فاطمه زهرا3 در مقام عبادت بسیار سختکوش و مصمم بود. او عبادت را بهعنوان هدف خلقت و عاملی برای تقرب به خدا میدانست و به همین دلیل همه وجود خود را ذوب در عبادت نموده بود. او آنقدر بر دو پا ایستاد تا اینکه دو پایش متورم شد اما باز از عبادت نایستاد.
او در همه چیز بیهمتا و بینظیر بود. در عبادت هم بیمانند بود. او در رأس بَکّائین و توّابین و خائفین قرار داشت و خدا دعای او را بهتر از هر کس استجابت میکرد. او تا آنجا رسید که بهترین زنان عالم و سرور زنان بهشت شد. او آنقدر برای نماز سر پا میایستاد که پاهایش ورم میکرد. رسول خدا6 میفرمود:
«وقتی زهرا در محراب عبادت میایستاد همچون ستارههایی برای ملائکه آسمان میدرخشید خدا به ملائکه میگوید: ای ملائکه بنگرید به بهترین بنده من فاطمه، او در مقابل من ایستاده و از خوف من تمامی وجودش میلرزد. و با تمامی حضور قلبش به عبادت من روی آورده.»
او به هنگام عبادت آن چنان غرق در عظمت حق میگشت و از خود بیخود میشد که از فکر عزیزان و فرزندان خود نیز با تمامی علاقهای که به آنها داشت بیرون میرفت از همینرو خدا هم ملائکهای را میفرستاد که گهواره فرزندان او را حرکت دهند. او حتی در شب ازدواج از علی میخواهد که با هم به نماز بایستند و در این شب خدا را عبادت کنند و آنگاه که رسول خدا از او پرسید دخترم چه درخواستی داری؟ اکنون فرشته وحی در کنار من است و از جانب خدا پیام آورده و هر چه بخواهی تحقق میپذیرد. او در جواب گفت:
«لذتی که از خدمت به خدا میبرم مرا از هر خواهشی باز داشته مرا حاجتی جز این نیست که پیوسته ناظر جمال زیبا و والای خداوند باشم.»[1]
[1]. چشمه در بستر، آقائی، ص 188،189.