borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد سوم»
رمز موفقیت

سوالی كه وجود دارد این است كه چرا فاطمه به این مقام می‌رسد؟

نگارنده را نظر بر این است كه در تحقیق شخصیت هر فرد انسانی، امور ذیل تاثیری انكارناپذیر دارند:

1. امور تكوینی

2. شخصیت و افكار پدر و مادر در زمان نطفه‌ی فرزند و روحیه‌ی آنها

3. روح و رفتار مادر در دوران بارداری

4. تربیت

5. انتخاب شخصی

از جهت تكوینی، در عالم ذر، نور فاطمه از نور پدر و از شجره‌ی طوبی[1] و نطفه‌ی او از میوه‌های درختان بهشتی كه خداوند متعال آنها را توسط جبرییل برای پیامبر تحفه فرستاده است.[2]

از جهت امور غیر تكوینی، نیز ضرورت ندارد كه سخنی به درازا گفته شود، فقط همین مقدار كافی است كه بگویم:

فاطمه دختر خدیجه و محمد است، خدیجه كه یكی از «چهار زن برتر در جهان» است و خداوند ربوبی به او مباهات می‌نماید، و محمد6 و سلم كه برترین پیامبر الهی و خاتم ایشان است، و فاطمه در دامان چنین پدر و مادری پای بر عرصه‌ی گیتی می‌گذارد و پرورش می‌یابد.

او از همان روز اول كه چشمش گشوده می‌شود و گوشش شنوا می‌گردد و حالت معنوی پدر و مادرش را می‌بیند، و در هر روز و شب عبادت خالصانه و تضرع آنها را به درگاه ربوبی مشاهده می‌كند، و پدر را می‌بیند كه در میان شب بر می‌خیزد و ساعت‌های متمادی با خدای جهانیان به راز و نیاز می‌پردازد، و….

و هنگامی كه قوه‌ی درك این كودك به كمال می‌رسد ادراك می‌كند كه آنچه از پدر و مادر خود می‌بیند و می‌شنود و آنچه پیامبر به آن عمل می‌كند و توصیه می‌نماید، حق حقیقی است كه از عمق جان برمی‌خیزد و در عمق دلها نفوذ می‌كند، پس جز آن را بر خود نمی‌پسندد و پای در جای پای پدر می‌نهد، و از این روست كه فاطمه، فاطمه می‌شود و لیاقت آن را پیدا می‌كند كه سیده نساء العالمین من الاولین و الآخرین خوانده شود.

پس بنا بر عوامل تكوینی و تربیتی و خواست آگاهانه‌ی فاطمه است كه او را شخصیتی متكامل و برخوردار از همه‌ی صفات عالی، از آن جمله: زهد، ورع، عرفان و عبادت به بار می‌آورد و الگوی كسانی می‌سازد كه می‌خواهند مقام واقعی انسانیت را بشناسند و چنان باشند.

پیامبر اکرم6 دربارة عبدات فاطمه3 می‌فرمایند:

دخترم فاطمه ایمان به خدا در اعماق دل و باطن روحش چنان نفوذ کرده که برای عبادت خودش را از همه چیز فارغ می‌سازد.[3]

فاطمه‌ی اطهر با تمام گرفتاری‌ها و اشتغالاتی که در خانه داشت اضافه از عبادات واجب به نوافل و مستحبات نیز می‌پرداخت، شیخ صدوق; در علل الشرایع از امام حسن مجتبی7 روایت کرده که فرمود:

مادرم زهرا را در شب جمعه دیدم که تا صبح مشغول عبادت پروردگار جهان بود. دائما در حال رکوع و سجود بود تا سپیده‌ی صبح نمایان گشت.[4]

شنیدم که مومنین را یک به یک نام می‌برد و دعا می‌کرد اما برای خودش دعا نکرد. عرض کردم مادر جان چرا برای خودت دعا نمی‌کنی؟ فرمود: اول همسایه بعد خویشتن![5]

مرحوم مجلسی; روایتی را به این مضمون نقل می‌کند که:

فاطمه زهرا3 عابدترین مردم بود. در عبادت حق تعالی آنقدر روی پای خود ایستاد تا پاهای مبارکش ورم کرد.[6]

ریاضت‌های عبادی حضرت زهرا3 روح حضرتش را چنان به ملکوت اعلی پیوند داده بود که رسول الله6 از قول پروردگار متعال نماز خواندن و طریقه‌ی عبادت آن بزرگوار را برای آسمانیان چنین بازگو می‌فرماید:

فاطمه دخترم آنگاه که در محراب عبادت بایستد نورش برای فرشتگان آسمان درخشندگی می‌کند. خدا به ملائکه خطاب می‌کند بنده‌ی مرا ببینید چطور در مقابل ن به نماز ایستاده و اعضای بدنش از خوف من می‌لرزد و غرق در عبادت است و ببینید چگونه دلش را به عبادت ما سپرده. ای ملائکه گواه باشید که شیعیانش را از عذاب دوزخ در امان خواهم داد.[7]


 

 


[1]. احادیث مربوط به خلقت نوری حضرت فاطمه3 را در کتاب‌های معانی الاخبار، ص 396، عیون المعجزات، ص 54، بحار الانوار، ج 43، ص 4 ببینید.

[2]. احادیث مربوط به انعقاد نطفه‏ی حضرت فاطمه3 را در منابع ذیل خواهیم یافت:

منابع شیعه:- علل الشرایع، ص 184- المحتضر، ص 135 و 136- دلائل الامامه، ص 53- عوالم العلوم، ج 11 ص 7 و 8 و 10- تفسیر فرات کوفی، ص 216 شماره‏ی 290- کتاب المعراج، شیخ صدوق، به نقل المحتضر از آن- الطرائف، ص 27- مناقب ابن شهر آشوب، ج 3 ص 383- معانی الاخبار، ص 396- تفسیر قمی، ج 1 ص 365- مجمع البیان، ج 6 ص 291- تفسیر نور الثقلین، ج 2 ص 502- تفسیر نور الثقلین، ج 3 ص 131- تفسیر برهان، ج 2 ص 292- تاویل الآیات، ج 1 ص 236- تفسیر عیاشی، ج 2 ص 212- احتجاج، ج 2 ص 382- امالی صدوق، ص 373- توحید، ص 118- عیون الاخبار، ج 1 ص 93- مدینه المعاجز، ص 233- منابع اهل سنت: تاریخ بغداد، ج 12 ص 331- مناقب ابن مغازلی، ص 357 و 358- میزان الاعتدال،ج 1 ص 541-لسان المیزان، ج 2 ص 297- ذخائر العقبی، ص 36- المعجم الکبیر،ج 22 ص 400- مناقب ابن سلیمان صنعانی، ج 2 ص 206- مجمع الزوائد، ج 9 ص 205 و 206- تاریخ الخمیس، ج 1 ص 277- مقتل الحسین، ج 1 ص 63- نظم درر السمطین، ص 177- فیض القدیر، ج 5 ص 176- مستدرک حاکم، ج 3 ص 169.

[3]. بحار، ج 43، ص 26.

[4]. علل الشرایع، ج 1، ص 173.

[5]. علل الشرایع، ج 1، ص 173.

[6]. بحار، ج 43، ص 76.

[7]. بحار، ج 43، ص 172

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: