borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد نهم»
مناقب و صفات آن حضرت

خداوند برخی از آنها را به او اختصاص داده تا به علوّ مقام و ارجمندی‌‌‌‌اش گواهی دهند.

ابن طلحه بخشى از كرامات آن حضرت را بیان كرده كه «ان شاء اللّه» ما بعضى از آنها را نقل خواهیم كرد.

شیخ مفید; از یزید بن سلیط ضمن حدیثى طولانى از ابوابراهیم امام كاظم7 نقل كرده است كه در همان سال رحلتش فرمود: «من امسال از دنیا مى‌‌روم و امر ولایت به پسرم على همنام دو على مى‌‌رسد؛ امّا على اول، على بن ابى طالب7 و على دیگر، على بن حسین7 است، علم و حلم، نصرت و محبت، ورع و دیانت اولى و محنت پذیرى و صبر بر شداید دومى را به او داده‌اند.[1]

على بن عیسى اربلى; در فصلى كه بخشى از خصایص و مناقب و اخلاق كریمه امام رضا7 را نقل كرده،[2] به نقل از ابراهیم بن عباس مى‌‌گوید: من هرگز ندیدم كه چیزى را از امام رضا7 بپرسند و او نداند و در روزگاران تا زمان او كسى را داناتر از او سراغ ندارم، مامون درباره هر چیزى به عنوان آزمون از او مى‌‌پرسید و او پاسخ مى‌‌داد در حالى كه تمام سخن و پاسخ و استشهاد وى برگرفته از قرآن مجید بود.

هر سه روز یك مرتبه قرآن را ختم مى‌‌كرد و مى‌‌فرمود: «اگر بخواهم كمتر از سه روز ختم كنم. مى‌‌توانم ولى من هرگز بر آیه‌اى نمى‌‌گذرم مگر اینكه درباره آن مى‌‌اندیشم و درباره‌شان نزولش فكر مى‌‌كنم.»

شب هنگام، كم خواب و بیشتر روزها روزه دار بود.

در هر ماه سه روز، روزه‌‌‌‌اش ترك نمى‌‌شد. كار خیر بسیار مى‌‌كرد و صدقه نهانى بسیار مى‌‌داد كه بیشتر آن در شبهاى تاریك بود. بنابراین هر كه گمان كند نظیر او در فضیلت دیده است، باور نكن.[3]

از محمّد بن عباد نقل كرده، مى‌‌گوید: حضرت رضا تابستان روى حصیر و زمستان روى پلاس مى‌‌نشست، تن پوشش جامه اى خشن بود امّا در حضور مردم با لباس آراسته ظاهر مى‌‌شد.[4]

از اباصلت، عبدالسلام بن صالح هروى نقل كرده كه مى‌‌گوید: من داناتر از على بن موسى الرضا7 را ندیدم و هیچ عالمى هم او را ندیده مگر این كه مانند من درباره او گواهى داده است. مامون گروهى از دانشمندان ادیان و فقهاى شریعت و متكلمان را در چندین مجلس با آن حضرت رو به رو كرد و آن حضرت سرانجام بر همه غالب شد تا آنجا كه كسى از ایشان نماند
مگر آن كه به فضل آن وجود گرامى اقرار كرد و به ناچیزى خویش اعتراف نمود.

من از آن حضرت شنیدم كه مى‌‌گفت: «در روضه پیامبر صلى اللّه علیه و اله مى‌‌نشستم در حالى كه بسیارى از علماى مدینه در آن جا بودند. وقتى كه یكى از آنها از حل مساله اى فرو مى‌‌ماند همگى به من اشاره مى‌‌كردند و مسائل را نزد من مى‌‌فرستادند و من جواب مى‌‌دادم.»[5]

ابوالصلت مى‌‌گوید: محمّد بن اسحاق بن موسى از قول پدرش نقل مى‌‌كند كه موسى بن جعفر7 به پسرش مى‌‌گفت: «این برادر شما على بن موسى عالم آل محمّد6 است، مسائل دینتان را از او بپرسید و آنچه را كه مى‌‌گوید حفظ كنید؛ زیرا من از پدرم جعفر بن محمّد7 شنیدم كه به من فرمود: عالم آل محمّد6 در صلب تو است، كاش من او را درك مى‌‌كردم كه او همنام امیرالمؤمنین7 است».[6]

از محمّد بن یحیى فارسى نقل شده که: روزى ابونواس امام رضا7 را دید که سوار بر استر از نزد مأمون مى‌‌آمد، به آن حضرت نزدیک شد و سلام داد و گفت: یابن رسول اللّه، من اشعارى درباره شما گفته ام، مایلم که شما آنها را از زبان من بشنوید. فرمود: بخوان! ابونواس شروع به خواندن کرد.

امام رضا7 فرمود: تو اشعارى گفته‌اى که پیش از تو کسى نظیر آنها را نگفته است، غلامش را صدا زد و فرمود: «آیا چیزى از مخارجمان موجود است؟ عرض کرد: سیصد دینار موجود است. فرمود: آنها را به ابونواس بده. سپس فرمود: شاید این مبلغ کم باشد این استر را هم به او بده .»[7]

از ابوالصلت هروى نقل است که امام رضا7 با همه مردم به زبان خودشان سخن مى‌‌گفت و به خدا سوگند که فصیح‌ترین و داناترین مردم به تمام زبان‌ها و لهجه‌ها بود.

روزى به آن حضرت گفتم: یابن رسول اللّه من از این که شما این همه زبان‌هاى مختلف را مى‌‌دانید در شگفتم، فرمود: «اى اباصلت من حجت خدایم بر خلق و نمى‌‌شود که خداوند حجتى را بر قومى بفرستد و او زبان آن قوم را نداند. آیا این سخن امیرالمؤمنین على7 را نشنیده اى که فرمود: «ما را فصل الخطاب داده‌اند» و آیا فصل الخطاب چیزى جز دانستن زبان‌هاى مختلف است.»[8]

و از امام رضا7 نقل شده است که مردى از اهل خراسان به آن حضرت گفت: یابن رسول اللّه، رسول خدا را در خواب دیدم، به من فرمود: چگونه خواهید بود وقتى که در سرزمین شما پاره تن من دفن شود و امانت من به شما سپرده شده تا آن را حفظ کنید و قطعه اى از جسم من در خاک شما پنهان شود؟

امام رضا7 فرمود: «منم آن مدفون در سرزمین شما و منم پاره تن پیامبرتان و منم آن امانت و آن قطعه بدن، بدانید که هر کس مرا زیارت کند در حالى که به آنچه خداى تعالى از حقوق و طاعت من واجب کرده است معرفت داشته باشد، من و پدرانم روز قیامت شفیع او خواهیم بود و هر که را ما شفاعت کنیم نجات یافته است هر چند که بمانند گناه جن و انس داشته باشد، پدرم به نقل از جدم و او از قول پدرش نقل کرده که رسول خدا6 فرمود: هر که مرا در خواب ببیند، به حق مرا دیده است زیرا که شیطان نمى‌‌تواند به صورت من و کسى از اوصیاى من و احدى از شیعیان ایشان در آید و براستى که رؤیاى صادقه یک جزء از هفتاد جزء نبوت است.»[9]

امّا روایاتى که از آن حضرت در علوم مختلف و انواع حکمت نقل شده و اخبار جمع شده و پراکنده و احسان آن حضرت با اهل ملل و مناظرات مشهورش، از حد شمار بیرون است .

على بن عیسى اربلى; گوید: [10] این کتاب «عیون اخبار الرضا7» مشتمل بر مطالب کمیاب و برجسته، بهتر از رشته هاى گلوبند آویخته بر گردن دوشیزگان بکر، هر که مى‌‌خواهد چشمش ‍ در باغستان آن کتاب سیر کند و تشنگیش را از زلال آبگیرهایش سیرآب نماید و از شگفتی‌ها و فنون و بوستان‌ها و چشمه سارانش بهره گیرد من او را راهنمایى کردم و اندیشه‌‌‌اش را بدان سمت هدایت نمودم، چیزى افزون بر محتواى آن نتوان یافت که سخن جامع را بخوبى بیان کرده است.

 


[1] . ارشاد، ص 285.

[2] . «كشف الغمه»، ص 274.

[3] . همان ماخذ، ص 273.

[4] . همان ماخذ، همان ص .

[5] . همان ماخذ، همان ص .

[6] . همان ماخذ، همان ص .

[7] . همان مأخذ، ص ۲۷۳ و ۲۷۷.

[8] . همان مأخذ، ص ۲۷۳ و ۲۷۷.

[9] . همان مأخذ، ص ۲۷۳.

[10] . همان مأخذ، ص ۲۶۸.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: