borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد سوم»
3. عفت در پوشش

مسأله‌ی حجاب و پوشش زن و مستور نمودن زینت‌های ظاهری و باطنی وی، اهمیت بسیاری دارد. خداوند حکیم به دنبال آیه‌ی مذکور، و در چند جای دیگر قرآن به این موضوع با تعابیر مختلف اشاره کرده و زنان را از هتک حرمت خود با بدحجابی و بی حجابی و خودآرایی و خود نمایی در برابر نامحرم نهی فرموده است.

در «وَ لایُبدینَ زینَتَهُنَّ إلّا ما ظَهَرَ مِنها»[1] زنان را مکلف می‌کند که نباید جاذبه‌های و زینت‌های ـ ظاهری و باطنی ـ خود را آشکار سازند، مگر آن مقدار که طبیعتاً نمایان است.

کلمه‌ی «یُبدینَ» از ریشة «ابداء» به معنای اظهار و آشکار کردن است. و مراد از زینت زنان محل و موضع زینت است؛ چرا که آشکار کردن خود زینت از قبیل گوشواره و دستبند حرام نیست، بلکه منظور محل زینت است.

اما آنچه از زینت‌های ظاهری، پوشاندنش استثنا شده، صورت و دو کف دست و قدم‌هاست. بنابراین، مقتضای آیه نهی از خود نمایی و آشکار نمودن زینت‌های شهوت انگیز و جلوه نمایی اندام‌های نهان زنان است.

در آیه «وَ لیَضـرِبنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جُیوبِهِنَّ»، توصیه می‌فرماید: «زنان باید سرپوش‌ها و روسری‌های خود را برگردن انداخته و حایل قرار دهند(تا علاوه بر سر، گردن و سینه‌ی آنها نیز پوشیده شود)».

«خُمُر» جمع خِمار، به معنای جامه و پوششی است که زنان سر و موی خود را با آن می‌پوشانند. و «جیوب» جمع جَیْب، به معنای گریبان و سینه است.

بنابر نقل تواریخ، رسم بر این بود که زنان عرب معمولاً لباس‌هایی می‌پوشیدند که یقه‌ی پیراهن و گریبان هایشان باز بود و دور گردن و سینه را نمی‌پوشانید. روسری‌هایی هم که روی سر خود می‌انداختند از پشت سر می‌انداختند (همانطوری که هم اکنون بین مردان عرب متداول است) به طوری که گوش‌ها و بناگوش‌ها و گوشواره‌ها و جلوی سینه و گردن آنها نمایان می‌گشت.

لذا این آیه نازل شد که باید پوشش‌ها و روسری‌ها خود را از دو طرف روی سینه و گریبان خود بیفکند تا قسمت‌های یاد شده پوشیده گردد. به تعبیر ابن عباس، صحابی پیامبر اکرم6 در تفسیر آیه، زن باید مو و سینه و دور گردن و زیرگلوی خود را بپوشاند.[2] این آیه، با اشاره به کیفیت پوشش و حجاب زنان روشن می‌سازد که آنان باید تمام اندام و سر و سینه و گردن و موهای خود را در برابر نامحرم بپوشانند و در پوشاندن خویش نهایت عفاف را رعایت کنند.

آیه‌ی دیگری درباره‌ی عفت در پوشش وارد شده آیه 59 سوره‌ی احزاب است:

«یا أیُّهاالنَّبیُّ قُل لِاَزواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ المُؤمنینَ یُدنینَ عَلَیهِنَّ مِن جَلابیبِهِنَّ ذلکَ أدنی أن یُعرَفنَ فَلا یؤذَینَ و کانَ اللهَ غفوراً رَحیماً؛ 
ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو جلباب‌ها (روسری‌های بلند) خود را برخویش فروافکنند، این کار برای این که شناخته شوند و مورد آزار قرارا نگیرند، بهتر است، و خداوند همواره آمرزنده‌ی رحیم است. 

سبب نزول این آیه آن بوده که شب هنگام که زنان مسلمان به قصد رفتن به مسجد و شرکت در نماز پیامبر اکرم6 از خانه بیرون می‌رفتند، جوانان سر راه آنان می‌نشستند و با سخنان ناروا متعرض آنان می‌گشتند.

مراد از «ذلِکَ أدنی أن یُعرَفنَ فَلا یُؤذَینَ» این است که با پوشاندن بدن به صورت کامل به عفاف و حرمت و حریت شناخته می‌شوند و مورد تعرض افراد مریض و مغرض و هوسران قرار نمی‌گیرند.

احتمال دیگری که در معنای این جمله داده شده این است که وقتی زن پوشیده و سنگین از خانه بیرون رود و جانب عفاف و پاکدامنی را رعایت کند، افراد فاسد و مزاحم، جرأت نمی‌کنند متعرض آنها شوند.

از آنچه گفته شد، روشن می‌گردد که منظور از «جلباب» پوششی وسیع‌تر از خمار است که همان چادر و حداقل، شبیه چادر ـ مقنعه‌ی بلند و چادر کوتاه ـ می‌باشد.

بنابراین، حجاب برتر، حجابی است که تمام اندام زن و برآمدگی‌ها‌ی سینه و جاذبه‌های بدون وی، به جز گردی صورت و کف دو دست و دو پا، را مستور سازد. شاید بتوان بارزترین پوششی که تمام این خصوصیات را شامل شود چادر دانست.

این پوشش در نظر اسلام به خاطر مصلحت‌هایی در نظر گرفته شده که به سود زنان است. بر این اساس، عفاف و پوشش کامل و حجاب عفیفانه زن مؤمن، تجسم حرمت و احترام و بهترین سلاح اوست تا افراد بوالهوس و مریض به فکر تعرض و اذیت نیفتند و هرگز کسی به خود اجازه‌ی فکر باطل ندهد. پس حجاب و پوشش دینی محدودیت و بند و حصار نیست، بلکه موجب مصونیت و حرمت زن است.

شرم و حیا و عفت حضرت زهرا نیز به قدری بوده که حتی در حضور مرد نابینا خود را محفوظ داشت.

آن تجسم حیا و عفت، تا ضرورتی نبود، به میان جامعه نمی‌آمدند، اما در مواقع حساس و ضروری، در اجتماع حضور می‌یافتند و در مسایل سیاسی و اجتماعی شرکت می‌کردند؛ به ویژه در مسأله‌ی ولایت امیرالمؤمنین7 و به یغما رفتن فدک، در مجامع عمومی به مناظره می‌نشستند و از حق خویش دفاع می‌کردند و در عین حال هرگز از پرده عفاف و حجاب بیرون نمی‌رفتند.

در این رابطه نقل می‌کنند، هنگامی که برای حضرت ثابت شد فدک غصب گردیده، درحالی که لباس‌های بلندی که تمام بدن ایشان را پوشانده بود، وارد مسجد شدند و در جایگاهی قرار گرفته که پرده‌ای بین زنان و مردان حایل بوده و مردان، حضرت را نمی‌دیدند.

این نشان می‌دهد، حضرت حتی در میدان مبارزه نیز به عفاف و حجاب اسلامی بسیار مقید بوده‌اند.

آن حضرت، به حدی به امر حجاب و عفت اهمیت می‌دادند که حتی در بستر مرگ از کیفیت حمل جنازه‌ی خود نگران بودند و به پوشیده بودن و محفوظ بودن بدن خویش از دید نامحرم در هنگام حمل جنازه سفارش کردند.

روزی حضرت زهرا3 در بستر بیماری به أسما بنت عمیس فرمود: من بسیار زشت می‌دانم که جنازه‌ی زن را پس از مرگ بر روی تابوت سرباز گذاشته و بر روی آن پارچه‌ای می‌افکنند، که حجم بدن مشخص می‌گردد. مرا بر روی تابوت آن‌چنانی مگذار و بدن مرا بپوشان که خدا تو را از آتش جهنم باز دارد.

چنین بانوی با عظمت و بی‌نظیری را به حق می‌توان با شخصیت‌ترین، اجتماعی‌ترین و در عین حال عفیف‌ترین انسان‌ها دانست که باید ایشان را سرمش خویش در تمام راه و رسم زندگی قرار داد.


[1]. سوره نور، آیه 31.

[2]. مسأله حجاب، مرتضی مطهری، ص 139.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: