قریش و در رأس ایشان ابوبکر و عمر حق امیر مؤمنان را در حالی که ایشان مشغول دفن رسول خدا بودند، غصب نمود و سپس با تطمیع دیگران (مانند ابوسفیان) اکثر قریش را با خود همراه ساختند. و مشخص است که باقی قبایل قدرت رویارویی با قریش را ندارند.
ابوبکر و عمر نیز قبایل مختلف بیابان نشین را که به زور شمشیر اسلام آورده بودند، در مدینه جمع کردند و بسیاری از تازه مسلمانان را جلب کردند؛ زیرا امیر مؤمنان در تمام جنگها محور پیروزی اسلام بود و آنها از امیر مؤمنان7 کینه داشتند و منافقان از همین کینه استفاده کردند. سپس با استفاده از فشار این گروهها و نیز قبایل بیابان نشین اطراف مدینه خانه امیر مؤمنان را محاصره کرده و خواستند آن را به آتش بکشند.
طبری در تاریخ خود و دیگران مینویسند:
قبیله اسلم همگی در مدینه گردآمدند تا با ابوبکر بیعت کنند، آن قدر جمعیت زیاد بود که حتی بازارها نیز گنجایش ایشان را نداشت.
عمر گفت: قبیله اسلم را كه دیدم یقین به پیروزی پیدا کردم.[1]
یعنی در چنین وضعیتی حتی اگر مردم مدینه هم میخواستند، توانایی مقابله با ابوبکر و عمر و طرفداران ایشان را نداشتند.
[1]. الطبری، أبی جعفر محمد بن جریر (متوفای310)، تاریخ الطبری، ج 2، ص 244، ناشر: دار الكتب العلمیهٔ ـ بیروت؛ الماوردی البصری الشافعی، علی بن محمد بن حبیب (متوفای450هـ)، الحاوی الكبیر فی فقه مذهب الإمام الشافعی وهو شرح مختصر المزنی، ج 14، ص 99، تحقیق الشیخ علی محمد معوض ـ الشیخ عادل أحمد عبد الموجود، ناشر: دار الكتب العلمیهٔ - بیروت - لبنان، الطبعهٔ: الأولی، 1419 هـ -1999 م؛ النویری، شهاب الدین أحمد بن عبد الوهاب (متوفای733هـ)، نهایهٔ الأرب فی فنون الأدب، ج 19، ص 21، تحقیق مفید قمحیهٔ وجماعهٔ، ناشر: دار الكتب العلمیهٔ - بیروت، الطبعهٔ: الأولی، 1424هـ - 2004م.