وضع حال امام علی7 و زمزمههایش در كنار مزار یارش مشخص است از چه قبیل خواهد بود. زیرا تاریخ انس و صفا را به مانند انس و صفای علی7 و فاطمه3 نمیشناسد جز در رابطه با پیامبر و خدیجه. و طبیعی است كه از دست دادن حضرت فاطمه3 برای او گران است روزی از مشتی خاك برداشت و گریان شد، اندوهی شدید بر او غالب آمد، روی به مرقد پیامبر كرد و چنین زمزمه نمود:
جانم فدای جگر گوشه پیامبر كه میراثش تباه شد، بعد از رحلت پیامبر حرمت او را در هم شكستند، او به خواسته خود نائل آمد، اما نزار و خسته، فقدان پدر توانش را كاست و اشك از دیدگانش جاری ساخت شبانه به خاك سپرده شد و هیچكس دیگر او را ندید....[1]
ای كاش این جان دردمند همراه با نفسهایم ازسینه برون میرفت. پس از تو چیزی برای زندگی نیست گریهام برای این است كه زندگیم پس از تو طولانی شد.
و فرمود:
اگر از سر كویت بر میخیزم بدان خاطر نیست كه از ماندن در كنارت خسته و ملول شدهام و اگر میمانم بدان خاطر نیست كه به وعده خدا به صابران بدگمانم....[2]
سلام بر پیكر نحیف تو ای فاطمه، سلام بر بدن كبود و تازیانه خوردهات، سلام بر جنازهات كه رسواگر شكنجه خصم است و سلام بر قبر پنهانت كه سند اعتراض است.
[1]. صحیح مسلم.
[2]. الزهراء3، ص 188.