آل برمک، مخصوصاً یحیی بن خالد برمکی برای حفظ حکومت و مقام خویش، هارون عباسی را وادار کردند تا موسی بن جعفر7 را شهید کرد. بدین سبب امام رضا7 در مکه به آنها نفرین کردند و حکومت و مقامشان تار و مار گردید.
محمد بن فضیل گوید: ابوالحسن رضا7 را دیدم، در عرفات ایستاده و دعا میکرد. بعد سرش را پایین انداخت، (گویی چیزی به قلب مبارکش الهام شد) که وی علت سر به زیر انداختن را پرسیدند؟
فرمود: به برامکه نفرین میکردم که سبب قتل پدرم شدند. خداوند امروز دعای مرا درباره آنها مستجاب کرد، امام از مکه برگشت، چیزی نگذشت که در همان سال، هارون بر آنها خشم گرفت و تار و مارشان کرد.[1]
جعفر برمکی شقه شد، پدرش یحیی به زندان رفت. به طوری متلاشی شدند که مایه عبرت مردم گشتند.
***
[1] . عیون اخبارالرضا: ج 2، ص 225، باب 50.