شهید مطهری در مورد واژه «حجاب با تأکید بر مفهوم پوشش بیان میکنند: «کلمهی حجاب هم به معنی پوشیدن است و هم به معنی پرده و حاجب. بیشتر استعمالش به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش میدهد که پرده وسیلهی پوشش است، و شاید بتوان گفت که به حسب اصل لغت هر پوششی حجاب نیست، آن پوششی حجاب نامیده میشود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد. در قرآن کریم در داستان سلیمان، غروب خورشید را این طور توصیف میکند: «حَتّی تَورات بالحجاب»،[1] «تا آن وقتی که خورشید در پشت پرده مخفی شد.»[2]
در کتب لغت فارسی نیز برای واژهی «حجاب» معنای مختلفی مانند: «پرده، ستر، نقابی که زنان چهرهی خود را به آن میپوشانند، روی بند، برقع، چادری که زنان سرتاپای خود را بدان میپوشانند.» آمده است. در کل میتوان گفت حجاب به معنی پوشش، بدیهیترین تعریفی است که میتوان به آن اشاره کرد.
به نظر میرسد واژه «ستر» در طول زمان به «پوشش» تغییر یافته است که زن در پس پوششی مانند حجاب خود را در جامعه از گزندهای مختلف مصون میدارد. چنان که «حجاب در علومی چون عرفان و طب و شاید دیگر علوم اصطلاح خاصی دارد؛ اما این واژه در قرآن و حدیث نیز با عنایت به همین معنای لغوی به کار رفته و معنای خاصی پیدا نکرده است. در دوران متأخر این واژه معنای اصطلاحی خاصی پیدا کرده و به پوشش خاص زنان اطلاق شده است.»[3]
«شهید مطهری در مورد واژه «ستر» و تغییر آن به «پوشش» مینویسد: «مورد استعمال کلمهی [ستر به پوشش در مفهوم] حجاب در مورد پوشش زن یک اصطلاح نسبتاً جدیدی است. در قدیم و مخصوصاً در اصطلاح فقهاء، کلمهی «ستر» که به معنی پوشش است به کار رفته است. فقها چه در کتاب الصلوه و چه در کتاب النکاح که متعرض این مطلب شدهاند، کلمه ستر را به کار بردهاند، نه کلمهی حجاب را. بهتر این بود که این کلمه عوض نمیشد و ما همیشه همان کلمهی پوشش را به کار میبردیم، زیرا چنان که گفتیم معنی شایع لغت حجاب، پرده است و اگر در مورد پوشش به کار برده میشود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همین امر موجب شده که عدهی زیادی گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود. پوشش زن در اسلام، این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمایی نپردازد.»
[1]. سوره ص، آیه 32.
[2]. بررسی مسأله حجاب، شهید مطهری، ص 77.
[3]. همان، ص 80.