آیات قرآن به جمادات افعالی را نسبت داده است که توأم با درک و آگاهی است. سقوط برخی از سنگها را از نقطهای، معلول (خشیت) و (خداترسی) آنها میداند، چنان که میفرماید:
هـ) «... وَإِنَّ مِنْهِا لَما یهْبِطُ مِنْ خَشْیةِ اللهِ...؛[1]
برخی از صخرهها از ترس خدا میافتد.»
در آیهای یاد آور میشود که (امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشتیم، آنان از تحمل بار امانت ابا ورزیدند و ترسیدند و انسان آن را به دوش گرفت). چنان که میفرماید:
و) «إِنّا عَرَضْنَا الأَمانَةَ عَلَی السَّمواتِ وَالأَرْضِ والْجِبالِ فَأَبَینَ أَنْ یحْمِلْنَها وَأَشْفَقْنَ مِنْها وَحَمَلَهَا الإِنْسانُ إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولاً.»[2]
برخی از مفسران این آیه و امثال آن را بر معنای مجازی که در اصطلاح به آن (زبان حال) میگویند حمل کردهاند، در صورتی که چنین تفسیری نوعی پیشداوری است و هیچ دلیلی ندارد که چنین حقیقتی را ـ که قرآن از آن گزارش میدهد ـ برغیر ظاهر آن حمل کنیم و این که میگویند: علم تاکنون بر چنین شعور و آگاهی دست نیافته است دلیل برنبودن آن در این موجودات نیست؛ زیرا تنها وظیفه علم، اثبات است و بس وهیچ گاه علم، حقّ نفی و سلب چیزی را ـ که از وجود و عدم آن آگاه نیست ـ ندارد.
ز) «لَوْ أَنْزَلْنِا هِذَا الْقُرْآنَ عَلی جَبَلٍ لَرَأَیتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیةِ الله وَتِلْکَ الأَمْثالُ[3] نَضْـرِبُها لِلنّاسِ لَعَلَّهُمْ یتَفَکَّرُونَ؛[4]
اگر این قرآن را بر کوهی نازل کرده بودیم، آن را از ترس خدا فروتن و شکافته شده میدیدی. این توصیف را برای مردم میآوریم تا بیندیشند.»
اگر هر نوع پیشداوری را درباره آیات قرآن کنار بگذاریم، باید بگوییم کوه دارای چنین شایستگی است که اگر مورد خطاب خدا قرار گیرد، بر اثر آگاهی از عظمت خطاب، شکافته و پراکنده میشود، از برخی از آیات به طور اشاره، وجود چنین آگاهی استفاده میشود. آن جا که میفرماید:
ح) «وَإِنْ کانَ مَکرُهُم لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبالُ؛[5]
نزدیک است که از حیله آنان، کوهها از جای خود کنده شوند.»
ط) «تَکادُ السَّمِواتُ یتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَتَنْشَقُّ الأَرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبالُ هَدّاً؛[6]
نزدیک است که آسمانها از هول آن فرو ریزد و زمین بشکافد و کوهها در هم کوبیده شود.»
اگر به راستی در کوهها شایستگی آگاهی از اوضاع خارج از خود نبود چنین سخنی در مورد آنها دور از بلاغت بود و آن گاه ناچار بودیم برای آیه معنای مجازی از قبیل مبالغه و تمثیل فرض کنیم، هم چنان که برخی ازمفسران در این مورد مرتکب چنین کاری شدهاند.
آیات مربوط به روز رستاخیز، پرده از روی چنین آگاهی برمی دارد؛ زیرا در چنین روزی دستها و پاها و پوستها بر جرایم انسان گواهی خواهند داد و به فرمان خدا، بشر مجرم را از خصوصیات زندگی و کارهایی که انجام داده است، مطلع خواهند نمود. اکنون آیات این قسمت:
ی) «یوْمَ تَشْهَدُ عَلَیهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَیدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ بِمِا کانُوا یعْمَلُونَ؛[7]
روزی فرا میرسد که زبانها و دستها و پاهای آنان بر ضرر آنان گواهی میدهد.»
ک) «الیوْمَ نَخْتِمُ عَلی أَفْواهِهِمْ وَتُکَلِّمُنِا أَیدِیهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما کِانُوا یکْسِبُونَ؛[8]
روزی فرا میرسد که بر زبان آنان مهر میزنیم و دستهای آنان را به سخن گفتن وادار میکنیم و پاهای آنان برکردار بد آنان گواهی میدهد.»
ل) «وَقِالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَینا قالُوا أَنْطَقَنَا اللهُ الَّذِی أَنْطَقَ کُلَّ شَیءٍ...؛[9]
به پوستهای خود میگویند: چرا بر ضرر ما گواهی دادید میگویند: خدایی که همه را ناطق و گویا کرده است ما را به سخن گفتن واداشت.»
قرآن به روشنی گواهی میدهد که روز رستاخیز، زمین اخبار خود را باز میگوید و از طرف خدا به آن وحی میرسد، چنان که میفرماید:
م) «یوْمَئذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَهِا ُ بِأَنَّ رَبَّکَ أَوْحی لَها؛[10]
در آن روز زمین اخبار خود را بازگو میکند؛ زیرا پروردگارش به او وحی کرده است.»
قرآن به روشنی از اطاعت و سرسپردگی آسمان و زمین گزارش میدهد و میفرماید:
ن) «... فَقالَ لَها وَ لِلأَرْضِ ائْتِیا طَوْعاً أوْ کَرْهاً قالَتا أَتَینا طائِعِینَ؛[11]
به آسمان و زمین گفت: از روی رغبت و یا کراهت تحت فرمان در آیند، گفتند: ما از روی اطاعت زیر فرمان در آمدیم.»
این آیات و نظایر آنها در نظر گروهی که بخواهند نزد قرآن شاگردی کنند و در فهم معانی قرآن هر نوع پیشداوری را کنار بگذارند، به روشنی از وجود شعور در سراسر جهان، خبر میدهد، حالا حقیقت این شعور و آگاهی چگونه است و در چه پایه است، برای ما روشن نیست.
در ادعیه اسلامی، به این مطلب اشارههایی هست که از باب نمونه، دو مورد را نقل میکنیم:
«چهارپایان در چراگاهها، درندگان در بیابانها، پرندگان در آشیانهها تو را تسبیح میگویند، دریا با امواج متلاطم خود، ماهیان در میان آنها، تو را تنزیه مینمایند.»
در صحیفه سجادیه چنین میخوانیم: امام سجاد موقع رؤیت هلال، آن را با جملههای زیر مخاطب میساخت:
«ای آفریده فرمان بردار تندرو، که پیوسته در منازلی که بر تو اندازه گیری شده است تردد میکنی.»[12]
با وجود این آیات و روایات، که شعور و ادراک را در سراسر موجودات جهان حاکم میداند، باید در تفسیر تسبیح موجودات، نظریه مرحوم صدرالمتألهین را برگزید و گفت: این تسبیح، تسبیح واقعی و حقیقی است و موجودات جهان به زبان ویژه خود، خدا را تسبیح میگویند، نه با زبان حال، به گونهای که در نظریههای پیشین وجود داشت.
[1]. سوره بقره (2) آیه 74.
[2]. سوره احزاب (33) آیه 72.
[3]. لفظ (امثال) در این آیه و آیات مشابه آن، مانند (أنْظُرْ کَیفَ ضَرَبُوا لَکَ الأَمْثالَ) (اسراء (17)، آیه 48) به معنای توصیف و بیان است و هرگز مقصود (مَثَل) مصطلح نیست.
[4]. حشر (59) آیه 21.
[5]. ابراهیم (14) آیه 46.
[6]. مریم (19) آیه 90.
[7]. نور (24) آیه 24.
[8]. یس (36) آیه 65.
[9]. فصّلت (41) آیه 21.
[10]. زلزال (99) آیه 4 و 5.
[11]. فصلت (41) آیه 11.
[12]. صحیفه سجادیه، دعای 43.