تمدنهای بسیاری تاکنون پدید آمده و سپس از میان رفتهاند، که هریک نقش خاص خود را در جهت پیشبرد فرهنگ بشری یا نابودی و عقب ماندگی آن ایفا کرده است و سپس جامعه دیگری پس از خود بر جای نهاده که مدتی در سرزمینی حاکم بوده است. در عصر کنونی جز پنج نوع جامعه از آن همه باقی نمانده است[1] که عبارتند از:
الف) جامعه مسیحیت غربی.
ب) جامعه مسیحیت ارتدکس.
ج) جامعه اسلامی.
د) جامعه هندو.
هـ) جامعه خاور دور.
داوری درباره یک فرد ـ وابسته به هر تمدن و فرهنگ یا هر زمان و مکان که باشد ـ که آیا انسانی متمدن یا وحشی است، برپایه ابزار و وسایلی که در خدمت گرفته نیست، بلکه به لحاظ نوع رفتاری است که با تمدن و فرهنگ عام انسانی یا فرهنگ خاص خود دارد.
بنابراین انسان متمدن کسی است که میراث فرهنگی خود را پاس میدارد و تحول در آن پدید میآورد و از فرهنگ دیگران درستترین را بر میگزیند و نسل نو را بر اساس آن تربیت کرده، فرهنگ را یکسره بدو میسپارد.
اما انسان غیرمتمدن کسی است که میراث فرهنگی را تباه میکند یا از فرهنگ دیگران بدون گزینش و ارزیابی برمی گیرد، در پیروی از فرهنگی که به آن وابسته است با زمان همزیستی ندارد؛ یا تمدن خود را در پای نوگرایی قربانی میکند، یا نسل نو را از فرهنگ و میراث گذشته محروم میسازد.
حجاب جزئی از تمدن، فرهنگ، آداب و رسوم اسلامی و شریعت الهی است.
به فرض آن که از حجاب به عنوان دستوری الهی که مخالفت با آن حرام و موجب عذاب اخروی است چشم پوشی کنیم و آثار بی حجابی را نادیده بگیریم، باز هم به عنوان کسانی که به تمدن اسلامی نسبت داریم باید از حجاب پاسداری و نگهبانی کنیم.
از دیر باز تاکنون که غرب بر سرزمینهای اسلامی چیره بوده تاکنون، ما از غرب در اندیشهها، دیدگاهها، باورها، رفتارها و مکتبهای هنری، سیاسی و اقتصادی تقلید میکنیم؛ حتی اگر از اسلام سخن بگوید.
امروز که غرب در جست وجوی ریشه هایش و در پی بازگشت به آنهاست، در نتیجه راستگرایان جدید، نونازیها و فاشیستها در فرانسه و آلمان و ایتالیا ظهور کرده و خواهند کرد.
چرا ما ازغرب در این رویکرد تازهاش تقلید نکنیم و «اسلام گرایان» نونشویم.
این کار هرگز ما را وانمی دارد که به دوگانه پرستیها یا آداب و رسوم و جشنها و پایکوبیها و نغمههای نغمه گران دفن شده در اعماق تاریخ باز گردیم.
چنان که ما را ناگزیر از بنیان نهادن گروهها، سازمانها، کنگرهها، سمینارها و جست وجوی رهبران نمیسازد، زیرا جایگاه رهبری و مرجعیت شناخته شده است. در حوزههای علمی دهها محقق و استاد در آستانه مرجعیت به سر میبرند، شخصیتهایی مؤثر که فرهنگهای جهانی را بررسی کرده نتایج آن را بر آیین اسلام عرضه میدارند، هر آنچه شرع میپسندد برگزیده و هرچه را نمیپسندد دور میریزند. همه این تلاشها بر پایه دلیلهای شرعی برگرفته از قرآن و سنت ناب و پشتوانه چهارده قرن تجربه پژوهش و کنکاش صورت میگیرد و میلیونها تن از فرزندان امت اسلامی را پشت سر خود دارد. بلکه بازگشت به اسلام، در واقع بازگشت به بلندای یکتا پرستی در عقیده، اخلاق و رفتار است؛ بازگشت به ریشههای اصیل خودمان؛ به قرآن، سنت، جامعه، اقتصاد، فلسفه، فرهنگ، تمدن، هنرها و پوششهای خودمان، و در این میان، بازگشت زن به حجاب خویش است.
و سرانجام اینکه گزینش عنوان (حجاب نو) به منظور تناسب با عنوان بازگشت به میراث کهن یا راستگرایی جدید یا نونازیسم یا نو فاشیسم در اروپا بوده است، اما حجاب نو همانند تمسک به قرآن کریم با (بازگشت به اسلام ناب محمدی) تناسب دارد، به همین دلیل عنوانی را که در آغاز آمد برگزیدیم.
[1]. مختصر دراسهٔ التاریخ، آرنولد ژوزف تو این بی.