وی اینگونه نقل میکند:
«ابو بکر عمر را به دنبال عدهای که از بیعت با او سرباز زده بودند ـ از جمله عباس و زبیر و سعد بن عبادهٔ ـ و نزد آقا امیر المؤ منین علی7 در خانه حضرت زهرا تحصن کرده بودند فرستاد، عمر آمد و آنها را صدا زد که بیرون بیایند آنها در خانه بودند و از بیرون آمدن ابا کردند، عمر هیزم طلب کرد و گفت: قسم به آنکه جان عمر در دست اوست یا بیرون بیائید و یا اینکه خانه را با اهلش به آتش میکشم. به گفته شد ای اباحفص (کنیه عمر) در این خانه فاطمه است، او گفت اگرچه فاطمه هم باشد (خانه را به آتش میکشم).»[1]
[1]. اعلام النساء : ج 4، ص 114.