حضرت فاطمه3 در والاترین درجات بینش توحیدی به سر میبرد. این بانوی «غیب و شهود» و این ملكهی «بود و نمود»، هر حسن مرتبتی را در سلوك خانوادگی، مرهون بینش توحیدی میدانست. زیرا چنان كه اشاره شد، معرفت كلی و معرفت جزئی در گسترهی شناخت فاطمی هیچ گسستی ندارد. وجود نازنین فاطمه3 از آن جا كه تاج شهزادگی در ساحت دیدگاه توحیدی بر سر داشت، به الهام ربوبی، بر تمام رمز و رازهای كدبانوگری و تدبیر منزل احاطه یافت و خود در این رابطه میفرماید: «حمد خدایی را كه مرا در هیچ یك از اموراتم متحیر و سرگردان نگذاشت.»[1]
در مقام صدیقین، موحد همه حقایق را در پرتو حق مطلق ملاحظه میكند و جز یار در دیار هستی، دیاری نمیبیند. صدق، عامل انكشاف بعضی از حقایق و كشف مغیبات برای صدیقین است؛ چنان كه حضرت یوسف7 در پرتو مقام صدیقیت خویش، صور مثالی حقایق جزئی را در رویاها دریافت میفرمود و البته غیر از تعبیر خواب، بر علوم دیگری نظیر علم مملكت داری و حفظ خزاین نیز اشراف داشت. از اثرات وضعی مقام صدّیقیت این است كه صدّیق در مقام امور جزئی و شئون عالم كثرت نیز، از آگاهیهای ژرف و حكمتهای شگرفی برخوردار میشود.
حضرت فاطمه3 دارای بالاترین مرتبهی صدّیقیت است. از این رو، وجود مبارك ایشان به «صدیقه كبری» لقب یافت. امام صادق7 در این باره میفرماید: «حضرت فاطمه3 صدیقه كبری است و عصرها و نسلهای پیشین بر محور شناخت و معرفت او میگردد.»[2] بر حسب اقتضای این مقام، ایشان در زمینهی حكمت عملی، بیشترین اشراف را به رموز تدبیر منزل، همسرداری و تربیت فرزند داشتند و سیرهی خانوادگی ایشان نیز، آرمانیترین آیینها و روشها بوده است.
یكی از بنیانیترین و ریشهدارترین مبانی تحكیم خانواده این است كه بینش زن و مرد نسبت به خانواده، بینشی توحیدی باشد. پیشینهی ازدواج، خواستگاری، ملاكهای همسرگزینی، مهر، جهاز و…، همه و همه در زندگی فاطمه3 توحیدی است و نور الهی سراسر عناصر و شاخصههای زندگی خانوادگی حضرت3 را میپوشاند و این پیام را در سرسرای تاریخ همه همسران، طنین انداز مینماید كه ركینترین و استوارترین عماد در استحكام زندگی خانوادگی را میبایست در عرصهی بینش توحیدی جستجو كرد.
فاطمه3 جز خدا را نمیدید و در همه لحظات حیات پاكش، جز خدا و رضایت وی را طلب نمیكرد. شئونات زندگی او نیز در سایه سار خدادوستی و خداپرستی، بالنده میشد. خود دربارهی احوال توحیدی و عرفانیاش میفرماید: «لذتی كه از خدمت حضرت حق میبرم، مرا از هر خواهشی باز داشته است و حاجتی جز این ندارم كه پیوسته ناظر جمال زیبا و والای خداوند باشم.»[3]
این چنین محبت خداوند، نهانیترین لایههای قلب نورانی فاطمه3 را سرشار نموده بود و حب همسر و فرزند در پرتو محبت خدا برای وی تفسیر میشد؛ چنان كه اصل انتخاب علی7 به همسری نیز، جز داعیهی اخلاص نبود. از این رو، هنگامی كه به واسطهی انتخاب علی7، در معرض طعن زنان قریش قرار گرفت، عرض حالی به خدمت حضرت رسول6 برد و آن گاه سر به آسمان بلند كرد؛ لبخند زد و فرمود: «راضی شدم به آن چه خدا و رسول خدا6 به آن راضیاند.»[4] و روزی كه علی7 از وی پرسید: چرا از رنج گرسنگی و بی طعام ماندن خانه، وی را باخبر نكرده است؛ آن بانو در پاسخ نفرمود كه علی جان من از تو شرم میكنم؛ بلكه فرمود: «ای ابالحسن! من از خدای خود شرم میكنم كه به تو تكلیفی كنم كه تو قادر بر انجام آن نیستی.»[5]
[1]. قیومی، ص 122.
[2]. واعلموا انی فاطمه، عبد الحمید مهاجر، ج 1، ص 65.
[3]. نهج الحیاهٔ، دشتی، ص 99.
[4]. مسند فاطمه زهرا، حسین شیخ اسلامی، ص 273.
[5]. همان.