ابزارهای تبلیغی شامل مسایل زیر است:
الف) رسانههای تبلیغی مانند روزنامهها، نشریات، رادیو و تلویزیون تلاش گستردهای در جهت نشر خبرهای مربوط به فروشندگان لوازم آرایشی، تبلیغ کالا، ملکههای زیبایی، بازیگران، خوانندگان، رقاصهها و … و داراییها و درآمدهای افسانهای آنها دارند. به عنوان نمونه به یکی از نشریات در کشورهای مسلمان منطقه مراجعه کنید.
و این چنین است که ثروت را در گرو برهنگی معرفی کردهاند.
ب) با وجود رسانه تلویزیون؛ برای رسیدن به این هدف که فرهنگ برهنگی جزئی از زندگی روزمره شود، دیگر نیازی به برنامههای خاص تبلیغی و فیلمها و تصاویر مستهجن نیست. البته نقش ویدئو و آنتنهای ماهواره را در راستای این فرهنگ نباید از یاد برد.
طبیعی است که هر وسیله تبلیغاتی بر کسانی که آن را میبینند و از آن پیروی میکنند، به طور مستقیم و غیرمستقیم اثراتی میگذارد که در خیابان، دانشگاه و کارگاهها دیده میشود، جایی که فرهنگ برهنگی به موضوعی عرفی و رایج تبدیل شده است.
ج) تبلیغات جهتدار تلویزیونی؛ در کشورهای اسلامی معمولاً حجاب را همراه با بیچارگی و فقر نمایش میدهند؛ زنان پست و ناتوان، خدمتکار، زندانی و بدکارههای شکست خورده را به صورت زنان با حجاب نشان میدهند و زنان تحصیل کرده، سرشناس و ممتاز را با لباس نیمه عریان و بعضاً عریان اما به عنوان مسؤول مراکز مهم و خوشبخت و سرشناس و موفق و تحصیل کرده و مدیر نشان میدهند.
بدین ترتیب توانایی، موفقیت، علم و دانش با برهنگی توأمان میشود که نتایج این گونه تبلیغات نیز روشن و واضح است.
د) چه بسا در پخش اخبار ملاحظه میکنیم که بی حجابی با جاه و مقام نیز ربط دارد! بدین گونه که رؤسای جمهور، وزیران، نمایندگان، کارفرمایان و زنان با شخصیت و مؤثر در تشکلها و افراد فعال در عرصههای اجتماعی و امور خیریه، همسران سیاستمداران، کارمندان، دانشمندان، ادیبان، همه و همه زنانی بی حجاباند که با کمترین پوشش و با جواهر آلات زینتی زنانه به نمایش در میآیند.
هـ) گاه بی حجابی با شعف و شادی و خوشبختی نیز همراه میشود، بدین گونه که در مجلات هنری، زندگی هنرپیشهها، ستارههای تئاتر و رادیو و تلویزیون و سینما و ورزش پر از سرمستی، سفرهای هوایی و گردشها و خوشگذرانیها همراه با برهنگی و بی بندوباری عرضه میشود.
و) شبکههای تلویزیونی در بین روز و در ساعات کار مردان، برنامههای شگفت و هیجان آوری ویژه زنان پخش میکنند که یکسره به دست غربزدگان ساخته شدهاند؛ راه حل مشکلات زنان را با عناوینی مانند امور مربوط به زن، مشکلات زنان، زن و قانون و… مطرح میکنند که به طور غیرمستقیم زن را جذب غرب میکند.
ز) از سویی، بی حجابی با توانمندی وجوانی ارتباط داده میشود؛ در مجلات ورزشی فراوانی قهرمانان ورزشی زن را همانند شخصیتهای افسانهای به تصویر میکشند.
بدون توجه به پیامدها و آثار منفی آن بر جسم زن و اینکه چگونه با قدرت و خشونت دست و پنجه نرم میکنند.
و در این بین توجه او را به لباسهایی جلب میکنند که از بین برنده حیا است، بدون اینکه در این رهگذر اشارهای به بیماریها و آسیبهای موجود در میان این گونه ورزشکاران شود.
دو. سستی در پایبندی به حجاب و تشویق آیندگان به بی حجابی.
سه. توسعه و ترویج مراکز خوشگذرانی؛ مانند سالنهای ورزش، رقص، شنای مختلط، کافهها و هتلها و…
چهار. پیوند دادن آزادی به بی حجابی، تحصیل و کار (استقلال اقتصادی زن) از سالهای متمادی و با ابزارهای گوناگون.
پنج. ناآشنایی بسیاری از زنان با حجاب کامل اسلامی. بسیاری با حجابی ناقص و اندک دیده میشوند و تصور میکنند حجاب کامل اسلامی همین است.
شش. اهمیت ندادن مرد به حجاب زن که بر اثر آن زن نیز به حجاب بیاعتنا میشود. اگر حجاب نزد مرد مطلوب باشد، نزد زن نیز مطلوب خواهد بود. مردان با غیرت، زنان با حجاب دارند.
هفت. مبارزات بسیاری از سازمانها و ارگانهای به ظاهر اسلامی با حجاب به ویژه و با دین و ا یمان به طور عام، از راه تلاش در اشاعه بی بند و باری، بدون اینکه ذرهای مورد تعرض و بازخواست قرار گیرند.
خلاصه اینکه فرهنگ برهنگی، با شهرت، ثروت، اقتدار، توانمندی، دانش، شگفتی آفرینی، قهرمانی و حمایتهای حکومتی پیوند داده شده است.
آیا چنین جامعه غربزدهای زن محجبه را زیر فشار قرار نمیدهد؟!
در جامعهای که غرب زدگان میخواهند مشکلات را حل کنند و به برهنگی فرامی خوانند و از هر سو دروازههای عریانی گشوده میشود و اقتصاد و سیاست و تبلیغاتش غرب زده است، چگونه میتوانیم از زنان بخواهیم که دنباله رو دیگران نباشند و به اصالت خود و به زن بودن و مسلمان بودن خود بازگردند.
در جامعه ما که در همه ساعات روز و همه روزهای سال از فرق سر تا ناخن انگشت پا دنباله رو غرب است، چگونه از زن بخواهیم که اصیل باشد.
برای حل مشکل زن و مشکل حجاب و رهاسازی او از اسارت تقلید از غرب باید همه جامعه از بند تقلید غرب رها شوند و به اصالت خود باز گردند.