یكی از عواملی كه سبب میشود روحیه دوستی و نشاط در زندگی خانوادگی ریشه دار شود و اعضای خانواده در زیر آسمان صلح و صفا، به یكدیگر حسّ نزدیكی بیشتری پیدا كنند، این است كه از پیشنهادهای یكدیگر استقبال نمایند. فاطمه3 در این امر پیشتاز بودند. در روایتی آمده است: روزی تنگدستی و مشكلات بسیار بر علی ابن ابی طالب7، فشار آورد تا آن جا كه از فاطمه3 خواست تا نزد پیامبر6 برود و از او چیزی بخواهد.
فاطمه3 خوب میدانست كه علی7 تا چه حد مناعت طبع دارد و تا چه اندازه به او، حسن، حسین، زینب و كلثوم، شفقت دارد؛ لذا به محض آن كه امام علی7 در قالب این كلام محجوبانه (اگر به خانه پدرت رفتی، چیزی از او بخواه)، خواستهی خود را با فاطمه3 در میان میگذارد، فاطمه3 درنگ نمیكند و در ساعتی غیر متداول برای تسریع در اجابت خواستهی همسر، به سوی منزل پدر میشتابد و هنگامی كه پیامبر6 دربارهی خواستهاش سؤال میكند، فاطمه3 بسیار حكیمانه و مدبرانه ابراز حاجت مینماید؛ وی به حاجت خود و به گفته علی7 تصریح نمینماید و مشكل خود را این گونه با پدر در میان میگذارد: «غذای فرشتگان، تهلیل، تسبیح و تحمید است؛ پس طعام ما چه میتواند باشد؟».
در این سخن حضرت 3، اشارتی به مقام فرشتگان نیز وجود دارد كه اینان به طور دایم در حال اطاعت محضاند و ملائك، عقول مجردی هستند كه به هیچ یك از اطعمه و اشربهی عوالم پایینتر، نیازی ندارند و ارزاق ایشان معنوی و از جنس ذكر، حمد و ستایش پروردگار است. حضرت فاطمه3 از آن جا كه با فرشتگان محشور بوده و با ایشان مراوده داشتند، با اذكار ایشان آشنا بودند؛ از این رو به بعضی از اذكار آنان نیز اشاره مینمایند.
در زمانه و عصری كه فرهنگ اولیهی عرب، صراحت و بی پردگی در گفتار بود و در برهنگی سخن افراط مینمودند، این نمونه عرض حاجت كردن، كمال فراست و ادب فاطمی را میرساند. پیامبر6 با ظرافتی خاص در ازای درخواست متین فاطمه 3، برای او از تعلیم ذكر خاصی از سوی جبرئیل3 خبر دادند كه با رفع این مشكل مناسبت دارد. حكمت و معرفت فاطمه3 وی را وامی دارد كه از پدر تمنای آن اذكار را نماید. فاطمه3 خوب میدانست كه اذكار و اسمای الهیه، كاركنان مطلق عالم هستیاند و هر یك از آنها مقتضیاتی دارند. حضرت فاطمه3 این عبارت شریف را در این رابطه از پیامبر6 فرا میگیرند: «یا اول الاولین، یا آخرالآخرین، یا راحم المساكین و یا ارحم الراحمین.»
تدبیر و فراست فاطمه3 در همسرداری، آن گاه نمود بیشتری پیدا میكند كه ایشان پس از فراگرفتن این رمز و راز، با مسرّت از خانهی پدر به خانهی خویش برمی گردد و برای علی7 این گونه حكایت ماجرا را باز میگوید كه من برای دنیا رفتم و با متاع آخرت بازگشتم و این گونه با اشراف بر ظرایف روحی علی7، خود را دست خالی نشان نمیدهد و به گونهای حكیمانه و مدبرانه میخواهد كه علی7 از عرض حاجت در برابر رسول خدا6، شرمنده نشود.[1]
[1]. مسند فاطمه الزهراهٔ، شیخ الاسلامی، ص 216.