یكی از اصول حاكم بر خانوادهی آرمانی، آراستگی ظاهر و باطن همسران برای یكدیگر است. علی7 میفرماید: «زیبایی باطن، در حسن نیت و زیبایی درون است.»[1] دل و جان فاطمه 3، در كمال حسن نیت، خلوص و صمیمیت نسبت به همسر بزرگوارش بود و حسن سریرهی او جمیلترین زیباییهای باطنی را در برابر چشمان مبارك علی7 به تماشا میگذاشت.
باید توجه داشت، چنان كه فردی از نعمت جمال ظاهر برخوردار نباشد، اولاً با هنرمندی و ظرافت خاصی میتواند به آراستگی و نیکویی خویش بیفزاید؛ ثانیاً با ظرایف و طرایفی كه در جلوه گریهای رفتار عقلی خود طراحی میكند، میتواند به حسن سلوك و جمال باطن دست یابد. به عنوان مثال، لبخند زینت چهره است؛ امیرالمؤمنین7 میفرماید: «تبسم ریسمان دوستی است.»[2] نگاه مهربان، زینت چهره است و میتواند بر جمال ظاهر و باطن بیفزاید. گشادگی چهره و بشاشیت وجه نیز، نوعی زینت چهره است. در روایت، یكی از خصوصیات زنان با فضیلت، درخشندگی چهره معرفی شده است.[3]
شادمانی باطنی و رضایت خاطر نیز، نوعی صباحت و درخشش در چهره ایجاد مینماید و وجه را زیباتر و مزینتر مینماید. نور ایمان، چهره را هرچند نازیبا باشد، زینت میدهد و دوست داشتنی میكند. امام حسن عسگری7 دربارهی زیبایی، سخن بلندی دارد. ایشان زیبایی را به دو قسم ظاهر و باطن تقسیم كرده و میفرمایند: «زیبایی چهره، جمال ظاهری است و جمال و نیكویی خرد و اندیشه، سرمایهی آراستگی باطن است.»[4]
خداوند در انسان حس جمال دوستی قرار داده است؛ فلذا گرایش به زیبایی و جمال، از گرایشات و تمایلات فطری و دوست داشتنی انسانی است و زیباپسندی از خواستههای طبیعی بوده و با سرشت انسان ممزوج است. از این رو، در همهی جوامع و تمدنها و بین همه فرهنگها، جلوههای زیبادوستی و جمال پرستی مشاهده میشود. زینت و آراستگی لباس و چهره سبب میشود، زیباییهای طبیعی رونق گرفته و با جلوهی بیشتری بدرخشند. این امر در روابط بین زن و شوهر، بیشتر مورد تأكید قرار گرفته است.
در سیرهی امامان معصوم7، مشاهده میشود كه ایشان برای نماز، زیارت مؤمنین، حضور در بعضی از مجالس مانند مجلس درس و برای همسران خویش، متناسب با زمان و مكان و شرایط، به آراستگی ظاهر و زینت جمال خود توجه مینمودند. امام حسن مجتبی7 در این رابطه میفرماید:
«همانا خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد و من بدین جهت برای پروردگارم خود را آراسته میكنم و خداوند در این رابطه میفرماید:
«برای رفتن به هر مسجدی زینت كنید.»[5]
حضرت فاطمه3 به عنوان زینت و استحباب، انگشتری به دست میكردند و از قول رسول خدا6 انگشتر را تبلیغ میفرمودند: «هر كس انگشتری عقیق به دست كند، همواره خیر میبیند.»[6]
سنت خداوند جمیل این است كه در دایرهی خلقت، نقش و نگار هستی را با زیباییها زینت مینماید؛ چنان كه میفرماید: «و به یقین ما در آسمان برجهایی قرار دادیم و آن را برای تماشاگران آراستیم.»[7]
قراینی در زندگی حضرت فاطمه3 وجود دارد كه نشان میدهد این بانوی بهشتی، سعی مینمودند در محیط خانه و خانواده، عطرآگین و آراسته باشند و موهبت زیبایی و جمال بی مثالی را كه خداوند به ایشان ارزانی داشته بود، با زینت و تجمل، جلا و شكوهی دیگر بخشیده و آن را برای امیرالمؤمنین7 عرضه نمایند. در این جهت، حضرت زهرا3 همیشه در نزد خود عطر نگه میداشتند. ام السلمه میگوید: «از ریحانهی پیامبر6 عطر خواستم و گفتم: سرورم! آیا عطر و بوی خوشی نزد خویش دارید: ایشان فرمود: آری و بی درنگ شیشهی عطری آورد و اندكی از آن را بر كف دستم ریخت. بوی خوشی از آن برخاست كه هرگز به مشامم نرسیده بود.»[8] حضرت فاطمه3 حتی در واپسین لحظات زندگیش به اسماء فرمود: «عطر مرا كه همیشه خود را با آن عطرآگین مینمودم، بیاور...»[9]
امیرمؤمنان7 در اشاره به آراستگی ظاهر و باطن فاطمه3 میفرمود: «هرگاه به او مینگریستم، همهی ناراحتیها و غم هایم برطرف میشد.»[10]
[1]. غرر الحكم، ص 41.
[2]. نهج البلاغه، كلمات قصار.
[3]. اصول کافی، كلینی، ج 5، ص 324.
[4]. بحار الانوار، مجلسی، ج 1، ص 32.
[5]. اصول کافی، كلینی، ج 6، ص 438.
[6]. وسائل الشیعه، حر عاملی، ج 3، ص 40.
[7]. سوره حجر، آیه 16.
[8]. بحار الانوار، مجلسی، ج 43، ص 95.
[9]. کشف الغمهٔ، اربلی، ج 2، ص 62.
[10]. بحار الانوار، مجلسی، ج 43، ص 134.