در راستای شناخت مهمترین عوامل تحكیم خانواده، ابتدا مقدمات و مبانی آن را در نگرش و سیرة حضرت زهرا3 و سپس عوامل تحكیم خانواده در جلوههای رفتاری و گفتاری آن حضرت را مورد بحث قرار میدهیم.
الگوبرداری از سیرهی حضرت فاطمه زهرا3، بهترین طریق معرفت به خطوط اساسی خانوادهی آرمانی است. مكتب فاطمی3، این قابلیت را دارد كه با مراجعه به آن بتوان به معارف جزئی در پرتو معارف كلی دست یافت و در همهی امور زندگی از آن بهره جست.
در راستای شناخت عوامل تحكیم خانواده، ابتدا مقدمات و مبانی آن را در سنت و نگرش حضرت زهرا3 به بحث میگذاریم و به مباحثی همچون بینش توحیدی فاطمه3 نسبت به خانواده، بر صواب بودن مقدمات ازدواج و اعتماد و اطمینان به دوام ازدواج میپردازیم و سرانجام در بیان عوامل تحكیم خانواده در جلوههای رفتاری و گفتاری حضرت زهرا3، مسائلی از قبیل تدبیر در حسن سلوك با همسر، حمایت و دفاع از همسر، حفظ مراتب حجاب، تقسیم كار در خانواده و… را مورد بحث قرار میدهیم.
تاریخ، موطن حادثهها، و زمان بستر ظهور و بروز پدیده هاست؛ پدیدههایی كه دم به دم به سان قطره یا موجی به سواحل تاریخ برخورد كرده و محو میشوند. در این میان، آن دسته از وقایع و حوادثی كه ریشه در اخلاص و توحید دارند، باقی مانده و موجی برخاسته از ناپیداكرانهی موجودیت آنها، در بستر تاریخ، ساری و جاری میشود؛ چنان كه جهاد عاشوراییان، همه روزها و همه زمینها را دربرگرفت و در همه عوالم درخشید. جلوههای رفتاری فاطمه3 در محیط خانه و خانواده نیز جهادی دیگر بود كه لوحی از اندیشه و حسن سلوك را در برابر همه قرون و اعصار گشود. وقتی چنین زنی پا به خانه بخت میگذارد و بر عرش همسری و مادری مینشیند، لحظه لحظهی حیاتش، تاریخ و جغرافیای آرمانیترین خانواده را رقم میزند و سرای او در سرسرای تاریخ، اسوه میشود. اخلاص، مهمترین سرّ جاودانگی حیات فاطمه3 است. فاطمه3 از حیات و ممات خویش، جز خداوند، اراده نفرمود. حضرت3 موفقترین بانوی هستی در كامروایی از زندگی، عشق همسر و فرزند بود و از آن جا كه حیات خانوادگی خود را نیز برای خداوند میخواست، چنین دعا میفرمود:
«خداوندا، مادامی كه میدانی در زندگی من خیری است، مرا زنده بدار و آن زمان كه مرگ برای من بهتر است، مرا بمیران. خدای من، من از تو كلمهی اخلاص را مسئلت دارم.»[1]
معمولاً زنانی كه از كانون خانواده ارضا شده و كامروایند، چنان به زندگی دل میبندند و از آن خرسندند كه آن را با چیز دیگری معامله نمیكنند؛ ولی فاطمه3، حیات خود را با خداوند معامله كرد. وی در همهی اعمال و رفتارش جز محبت و رضایت دوست، چیزی در نظر نداشت و تحقق این معنا را از درگاه دوست تقاضا نموده و میفرمود:
«اللّهم انّی اَسئلك بمٰا تُحبّ وَ تَرضیٰ»
فاطمه3 عشق و محبت به همسر و فرزندانش را نیز، در ظلّ محبت خداوند طلب میكرد؛ چنان كه در مقام نیایش با خداوند كه منتهای آرزویش بود، این سان مناجات میكرد:
«خدایا! مرا از كسانی قرار بده كه تو را تا روز قیامت در نظر دارند و ما را به جز بر حال رضایت خودت نمیران. خدای من، ما را از كسانی قرار بده كه عمل خودشان را برای تو خالص مینمایند و تو را در همهی خلایق دوست دارند.»[2]
به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست
عـاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست
حضرت3 در اوج علاقهی بسیار زیادی كه نسبت به همسرش، علی7، داشت، در فرازهایی از سخنان و مناجاتش پرده از لایههای درونی قلب خود بر میدارد و میفرماید:
«خداوندا، هیچ احدی به جز تو سینهام را خنك نمیكند و نفسم را مسرور و شادمان نمینماید و هیچ كس جز تو چشم مرا روشنی نمیدهد.»[3]
حضرت فاطمه3 در زندگی خانوادگی، هر وقت تقاضایی داشت، آن را با رضایت خدا میسنجید و رضایت خدا را بر رضایت خویش مقدم میداشت. به عنوان نمونه، در یك حاجت مشروع، مثل تقاضای خادم، وقتی با پیشنهاد پیامبر6 مبنی بر جایگزین نمودن اذكار و تسبیحات به جای خادم مواجه میشود، ایشان سه بار میفرماید:
«من به آن چه كه خدا و رسول6 راضیاند، رضایت میدهم.»[4]
فاطمه3 محبت فرزندان و پارههای قلب خود را نیز با خداوند معامله میكرد. چنان كه وقتی پیامبر6 ایشان را از ماجرای شهادت امام حسین7 و واقعهی خونبار كربلا آگاه فرمود، فاطمه3 كلمه استرجاع را بر زبان جاری كرد و گریست و آن گاه فرمود: «پدرم، من تسلیم شدم و رضایت دادم و به خداوند توكل میكنم.»[5]
مسلم است كسی كه همهی وجودش و همهی محبتش را با رضایت خدا معامله میكند، به آن جا میرسد كه خداوند رضایت او را ملاك رضایت خود و غضب وی را معیار غضب خود قرار میدهد. ابعاد نظری شخصیت جامع حضرت فاطمه3 با عرصهی مسائل خانوادگی و همسرداری ایشان، پیوندی ناگسستنی و معنی دار دارد. حضرت فاطمه3 الگوی جامع شخصیت زن مسلمان اسوهای است كه همهی مناسبتهای استغراق در بحر توحید و وحدانیت را با تمامی شئونات مربوط به عالم كثرت جمع كرده است.
وجود بی كرانهی حضرت فاطمه زهرا 3، مجموعهای صالح و كامل از تجسم همهی خوبیها و زیباییها است. یكپارچگی و وحدت شخصیت در وجودهای مبارك و متعالی، در چنان اوجی است كه همهی حركات و سكنات در پرتو آن، یك معنای خاص پیدا میكند و آن معنی چیزی جز عبودیت و عشق ورزی به حقیقت الحقایق نیست. معنای احترام به همسر و رحمت بر فرزند، در وجود حضرت فاطمه3، معنایی جز احترام به خالق و رحمت بر جلوههای او ندارد. بنابراین، نظام رفتاری فاطمی در شئونات خانوادگی، متشكل، منسجم و یكپارچه است. بخش توحیدی این نظام، مجموعهای دقیق است كه در آرمانیترین اشكال، سازمان یافته است و بین اجزای این رفتار، هیچ نوع خلل، تضاد و تضاربی وجود ندارد. و به همین جهت، سازمان نظام مند سیرهی فاطمی در شئونات خانوادگی، این قابلیت را دارد كه بتوان از آن قوانین عمومی و خصوصی را انتزاع نمود. روابط كوچك و بزرگ داخلی یا خارجی این سازمان رفتاری، الله محوری است و خداوند در همهی شبكههای ارتباطی، جلوههای فعل و قول و تقریر فاطمی حضور دارد. در كانون خانه و خانواده وی، خدا موج میزند و پروردگار عامل مهم بستگی همهی اجزای اندیشه فاطمی است. عاملی كه سبب جامعیت عمل و نظر در وجود حضرت فاطمه3 میشود، فقط و فقط خداوند است. اغلب شخصیتها تنها در معدودی از سویهها و زمینههای وجودی خود به بلوغ میرسند و از آن جا كه دارای اعتدال و جامعیت نیستند، نمیتوانند از معارف نظری خود در رابطه با كم و كیف انجام اعمال مدد گیرند. بنابراین، چون حیطهی عقل نظری و عقل عملی ایشان از هم جدا است، نمیتوانند معرفت كلی را با معارف جزئی درآمیزند و هرچند كه در وادی اندیشه پیشتازند، لیكن در عرصه و میدان عمل توانمند نیستند؛ اما در شخصیتهای متعالی، از آن جا كه به اتحاد عقل عملی و عقل نظری رسیدهاند، معارف جزئی در پرتو معارف كلی روشن میشود. نوشتار حاضر درصدد است تا با بیان قوانین منتزع از سیرهی فاطمی3 كه سبب تحكیم خانواده میشود، نمادی برای تشكیل خطوط اساسی یك خانواده آرمانی ترسیم كند.
[1]. بحار الانوار، مجلسی، ج 91، ص 225.
[2]. بحار الانوار، مجلسی، ج 87، ص 338.
[3]. صحیفهٔ الزهرا، قیومی، ص 48.
[4]. مفتاح الفلاح، شیخ بهایی، ص 49.
[5]. تفسیر فرات الكوفی، فرات بن ابراهیم، ص 55.