borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد نهم»
2 . برتری دانش و تفوق علمی

دومین عامل شهادت امام جواد7 را می‌توان حضور قوی و کارآمد حضرت در صحنه‏های علمی و برتری دانش آن حضرت برشمرد زیرا که‏ این امر ناتوانی خلیفه را در مقابل امام جواد7 که بسیاری ‏خلافت را حق آنان می‌دانستند به نمایش می‏گذاشت. و ضعف بنیه علمی‏ دانشمندان درباری را هر چه بیشتر آشکار می‌ساخت که از میان ‏مباحثات متعدد حضرت یکی از آنها را برگزیده و نقل می‏کنیم.

«زرقان‏» که با «ابن ابی داود» دوستی و صمیمیت داشت می‏گوید یک روز ابن ابی داود از مجلس معتصم بازگشت، در حالی که به ‏شدت افسرده و غمگین بود علت را جویا شدم گفت: امروز آرزو کردم ‏که کاش بیست ‏سال پیش مرده بودم پرسیدم چرا؟ گفت: به خاطر آنچه ‏از ابوجعفر «امام جواد7» در مجلس معتصم بر سرم آمد. گفتم:

جریان چه بود؟ گفت: شخصی به سرقت اعتراف کرد و از خلیفه‏ «معتصم‏» خواست که با اجرای کیفر الهی او را پاک سازد. خلیفه ‏همه فقها را گرد آورد و محمد ابن علی «حضرت جواد7‏» را نیز فرا خواند و از ما پرسید دست دزد از کجا باید قطع شود؟ من‏ گفتم: از مچ دست. گفت: دلیل آن چیست؟ گفتم: چون منظور از دست‏ در آیه تیمم «فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْديكُمْ‏»، صورت و دست‌هایتان ‏را مسح کنید» تا مچ دست است. گروهی از فقها در این مطلب با من موافق بودند و می‏گفتند: دست دزد باید از مچ قطع شود ولی‏ گروهی دیگر گفتند: لازم است از آرنج قطع شود و چون معتصم دلیل‏ آن را پرسید گفتند: منظور از دست در آیه شریفه وضوء:

«فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ‏» صورت‌ها و دست‌هایتان ‏را تا آرنج ‏بشویید. تا آرنج است. آنگاه معتصم رو به محمد بن ‏علی امام جواد7 کرد و پرسید: نظر شما در این مساله چیست؟

گفت: اینها نظر دادند، مرا معاف بدار. معتصم اصرار کرد و قسم ‏داد که باید نظرتان را بگویید. محمد بن علی7 گفت: چون قسم‏ دادی نظرم را می‏گویم. اینها در اشتباه‏اند. زیرا فقط انگشتان ‏دزد باید قطع شود و بقیه دست ‏باید باقی بماند. معتصم گفت: به ‏چه دلیل؟

گفت: زیرا رسول خدا6 فرمود: سجده بر هفت عضو بدن تحقق‏ می‏پذیرد. بنابراین اگر دست دزد از مچ یا آرنج قطع شود دستی ‏برای او نمی‏ماند تا سجده نماز را به جا آورد و نیز خدای متعال ‏می‏فرماید: «وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّـهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّـهِ أَحَداً» سجده‏گاه‌ها از آن خداست. پس هیچ کس را همراه با خدا مخوانید. ابن‏ ابی داود می‏گوید: معتصم جواب محمد بن علی را پسندید دستور داد انگشتان دزد را قطع کنند و من همانجا آرزوی مرگ کردم. پس از سه روز ابن ابی داود به حضور معتصم می‌رسد و می‏گوید: به معتصم ‏گفتم خیرخواهی برای امیرالمومنین بر من واجب است و من در این ‏جهت ‏سخنی می‏گویم که می‏دانم با آن به آتش جهنم می‏افتم. معتصم ‏گفت آن سخن چیست؟ گفتم:

چگونه امیرالمومنین برای امری از امور دینی که اتفاق افتاده ‏است ‏به خاطر گفته مردی که نیمی از مردم به امامت او معتقدند و ادعا می‏کنند او از امیرالمومنین شایسته‏تر به مقام اوست، تمامی ‏سخنان آن علماء و فقها را رها کرده و به حکم آن مرد حکم کرد؟

پس رنگ معتصم تغییر کرد و متوجه هشدار من شد و گفت: خدا را در برابر این خیرخواهیت ‏به تو پاداش نیک عطا کند و پس از آن بود که تصمیم به شهادت امام7 گرفت.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: