اگر بخاری میبود شاید میگفت: من تنها نبودم، مسلم هم همین جریان را نقل کرده وگفته است: که ابن عباس بر این رزیّه چنان گریست که از اشکهایش ریگهاتر شدند. «ابن عباس گفت: روز پنجشنبه، چه روز پنجشنبهای! سپس گریست تا آب دیدگانش ریگها را تر کرد. پس گفتم: روز پنجشنبه چیست؟ گفت: بیماری رسول خدا6 شدید گشت، پس فرمود: بیاورید تا برای شما نوشتاری بنویسم که بعد از من گمراه نشوید. پس نزاع کردند، ونزاع در نزد پیامبر سزاوار نیست، و گفتند او را چه شده است، هزیان میگوید، از او جویاشویم، فرمود، رها کنید، مرا...»[1]
ابن ابی شیبه استادم قبل از من فاجعه را روشنتر بیان کرده که تهدید به آتش کشیدن خانه را ذکر کرده. مطلب روشنتر از آن است که بتوان آن را مخفی کرد، چه اینکه این مطلب در منابع معتبر ما اهلسنت فراوان آمده. شاید کسی تصّور کند: آنچه به سند صحیح ومعتبر ثابت وغیر قابل انکار است، تهدید به آتش کشیدن خانه فاطمه3 است، امّا اصل آتش زدن ثابت نیست. بلی، کلام ابن ابی شیبه به تنهایی آتش زدن بیت وحی را ثابت نمیکند، امّا بخاری با نقل بیعت نکردن علی7 با ابوبکر از به آتش کشیدن بیت نبوّت خبر میدهد. زیرا در نقل ابن ابی شیبه خواندیم که عمر قسم یاد کرد اگر بیعت نکنند دستور میدهم تا خانه را با اهلش آتش زنند. آنچنان سوگند عمر جدّی بود که فاطمه3 سوگند میخورد که عمر به قسمش وفا خواهد کرد. وبخاری آورده است: «فاطمه3 بر ابوبکر غضب نمود پس با وی قهر کرد و با او سخنی نگفت تا وفات نمود وبعد از پیغمبر6 شش ماه زندگی کرد... (و علی7) در این ماهها بیعت نکرد.»[2]
پس بنابراین چنانکه بلاذری در انساب الاشراف میگوید: عمر به مقتضای قسمش عمل کرد و بیت اهل البیت را به آتش کشید.
آنچه برخی نقل کردهاند، که علی7 پس از تهدید، ناگزیر از بیعت شد ونوبت به احراق نرسید، مخالف نقل بخاری است، که در نزد اهل سنت از اعتبار بیشتری برخوردار است، ونیز شواهد حدیثی وتاریخی، آن رامردود میداند. بلی قافیه این مرثیه و نوحه با سرودن طلیعه آن به زبان هر سرایندهای جاری میشود، چون با قسم به آتش زدن خانه، وسپس برای وفاء به قسم با مشعل به در خانه آمدن، و سقط جنین و… همراه است.
از دنیا رفتن پس از مدت کوتاهی، قتل و شهادت و مستند به این مقدمات خواهد بود. هر چند بعضی از ناقلین این مرثیه و مصیبت به نتیجه آن تصریح نکرده باشند. امّا همانطور که گذشت این مرثیه به وسیله پدر فاطمه3 پیامبر اکرم6 و فرزندانش ائمه اطهار: تا پایان سروده شد. تا اینجا به گوشهای از شواهد تاریخی حدیثی بر شهادت فاطمه زهرا3 از منابع معتبر اهل سنت اشاره شد. مطلب آنقدر واضح و روشن است که نیازی به تکثیر منابع نیست.
امّا از طرف دیگر فاجعه آن قدر بزرگ و سنگین است که هر چند نتوان در ادلّه و مستندهای تاریخی و حدیثی آن خدشه نمود، امّا باز هم عواطف و احساسات به سختی میتواند آن را باور کند.
[1]. صحیح مسلم، ج 3، ص 455، کتاب الوصیّه باب 5، الوقف ح 22.
[2]. صحیح بخاری، ج 3، ص 253، کتاب المغازی، باب 155 غزوه خیبر، حدیث 704.