده است. اکنون می‌بایست با فرزند وی به گونه‌ای رفتار کند که از آن اتهام نیز مبرّی شود.

از روایتی که شیخ مفید از ریان بن شبیب نقل کرده، چنین بر می‌آید: موقعی که مأمون تصمیم به ازدواج ام فضل با امام جواد7 گرفت، عباسیان برآشفتند؛ زیرا ترس آن داشتند که پس از مأمون، خلافت به خاندان علوی برگردد، چنانکه درباره امام رضا7 هم به سختی دچار همین نگرانی شده بودند.[2] ولی به طوری که از دو روایت فوق برمی‌آید، آنان مخالفت خود را به گونه دیگری وانمود کرده و گفتند: دختر خود را به ازدواج کودکی در می‌آورد که: تفقه در دین خدا ندارد، حلال را از حرام تشخیص نمی‌دهد و واجب را از مستحب باز نمی‌شناسد.

مأمون در مقابل این برخورد، مجلسی برپا کرد و امام جواد7 را به مناظره علمی با یحیی بن اکثم، بزرگ‌ترین دانشمند و فقیه سنی آن عصر، فراخواند تا بدین وسیله مخالفان و اعتراض کنندگان عباسی را به اشتباه خود آگاه کند.[3] این در حالی بود که بنا به این دو روایت، هنگام عقد ازدواج ام فضل با امام جواد7 هنوز به آن حضرت «صبی» اطلاق می‌شده است.

 


[1] . الحیاهٔ السیاسیهٔ للامام الجواد 7، ص 65.

[2] . الارشاد، ص 319.

[3] . همان، صص 319 ـ 320.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: