borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد سوم»
یورش انجام یافت!

در این جا سخنان آن گروه که فقط به سوء نیت خلیفه و یاران او اشاره کردند به پایان رسید، گروهی که نخواستند و یا نتوانستند دنباله فاجعه را به طور روشن منعکس کنند، در حالی که برخی، به اصل فاجعه یعنی یورش به خانه و… اشاره نموده و تا حدّی نقاب از چهره حقیقت برافکندند، اینک در اینجا به مدارک یورش و هتک حرمت اشاره می‌نماییم: (در این بخش نیز در نقل مصادر غالباً ترتیب زمانی را در نظر می‌گیریم).

6. ابو عبید و کتاب «الاموال»

ابو عبید قاسم بن سلام (متوفای 224) در کتاب خود به نام «الأموال» که مورد اعتماد فقیهان اسلام است نقل می‌کند:

عبدالرّحمن بن عوف می‌گوید: که من در بیماری ابوبکر برای عیادت او وارد خانه او شدم پس از گفتگوی زیاد به من گفت: آرزو می‌کنم ای کاش سه چیز را که انجام داده‌ام، انجام نمی‌دادم، همچنان که آرزو می‌کنم ای کاش سه چیز را که انجام نداده‌ام، انجام می‌دادم. همچنین آرزو می‌کنم سه چیز را از پیامبر سؤال می‌کردم.

امّا آن سه چیزی که انجام داده‌ام و آرزو می‌کنم که ای کاش انجام نمی‌دادم یکی آن است که؛

«ای کاش پرده حرمت خانه فاطمه را نمی‌گشودم و آن را به حال خود وامی گذاشتم هرچند برای جنگ بسته شده بود.»[1] ابو عبید هنگامی که به اینجا می‌رسد. روی تعصّب مذهبی یا علّت دیگر از نقل حقیقت سربرتافته است و جمله ابوبکر را نقل نمی‌کند و می‌گوید چنین و چنین و اضافه می‌کند که من مایل به ذکر آن نیستم!

7. طبرانی و معجم کبیر

ابوالقاسم سلیمان بن احمد طبرانی (260 ـ 360) که ذهبی در «میزان الاعتدال» در حقّ او می‌گوید: فرد معتبری است[2]. در کتاب «المعجم الکبیر» که کراراً چاپ شده است، آنجا که درباره ابوبکر و خطبه‌ها و وفات او سخن می‌گوید، یادآور می‌شود:

«ابوبکر به هنگام مرگ، اموری را تمنا کرد.

ای کاش سه چیز را انجام نمی‌دادم.

ای کاش سه چیز را انجام می‌دادم.

ای کاش سه چیز را از رسول خدا سؤال می‌کردم.»

درباره آن سه چیزی که انجام داده و آرزو کرد که ای کاش انجام نمی‌داد، یکی این است که گفت:

«آن سه چیزی که آرزو می‌کنم که ای کاش انجام نمی‌دادم، آرزو می‌کنم که هتک حرمت خانه فاطمه نمی‌کردم و آن را به حال خود واگذار می‌کردم!»[3]

این تعبیرات به خوبی نشان می‌دهد که تهدیدهای عمر تحقّق یافت.

8. ابن عبد ربه و «عقد الفرید»

ابن عبد ربه اندلسی مؤلّف کتاب «العقد الفرید» (متوفای 463 هـ) در کتاب خود از عبدالرحمن بن عوف نقل می‌کند:

من در بیماری ابی بکر بر او وارد شدم تا از او عیادت کنم، او گفت: آرزو می‌کنم که ای کاش سه چیز را انجام نمی‌دادم و یکی از آن سه چیز این است:

«ای کاش خانه فاطمه را نمی‌گشودم هرچند آنان برای نبرد درِ خانه را بسته بودند.»[4]

و نیز اسامی و عبارات و شخصیت‌هایی که این بخش از گفتار خلیفه را نقل کرده‌اند خواهد آمد.

9. سخن نَظّام در کتاب «الوافی بالوفیات»

ابراهیم بن سیار نظام معتزلی (160 ـ 231) که به خاطر زیبایی کلامش در نظم و نثر به نظّام معروف شده است در کتاب‌های متعددی، واقعه بعد از حضور در خانه فاطمه3 را نقل می‌کند. او می‌گوید:

«عمر در روز اخذ بیعت برای ابی بکر بر شکم فاطمه زد، او فرزندی که در رحم داشت و نام او را محسن نهاده بودند، سقط کرد!! (دقت کنید).»[5]

10. مبرد در کتاب «کامل»

محمّد بن یزید بن عبدالأکبر بغدادی (210 ـ 285) ادیب، و نویسنده معروف و صاحب آثار گران سنگ، در کتاب «الکامل» خود، از عبدالرّحمن بن عوف داستان آرزوهای خلیفه را می‌نویسد، و چنین یادآور می‌شود:

«آرزو می‌کردم ای کاش بیت فاطمه را نمی‌گشودم و آن را رها می‌نمودم هرچند برای جنگ بسته باشد.»[6]

11. مسعودی و «مروج الذهب»

مسعودی «متوفای 325) در مروج الذهب می‌نویسد:

آنگاه که ابوبکر درحال احتضار چنین گفت: سه چیز انجام دادم و تمنا می‌کردم که ای کاش انجام نمی‌دادم یکی از آن سه چیز:

«آرزو می‌کردم که ای کاش هتک حرمت خانه زهرا را نمی‌کردم و در این مورد سخن زیادی گفت!!»[7]

مسعودی با اینکه نسبت به اهل بیت گرایش‌های نسبتاً خوبی دارد؛ ولی باز اینجا از بازگویی سخن خلیفه خودداری کرده و با کنایه رد شده است، البتّه خدا می‌داند و بندگان خدا هم اجمالاً می‌دانند!

12. ابن أبی دارم در کتاب «میزان الاعتدال»

«احمد بن محمّد» معروف به «ابن ابی دارم»، محدث کوفی (متوفای سال 357)، کسی که محمّد بن أحمد بن حماد کوفی درباره او می‌گوید: او در سراسر عمر خود پوینده راه راست بود.

با توجه به این موقعیت نقل می‌کند که در محضر او این خبر خوانده شد:

«عمر لگدی بر فاطمه زد و او فرزندی که در رحم به نام محسن داشت سقط کرد!»[8] (دقت کنید) 

13. عبدالفتاح عبدالمقصود و کتاب «الإمام علی»

وی هجوم به خانه وحی را در دو مورد از کتاب خود آورده است و ما به نقل یکی بسنده می‌کنیم:

«قسم به کسی که جان عمر در دست اوست یا باید بیرون بیایید یا خانه را بر ساکنانش آتش می‌زنم. 

عده‌ای که از خدا می‌ترسیدند و رعایت منزلت پیامبر6 را پس از او می‌کردند، گفتند:

اباحفص، فاطمه در این خانه است.

بی پروا فریاد زد: باشد!!

نزدیک شد، در زد، سپس با مشت و لگد به در کوبید تا به زور وارد شود.

علی7 پیدا شد...

طنین صدای زهرا در نزدیکی مدخل خانه بلند شد... این ناله استغاثه او بود...!».[9]

این بحث را با حدیث دیگری از «مقاتل ابن عطیّة» در کتاب الامامهٔ و السیاسهٔ پایان می‌دهیم (هر چند هنوز ناگفته‌ها بسیار است!)

او در این کتاب چنین می‌نویسد:

«هنگامی که ابوبکر از مردم با تهدید و شمشیر و زور بیعت گرفت، عمر، قنفذ و جماعتی را به سوی خانه علی و فاطمه3 فرستاد، و عمر هیزم جمع کرد و درِ خانه را آتش زد...»[10]

و در ذیل این روایت تعبیرات دیگری است که قلم از بیان آن عاجز است.

نتیجه: آیا با این همه مدارک روشن که عموماً از منابع خودشان نقل شده است باز هم می‌گویند «افسانه شهادت...!»

انصاف کجاست؟!

به یقین هر کس این بحث کوتاه و مستند به مدارک روشن را بخواند، می‌فهمد بعد از رحلت رسول خدا6 چه غوغائی برپا شد، و برای نیل به حکومت و خلافت چه‌ها کردند، و این اتمام حجّت الهیّه برای همه آزاداندیشان دور از تعصّب است، چرا که ما از خودمان چیزی ننوشتیم، هرچه نوشتیم از منابع مورد قبول خود آنهاست.[11]


[1]. الأموال: پاورقی 4، چاپ نشر کلیات ازهریهٔ، الأموال، 144، بیروت و نیز ابن عبد ربه در عقد الفرید: 4/93 نقل کرده است.

[2]. میزان الاعتدال: 2/195.

[3]. معجم کبیر طبرانی: 1/62، شماره حدیث 34، تحقیق حمدی عبدالمجید سلفی.

[4]. عقد الفرید: 4/93، چاپ مکتبهٔ الهلال.

[5]. الوافی بالوفیات: 6/17، شماره 2444؛ ملل و نحل شهرستانی: 1/57، چاپ دار المعرفهٔ، بیروت. و در ترجمه نظام به کتاب «بحوث فی الملل و النحل»: 3/248-255 مراجعه شود.

[6]. شرح نهج البلاغه: 2/46 و 47، چاپ مصر.

[7]. مروج الذهب: 2/301، چاپ دار اندلس، بیروت.

[8]. میزان الاعتدال: 3/459.

[9]. عبدالفتاح عبدالمقصود، علی بن ابی طالب: 4/276 ـ 277.

[10]. کتاب الامامهٔ و الخلافهٔ، ص 160 و 161، تألیف مقاتل بن عطیّهٔ که با مقدّمه ای از دکتر حامد داود استاد دانشگاه عین الشمس قاهره به چاپ رسیده، چاپ بیروت، مؤسّسهٔ البلاغ.

[11] . پایان دیدگاه حضرت آیت الله مکارم شیرازی.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: