پیش از پرداختن به خوبیها و بدیها و آثار و پیامدها و نقش و سود و زیان حجاب، باید نخست معنای آن را مشخص کنیم.
آیا حجاب، تکه پارچهای است که به شکلی خاص دوخته شده تا بدن زن را بپوشاند، حال هرجا، هرگاه و با هر شکل و رنگ؟ یا حجاب نوعی رفتار است، یا حجاب آمیختهای از پوشش و رفتار است؟
یا حجاب، حقیقتی است که به صورت رفتارو پوشش خاص نمودار میشود و تجلی مییابد.
نگارنده دیدگاه اخیر را برمی گزیند؛ حجاب چیزی است که زن را وامی دارد تا قسمتهایی را که تحریک کننده غرایز مرد است، خواه در جسم یا رفتار یا صدا و گفتار بپوشاند.
حجاب همان زیوری است که زن به خود میگیرد، تا مانع از تحریک غرایز مردان شود.
به عبارت دیگر حجاب خواستهای فطری در درون زن برای پوشاندن مظاهر زنانگی وی است.
زن و مرد هر دو در انسانیت مشترکاند.
هر دو موجودی زنده، آگاه به خود و پیرامون خود، و هر دو دارای کالبد مادیاند. اختلاف زن با مرد در چیزی است که انوثت (زنانگی) خوانده میشود و اختلاف مرد با زن نیز در چیزی است که مردانگی نام دارد که هر یک از انوثت و ذکورت، ویژگیهای برونی و درونی را افزون بر طبیعت انسان به وجود میآورد.
یعنی: مرد = انسان «ذکورت»، و زن = انسان «انوثت».
هریک از زن و مرد درصورتی که خود و جایگاهش را بشناسد، نقشی بسزا در چرخه پیشرفت و آسایش بشریت دارد، چنان که بدون شناخت خود و جایگاه خود، نقش زیادی در ویران سازی زمین و نابود کردن تمدن و وخامت حال و روز بشریت خواهند داشت.
خداوند متعال میفرماید:
«هو أنشأکم من الأرض و استعمرکم فیها؛[1]
او شما را از زمین پدید آورد و به آبادگری آن واداشت.»
و یا میفرماید:
«ظهر الفساد فی البـر و البحر بما کسبت أیدی الناس؛[2]
به خاطر رفتار و کردار مردم، تباهی خشکی و دریا را فراگرفت.»
وقتی خداوند در عرصه زندگی مشترک زن و مرد میفرماید:
«الرجال قوامون علی النساء[3]؛
مردان بایستی بر زنان در زندگی زناشویی قوامیت داشته باشند.»
همان گونه میفرماید: بهشت و نعمتهایش همانند تکالیف، هم برای زن وهم برای مرد است.
بلی در تکلیفهای شرعی مرد مورد خطاب مستقیم خداوند است و بر زن ـ جز در موارد خاص خود ـ از رهگذر خطاب به مرد تکلیف میشود. خداوند میفرماید:
«یا آدم اسکن أنت و زوجک و کلامنها رغداً حیث شئتما و لاتقربا هذه الشجرة فتکونا من الظالمین؛[4]
ای آدم! تو و همسرت در بهشت بیارامید و از نعمتهای آن، از هرچه که خود خواستهاید به خوشی و فراوانی بهره برید، و به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید شد.»
به هرحال ما حقیقت حجاب را چنین مییابیم که حجاب، شرم و حیایی است که زن بدان آراسته است، زیرا هیچ زنی را نمیتوان یافت که هیچ حیا نداشته باشد. بلی همه ما نیازمندیم که کسی ما را برانگیزاند و به مرحله ظهور برساند، زیرا حیا بذری است که در وجود هر زنی کاشته شده است. خداوند متعال میفرماید:
«إلّا علی أزواجهم… فإنّهم غیـر ملومین؛[5]
مگر در مورد زنانشان … که در این صورت نکوهیده نخواهند بود.»
این بذر حیا اگر زمینه مناسب همراه با تربیت و مراقبت برایش مهیا شود به زودی رشد میکند و میوه رفتارش به بار مینشیند. چنان که ممکن است همچون دانهای به حال خود باقی بماند و یا رشدی ناقص و بی ثمر داشته باشد. این دانه اگر در زمینی مناسب و با دستان تربیت پرورش یابد، میوه حجاب را به بار خواهد نشاند، چنان که عکس این حالت نیز امکان دارد.
حجابی که به معنای حیا و پنهان داشتن جلوههای زنانه است، فراگیرتر از حجاب شرعی اسلامی است که شامل هر وسیله پوششی است که زن به کار میگیرد، گرچه با شکل غیر شرعی باشد.
[1]. سوره هود، آیه ۶۱.
[2]. سوره روم،آیه ۴۱.
[3]. سوره نساء،آیه ۳۴.
[4]. سوره بقره، آیه ۳۵.
[5]. سوره مؤمنون، آیه ۶.