borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد سوم»
یاس کبود

باغ را آتش کشیدند و گل و گلزار سوخت

 

یاس در پشت در اما با در و دیوار سوخت

گرچه آتش بر نبی و آل او باشد حرام

 

سینه ی گل از فشار تیزی مسمار سوخت

شعلة سرکش چنان در پیچ و تاب افتاده بود

 

کز تب و تابش دل ایثار هم بسیار سوخت

یک طرف گل بود و غنچه سوی دیگر خشم و کین

 

گلشن امن الهی در میان نار سوخت

چهره‌ای را که خدا هم از محبت دوست داشت

 

شد کبود از ضربت سیلی و آتشبار سوخت

تا که در بر سینه ی انسیه الحورا ننشست

 

دل شکست از این مصیبت دیده از دیدار سوخت

باغبان در باغ بود اما دو دستش بسته بود

 

پیش چشمان تر او دلبر و دلدار سوخت

آنکه گلبرگ شقایق بر رخش جا می‌گذاشت

 

بهر یاری کردن مولای خود خونبار سوخت

گل کجا و تازیانه، سیلی و ضرب لگد

 

در میان حسرت غم مادر احرار سوخت

خانه زاد حق تعالی از جفا خانه نشین

 

قلب عالم از نوای حیدر کرار سوخت

لرزه جسم غنچه‌ها و شرم روی باغبان

 

گوئیا عرش و فلک را کینه ی کفار سوخت

یادگاری را که پیغمبر سفارش کرده بود

 

گاه بازو گشت نیلی و گهی رخسار سوخت[1]

 


[1]. سروده‌ی حبیب اله موحد.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: