تبیین روشن وحی در باب نحوهی سخن گفتن زنان مؤمن با مردان، یکی از مهمترین ابعاد حجاب است که در قرآن ذکر شده است که حتی لحن سخن گفتن زنان را در بُعد روانشناسانانه مدّنظر قرار داده است. حجاب در گفتار در آیات شریفهی قرآن کریم مؤکداً در مورد نحوهی گفتار زنان به نامحرم است آنجا که میفرماید: «فلا تَخضَعنَ بالقَول فَیطمَعَ اَلَّذی فی قَلِبه مَرَضٌ وَ قُلنَ قَولاً مَعروفاً.»[1] «با خضوع در گفتار سخن نگویید که بیمار دل طمع ورزد، بلکه شایسته و متعارف سخن گویید.»
مخاطب نخست آیهی شریفه، زنان رسول خدا6 هستند و سپس تمام زنان مؤمن؛ علامه طباطبایی مینویسد: «معنای خضوع در کلام آن است که در برابر مردان آهنگ سخن گفتن را نازک و لطیف کنند تا دل او را دچار ریبه وخیالهای شیطانی نمود، شهوتش را برانگیزند و در نتیجه آن مردی که بیمار دل است به طمع بیفتد. و منظور از بیماری دل، نداشتن نیروی ایمان است؛ آن نیرویی که آدمی را از میل به سوی شهوات حرام باز میدارد.»
بنا به نظر شهید مطهری «مسئله جو از استعماع صدای زن جزء مسلمات است و دلیل آن سیرهی قطعی رسول خدا6 و ائمه اطهار: است و دلیل دیگر آن سیرهی قطعی و رایج میان مسلمانان میباشد.»
به بیان دیگر شارع مقدس با نهی زنان از خضوع در گفتار با نامحرم، آنان را به حصار امن تقوا دعوت نموده است تا خود و جامعه را از مصایب بی تقوایی و بی پروایی ایمن نگه دارند؛ چرا که نوع سخن گفتن زن از بی حجابی و بدحجابی فیزیکی اغواکنندهتر است. و به همین دلیل، خداوند متعال همسران پیغمبر را به طریق اولی از آن نهی کرده است.
نکته دیگر در آیه شریفه این است که اگر مردی دارای تقوای قلب باشد، حتی کلامی چنین آلوده به دعوتهای باطل دلش را به هوس نمیاندازد؛ چرا که آیه شریفه میفرماید: «فیطمع الذی فی قَلبه مرضٌ»[2]؛ یعنی اگر زنی بی تقوایی کند و حجاب در گفتار را رعایت ننماید، تنها مردان بیماردل هستند که در دام شیطان میافتند و مردان با تقوا در قلعهی ایمان در امانند.
[1]. سوره احزاب، آیه 32.
[2]. سوره احزاب، آیه 32.