borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد سوم»
4. تشابه حقوق زن و مرد

یکی از مهم‌ترین ایده‏های فمینیسم، نادیده انگاشتن تفاوت‏های موجود میان زن و مرد است. آنان با شعار تشابه، لطمه جبران‏ناپذیری به جامعه انسانی، مخصوصا به قشر زن، وارد ساختند.

آنان معتقدند: اشتغال و استقلال اقتصادی زنان، عامل اساسی برابری زن و مرد در حقوق و تکالیف است. آزادی جنسی از جمله این حقوق است. البته عامل دیگری نیز در این همسانی و تشابه نقش دارد؛ و آن پیشرفت تکنولوژی و کشف وسایل و ابزار جلوگیری است، که در روابط جنسی، از به وجود آمدن نوزاد ناخواسته جلوگیری می‏شود. عجیب آنکه «آزادی جنسی» را عامل رشد فکری و تقویت قوای مغزی می‏دانند.[1] و تفاوت زن و مرد را در فرهنگ و باورهای فرهنگی جست‏وجو می‏کنند.[2]

لنین معتقد است: مادامی که نیمی از افراد جامعه مشغول امور آشپزخانه هستند، جامعه به آزادی مطلوب دست نخواهد یافت. این تفکر، زمینه رشد و رهایی زن از کارهای منزل را فراهم می‏کند. آزادی زن در صورتی تأمین می‏شود، که تمامی کارهای پست و سخت، حتی حفر چاه و… به‏طور یکسان بین زن و مرد تقسیم شود.[3]

آنان بر این نکته تأکید دارند که آزادی تنها در سایه تهی‏شدن از ارزش‏های مذهبی و اعتقادی میسر است. ازاین‏رو پدیده انقلاب صنعتی را عامل آزادسازی زن می‏دانند؛ چرا که با طبیعت علمی و فرهنگی خود، افکار و اندیشه‏ها را از ارزش‏های اعتقادی رها ساخت.[4]

جان استوارت میل می‏نویسد: «اصل حاکم بر روابط میان دو جنس، خطا است. اصل برابری کامل را باید جای‏گزین این اصل کرد».[5]

به گفته نیکلاس دیوید سن، گرچه پیش از این گاه با زن به مثابه کالای جنسی رفتار می‏شد، اما امروزه زن اساسا اعتبار جنسیت خود را از دست داده است. و اگر پیش از این، عامل اصلی بی‏ارزش نمودن زنان، مردان بوده‏اند، امروزه خود زن‏ها این کار را انجام می‏دهند. اگر دشمن قدیمی، اصالت مسائل جنسی بود، دشمن امروز زنان، اصالت عدم جنسیت و برابری زن و مرد است. از سوی دیگر، با افزایش نیروهای کار و فشار روحی رقابت با مردان، میزان سرطان، بیماری‏های قلبی و عصبی در زنان افزایش یافته است.[6]

نظام طبیعت، خلقت زن و مرد را غیرمشابه قرار داده است. آیا حقوق طبیعی زن و مرد می‏تواند صددرصد مشابه باشد؟ قطعا در مواردی، جنسیت مؤثر خواهد بود. علم هم این مهم را به اثبات رسانده است؛ و واقعیت خارجی هم گواهی می‏دهد که تقریبا در تمامی جوامع، تقسیم کار و وظایف بر اساس جنسیت میان زن و مرد مشاهده می‏شود. اما در عین حال، نهضت‏های زنانه، برخلاف قانون طبیعت و واقعیت موجود به دنبال تشابه و همانندی کامل زن و مرد هستند.

به گفته شهید مطهری: در این نهضت‏ها توجه نشد که مسائل دیگری هم غیر از تساوی و آزادی هست و تساوی و آزادی شرط لازمند، نه شرط کافی. تساوی حقوق یک مطلب است؛ و تشابه حقوق مطلب دیگر. برابری حقوق زن و مرد از نظر ارزش‏های مادی و معنوی یک چیز است، و همانندی و هم‏شکلی و همسانی چیز دیگر. در این نهضت، عمدا یا سهوا «تساوی» به جای «تشابه» به کار رفت و «برابری» با «همانندی» یکی شمرده شد. «کیفیت» تحت‏الشعاع «کمیت» قرار گرفت و انسان بودن زن موجب فراموشی «زن بودن» وی گردید.[7]

دین اسلام در مساوات بین زن و مرد از سایر ادیان سبقت گرفته است. وقتی که زن نزد همه امت‏ها در نهایت انحطاط به سر می‏برد، اسلام آزادی و استقلال او را اعلان کرد و همه حقوق انسانی را به او بخشید و شایستگی و توان‏مندی او را در تمام امور اجتماعی برابر مرد دانست. بدون این‏که فعالیت و تصرفش را در امور مختلف، وابسته به اجازه پدر یا شوهرش بداند. تا به امروز نیز برخی از زنان غربی از این مزایا محرومند.[8]

ملاحظه می‏شود که در عصر جاهلیت مدرن، نه تنها زن از مظلومیت و محرومیت رهایی نیافت، بلکه در بعضی ابعاد مظلوم‏تر و محروم‏تر شد. به گفته شهید مطهری: قرن ما یک سلسله بدبختی‏ها را از زن گرفت، اما بدبختی‏های دیگری برای او ارمغان آورد. بدبختی‏های قدیم، معلول این جهت بود که انسان بودن زن به فراموشی سپرده شده بود؛ و بدبختی‏های جدید از آن است که عمدا یا سهوا زن بودن زن و موقع طبیعی و فطری‏اش، رسالتش، مدارش، تقاضاهای غریزی‏اش، استعدادهای ویژه‏اش به فراموشی سپرده شده است.[9]

بدین ترتیب، اگر در جاهلیت قدیم، برای حفظ و حراست از شخصت و کرامت زن، پیکرش را زنده زنده زیر خروارها خاک مدفون می‏کردند؛ جاهلیت مدرن، شخصیت زن را در قبرستان شهوات و تمایلات نفسانی خویش مدفون ساخته است؛ و با تشابه حقوق زن و مرد، زن را به تمامی عرصه‏ها حتی به میدان سربازی و نبرد نظامی نیز کشانیده است؛ به‏طوری که زن بودن زن مورد تردید و انکار قرار گرفته است.

«مفهوم آزادی زنان این نبود که زن در تکامل بخشیدن و گسترش قوا و خصوصیات ناشناخته خود آزاد است؛ بر عکس زن آزاد می‏شد تا به صورت یک مرد بورژوا در آید، آزادی انسانی زن در حقیقت به معنای آزادی او برای مرد بورژوا شدن بود».[10]

گفتنی است در جوامع متمدن غربی، تساوی حقوق زن و مرد در همه ابعاد زندگی پذیرفتنی نیست؛ و این ادعا در مرحله شعار و تئوری متوقف مانده است. انگیزه طرح این شعارها، بهره‏برداری‏های سیاسی در عرصه‏های بین‏المللی، و استثمار اقتصادی و جنسی زنان بوده است.

در تمدن غربی، اگر چه تساوی حقوق مدنی و قضایی دو جنس زن و مرد تقریبا مورد قبول واقع شده، با این حال عموما توافق در این باره بعید بوده و بر محور تعاریف قدیمی و کهنه انجام می‏گیرد؛ که حاصل آن مخالفت‏های شدید و فراوان می‏باشد.[11]

 


[1]. المرأهٔ و الجنس، نوال السعداوی، ص 91.

[2]. همان، ص 97.

[3]. سیکولوجیهٔ المرأهٔ العامله، کامیلیا عبد الفتاح، ص 49.

[4]. همان، ص 252.

[5]. تازه‌های اندیشه، ش 2، ص 51.

[6]. نگاهی به فمینیسم، نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه‌ها، ص 60.

[7]. نظام حقوق زن در اسلام، شهید مطهری، ص 18.

[8]. همان، ص 5.

[9]. همان، ص 21.

[10]. روانشناسی زن، شکوه ندایی نژاد، ص 35.

[11]. زن در تاریخ و اندیشه اسلامی، فتحیه فتاحی زاده، ص 52 تا 62.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: