امام صادق7 میفرمایند:
«برای هر نفس از نفسهای (شما) شكری بر تو لازم است، بلكه هزار (شكر) یا بیشتر»
سعدی میگوید:
از دست و زبان كه برآید |
|
كز عهده شكرش بدر آید |
«اِعْمَلوا آلَ دٰاوُد شكراً و قلیلٌ من عبٰادِیَ الشَّكُور».
بنده همان به كه ز تقصیر خویش |
|
عذر به درگاه خدای آورد |
زیباترین نوع تشكر از خداوند در قالب سجده تحقق پیدا میكند و به صورت كاربردی در میآید. وقتی تشكری زیبا، در زیباترین صورت خود، در قالب یك سجده صورت میگیرد تازه به دنبال آن بینهایت شكر لازم، بر دوش انسان میآید.
قرآن مجید میفرمایند:
«و اِنْ تَعُدّوا نِعمَهَ اللهِ لَا تُحْصُوها؛
و اگر بخواهید نعمتهای خداوندی را بشمارید از شماره آنها ناتوان خواهید گشت.»[2]
مسأله فراتر از ریاضی و حساب و كتاب است. شاید توسط وجدان، بهتر بتوان به این نكات بلند معنوی پی برد تا به حساب و كتاب ظاهری.
وقتی بینهایت كوچك در مقابل بینهایت بزرگ قرار بگیرد، روال كار همین است با همانگونه كه از «روح روایات» به دست میآید.
از برای هر نَفَسی هزاران شكر لازم و برای هر سجده، هزاران سجده شكر واجب و برای هر سجده شكر، هزاران سجده شكر دیگر. و به دنبال آن بینهایت سجده شكر، برای بینهایت نعمت مادی و معنوی.
[1]. گلستان سعدی.
[2]. سوره نحل، آیه ۱۲.