بدون تردید پوشش اسلامی برای زنان، از ضروریات دین مقدس اسلام است، چنان که آیات متعددی از قرآن بر این مطلب دلالت دارند.[1] از طرفی مسأله حجاب یکی از جنجالیترین مسائل دنیای دیروز و امروز است، به ویژه طرفداران اعلامیه حقوق بشر، که با عنوان کردن «تساوی حقوق زن و مرد»، پوشش را برای زن دست و پاگیر دانسته، و آن را بر خلاف آزادی قلمداد و به عنوان حمایت از حقوق زن، مطرح مینمایند، این مسأله را بسیار حسّاس نموده است، در صورتی که پوشش اسلامی را باید در مجموع ابعادش مورد تجزیه و تحلیل قرار داد، که با توجّه به مجموع، به نفع زن و جامعه است، و نه تنها دست و پا گیر نیست و تضادی با آزادی ندارد، بلکه زنان در عین حفظ پوشش اسلامی، میتوانند برترین فعالیتهای اجتماعی را داشته باشند، و در چارچوب آزادیهای صحیح و مقبول، از حق آزادی خود بهرهمند گردند، زیرا حجاب در اسلام به معنای پرده نشینی نیست، بلکه به معنای پوششی معقول برای جلوگیری از فساد، و حفظ کرامت زن است، و ما امروز در جمهوری اسلامی ایران میبینیم که زنان در همه صحنهها و عرصهها، از مجلس قانونگذاری گرفته تا آموزش و پرورش و بیمارستانها و ادارات، میتوانند در چهارچوب حفظ پوشش اسلامی، به کار و تلاش بپردازند، بی آنکه حجاب اسلامی برای تلاشهای آنان، مشکلی ایجاد کند، و حقّ آزادی صحیح آنها را تضییع نماید.
حجاب در اسلام از یک مسأله کلّیتر و اساسیتری ریشه میگیرد، و آن این است که اسلام میخواهد انواع التذاذهای جنسی، چه بصری و لمسی و چه نوع دیگر به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج قانونی، اختصاص یابد، اجتماع منحصرا برای کار و فعّالیت باشد، برخلاف سیستم غربی عصر حاضر، که کار و فعّالیت را با لذّتجوییهای جنسی به هم میآمیزد، اسلام میخواهد این دو محیط را کاملاً از یکدیگر تفکیک کند».[2]
علاّمه اقبال لاهوری در اشعار نغز خود در این رابطه، چنین میسراید:
باید این اقوام را تنقید غرب |
|
شرق را از خود برد تقلید غرب |
نی زرقص دختران بیحجاب |
|
قوت مغرب نه از چنگ و رباب |
نی زعریان ساق و نی از قطع موست |
|
نی زسحر ساحران لاله روست |
از همین آتش چراغش روشن است |
|
قوّت افرنگ از علم و فن است |
مغز میباید نه ملبوس فرنگ |
|
علم و فن را ای جوان شوخ و شنگ |
الگو یکی از طرق سازندگی درمراحل مختلف زندگی است. بسیاری از بی هدفیها زاییده بی الگویی هاست. زبان الگو، زبان عمل است، در نتیجه تأثیری که الگو بر افراد میگذارد، بسیارعمیقتر و ماندنیتر ازگفتار است. به دلیل اهمیت الگو ادیان الهی و مکاتب بشری سعی در ارائه الگو از نوع خود انسان داشتهاند و از نقش الگو درآبادانی و ویرانی جوامع غافل نبودهاند.
دین مبین اسلام الگوها و شاخصهای متعالی ارائه داده و انسانها را به پیروی از سیره عملی و نظری آنان دعوت نموده است. اگر در مکاتب ساخته بشر، الگوی عملی وجود ندارد و آنان ناگزیرند ایده آلیستی بیندیشند، خوشبختانه در مکتب اسلام راستین یعنی تشیع، الگوهای بسیاری وجود دارد.
دامنه تأثیر گذاری اسوهها از نظر قرآن اعم از حوزه فردی، اجتماعی و تاریخی است. در حوزه فردی نقش سرمشقها اصلاح مناسبات اجتماعی و سیاسی است و در عرصه تاریخی تأثیر اسوهها به تغییر و تحول در جهتگیریهای تاریخی ارتباط مییابد.
هم اکنون جا دارد به این سؤال پاسخ گفته شود که آیا حضرت زهرا3 الگوی زنان است یا الگوی انسان؟ و آیا سیره ایشان قابلیت پیروی برای همه انسانها را دارد و یا مختص زنان میباشد؟ پر واضح است که حضرت زهرا3 الگوی کاملی برای همه انسانهاست و همه بشریت میتوانند با تأسی از سیره ایشان راه نجات و سعادت خود را طی نمایند.
کرامتها و فضیلتها مختص مردان نیست. چنانچه زنان جوهری داشته باشند، مسیر تعالی و بالندگی معنوی برای آنان هموار است. اگر علی7 الگو ونمونه انسان کامل و ایده آل است در وجود مرد بودن، زهرای مرضیه نیز الگوی ایده آل انسان کامل است در مظهر زن بودن. قران وقتی میفرماید: «لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة»[3] مقصود از «لکم» همه انسان هاست،نه فقط مردان. این مطلب درمورد حضرت زهرا3 نیز صادق است.آنچه فاطمه3 را اسوه و نمونه ساخته،کمال انسانی اوست و بدین خاطر متعلق به عالم انسانیت است.
ارزشهای انسانی اختصاص به زن یا مرد ندارد و به تبع آن اسوههای انسانی نیز همین گونهاند. فاطمه3 چنان که اسوه زنان است اسوه مردان نیزهست. (همانند پیامبران و امامان)
بین زن نمونه بودن و نمونه زن بودن تفاوت است؛ زن نمونه یعنی زنی که سیره و روش او را همگان قادرند در زندگی اتخاذ واعمال نمایند و براساس سیره و سلوک او مسیرزندگی خویش را بپیمایند و نمونه زن یعنی زنی که میان زنان، نمونه و الگوست.
[1]. سوره نور، آیه 30 تا 33 و احزاب 32 و 33 و 39.
[2]. مسأله حجاب، مرتضی مطهری، ص 79.
[3]. سوره احزاب، آیه 31.