تنها دین نیست که ما را به عفاف و پاکدامنی فرا میخواند، بلکه این ندا از درون آدمی نشأت میگیرد، که دین نیز آن را تأئید مینماید. غیرت، جوان مردی و کرامت نفسانی همگی انسان را به عفاف دعوت میکند، امام علی7 میفرماید: عفت و پاکدامنی اصل جوانمردی است.[1]
همچنین آن حضرت در روایت دیگری فرمود: ارزش مرد به اندازه همت او، و عفت او به اندازه غیرت وی خواهد بود.[2]
آفریدگار هستی قبل از تشریع دین و وضع قوانین، فطرت انسان را به مواهبی عجین ساخته که زمینه ساز کارآمدی شریعتند، چنان که از عقل به عنوان حجت باطنی تعبیر میگردد و از فطرت به عنوان خمیرمایه توحید. اما نقش عفت در این میان چیست؟
سرچشمه ادراک عقلانی مطلوب در گستره روایات، حضور عفاف در وجود انسان است. این خصیصه فطری هرچه در وجود انسان تقویت شود، تکامل نیروی عقلانی قویتر میگردد، بدین معنا که چون انسان به اقتضای فطرتش عفت مدار و طالب زیبایی و نامأنوس با زشتی و پلیدی است. عقل در جداسازی زیبا از زشت و نیک از بد به کمک او میشتابد و راه را روشن میسازد. امام علی7 میفرماید: اساس عقل عفاف است و ثمره آن دوری از زشتی است. یعنی: هر کجا که قوای عقلانی بر امیال نفسانی غلبه کند به واسطه رشد و حضور حرکت آفرین این خصیصه فطری است، افزون بر این، گوهر وجود آدمی و هویت انسانیاش در سایه قوام عفاف آشکار میگردد، از این رو رابطهای معقول و منطقی بین رشد عفاف و عقل وجود دارد، از متون دینی نیز میتوان دریافت که تعاملی متقابل بین این دو نیروی باطنی برقرار میباشد، به همین جهت امام علی7 میفرماید: هر آن کس که عقل دارد، عفاف میورزد،[3] زیرا منشأ هر دو صفت، حرکت به سوی تعادل و پرهیز از افراط و تفریط است. این همان مفهومی است که هم در معنای عفت نهفته است و هم در معنای عقل. در اینجا جهت تشریح مطلب سخنی از رسول مکرم اسلام6 را که بیانگر تعامل عقل و عفاف است، ذکر مینماییم:
«وقتی شمعون بن لاوی بن یهودا، حواری حضرت عیسی7، از پیامبر اسلام6 پرسید که: عقل چیست؟ رسول اکرم6 فرمود: «عقل همان ریسمانی است که نفس به سبب آن از جهالت و مهلکه رهایی مییابد و اگر عقل نفس را با این ریسمان استوار مهار نکند، نفس همانند حیوانی سرکش به ورطه نابودی میافتد.»[4]
حضرت بعد از بیان هویت عقل و رسالت آن فرمود: در این عبارت زیبا و متقن، عفاف دست پرورده همه ارزشها است، این منافاتی با این که اصل عقل عفاف است، ندارد؛ زیرا خمیر مایه فطری که در درون هر انسانی وجود دارد، عفت است. اما این سرمایه قابلیت پرورش دارد و تعقل و اندیشه و حلم و علم و رشد مایه فزونی آن میگردد.»[5]
در این کلام گهربار رسول خدا6، صیانت و حفاظت از ارزشها به عهده عفتی نهاده شد که در سایه سایر صفات کمال، بارور گردیده است. پس عفاف پیوسته نیاز به پرورش و افزایش دارد تا به سبب آن، حراست و صیانت در درون و بیرون، اندیشه و عمل، نیت و قول تحقق پذیرد. همچنین در روایتی از امام علی7 آمده است که: میزان اندیشمندی انسان به میزان آراستگی او به عفت و قناعت است.»[6] یعنی باروری ارزشهای درون انسان در نگرش و باروری اندیشه و عقل تأثیر دارد.
بنابراین اگر حرکت بشریت به سوی توسعه و تمدن با آراستگی باطنی و عفت و پاکدامنی، عقل گریزی در او بیشتر میگردد. این حقیقت تلخ را امروزه در تمدن بشری به وضوح در مییابیم و گزارشها روز به روز حرکت جوامع را به سوی جاهلیت قهقرایی نشان میدهد؛ نمونه بارز این مسئله گسترش چشمگیر تجارت سکس در شبکههای جهانی اینترنت، بلیه روز افزون بیماری ایدز، گسترش مخوف شبکههای خرید و فروش انسان در بازارهای جنسی، است.
امروزه بشریت در این لجنزار مخوف بی عفتی، سخت حیران و سرگردان است و علی رغم دستیابی به تکنیک و تمدن، پدیده شوم ابتذال و بی بند و باری گسترش یافته و در این رهگذر، سردمداران استکبار جهانی به اهداف سیاسی و اقتصادی خود غالب آمدهاند، در یک جمله میتوان گفت: همه بدبختیهای موجود در دنیای امروز تحقیر کردن اصول عفاف و تقوای در امور جنسی است.
[1]. میزان الحکمه، ری شهری، ج 6، ص 359.
[2]. همان، ص 362.
[3]. رسولی محلاتی، غررالحکم موضوعی، ج 2، ص 130، میزان الحکمه، ج 6، ص 362.
[4]. بحار الانوار، مجلسی، ج 1، ص 117.
[5]. همان، ص 117.
[6]. محمد ری شهری، میزان الحکمه، ج 6، ص 428.