و براستی چنین بانوی بزرگواری شایستگی آن را دارد كه چون به عبادت حق میایستند به خاطر دلدادگی و توجه كاملی كه در عبادت دارد شعاع نور او فرشتگان آسمان را خیره كند و خدای تعالی خلوص او را در عبادت به رخ فرشتگان فرمانبردار خود كشد، چنانكه در حدیث نبوی آمده كه رسول خدا6 دربارهی او فرمود:
«هر گاه در محراب عبادت به پیشگاه پروردگار خود میایستند نور او برای فرشتگان آسمان تابش میكند همانند ستارگان كه برای اهل زمین میدرخشند، و خدای عزوجل در آن وقت به فرشتگان خود میفرماید:
كنیزكم فاطمه بانوی همهی زنان جهان را بنگرید چگونه در پیشگاه من به عبادت ایستاده و بند بند بدنش از خوف من میلرزد! و چگونه از دل و جان به عبادت و پرستش من رو آورده (و غرق در عبادت من گشته)»[1]
و یا در آن حدیث دیگر رسول خدا6 به سلمان میفرماید:
«ای سلمان خدای تعالی چنان دل و جان و تمام اعضا و جوارح دخترم فاطمه را به ایمان پر كرده كه یكسره برای عبادت و فرمانبرداری حق تعالی خود را از همه چیز فارغ ساخته...»[2]
هنگام عبادت چنان غرق در عظمت حق میگشت و از خود بی خود میشد كه از فكر عزیزان و فرزندان خود نیز با كمال علاقهای كه به آنها داشت بیرون میرفت، و مطابق روایتی كه پیش از این گذشت خدای تعالی فرشتگان را میفرستاد تا گهوارهی كودك او را حركت دهند.
و از نظر ورع و پارسایی و اجتناب از محرمات الهی نیز بدان مرتبه میرسد كه «سیده» زنان عالم میشود، و به اعتراف همگان هیچ زنی در این باره به پایه و مقام او نمیرسد، تا بدانجا كه عایشه- با همهی خودداری كردنها و احترازی كه به جهاتی از نقل فضایل زهرا داشت- دربارهاش میگوید: او راستگوترین زنان بود و هیچگاه دروغی از او شنیده نشد.
پیش از این در معنای نام «فاطمه» و «بتول» گفته شد كه بدان جهت آن حضرت را فاطمه و بتول نامیدند كه از هر شر و بدی پاك و دور و جدا و منقطع بود.
و از نظر پارسایی و پاكی از گناه و آلودگی به درجه عصمت رسید.
حسن بصری (متوفی به سال 110 ه) گوید:
در بین امت اسلام، هیچ كس عابدتر از فاطمه نبود، او آنقدر برای راز و نیاز و نماز خواندن بر روی پاهایش میایستاد كه پاهایش ورم كرده تاول میزد.[3]
این گفته میزان علاقهی حضرت فاطمه را به مقام ربوبی، و درجهی ایمان و خلوص و یقین او را بطور كامل نمایان میسازد، و از سوی دیگر جلوهای از شخصیت عبادی حضرت فاطمه3 را به نمایش میگذارد.
فرزند بزرگوار حضرت فاطمه، امام حسن مجتبی7 در این مورد گوید:
مادرم فاطمه3 را دیدم كه در شب جمعه از بستر خویش جدا شده تا طلوع خورشید مشغول عبادت، و راز و نیاز با پروردگار بود و لحظهای از ركوع و سجود دست برنمیداشت.[4]
او آنقدر به عبادت پروردگارش علاقمند و وابسته است كه در شب اول زندگانی مشتركش با علی7 او را به عبادت و نمازگزاری فرامیخواند و سه روز بعد كه پیامبر از علی7 میپرسد كه فاطمه چگونه همسری است، پاسخ میدهد:
مددکار خوبی در راه بندگی خداست.[5]
اساساً راز عزت و سربلندی حضرت فاطمه را باید در مقام عرفانی و عبادی او جستجو كرد، او با وجود اینكه سنش كم و جوان ولی در عرفان و عبادت پیری بود كه جز لقای ربوبی چیزی او را راضی نمیساخت، و از همین روست كه در دعاهایش میگفت:
اللهم انی اسئلك لذه النظر الی وجهك؛
خداوندا! از تو میخواهم كه همواره لذت نظر به وجه خود را نصیب من فرمایی.
آری، فاطمه به تمامی عاشق و شیدای خدای خویش است و او را با همهی ذرات وجودش میپرستد و لذا عابدترین مردم میگردد.
[1]. بحار الانوار، ج 43، ص 172.
[2]. مناقب ابن شهر آشوب، ج 3، ص 237.
[3]. مقتل الحسین، ج 1، ص 80.
[4]. علل الشرایع، ج 1، ص 189.
[5]. مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 356.