اگر در اندیشهی یكی از زوجین، ناخشنودی و نارضایتی از اصل ازدواج وجود داشته باشد، این عامل، تأثیرات منفی بسیاری در زندگی مشترك باقی خواهد گذاشت. هم چنین اگر این خشنودی و رضایت، رضایتی الهی نباشد، باز هم این ازدواج، ریشهی مستحكمی نخواهد داشت. بنابراین، اگر دختری با اجبار خانواده ازدواج كند و خود تمایلی به آن نداشته باشد یا به واسطه علاقه و میل به مال، جاه و جمال مردی، همسر وی شود، در حالی كه به لحاظ دین و خلق از او رضایتی ندارد، این ازدواج، ازدواج ممدوحی نمیتواند باشد و سبزی صلح و مودت در آن دیری نخواهد پایید. حضرت فاطمه3 رضایت خود را از ازدواج با علی7 این گونه اعلام میفرماید: «من به آن چه كه خدا و رسول خدا6 راضیاند، راضی و خشنودم.»[1]
كاوش در پهنا و ژرفای این عبارت شریف، تبیین كنندهی این حقیقت است كه رضایتی كه مقدمهی ازدواج است، در صورتی سبب تحكیم خانواده خواهد بود كه رضایتی الهی و خداپسندانه باشد. در جوامع حدیثی ما وارد گردیده كه اگر كسی به داعیهی جمال و مال با كسی ازدواج كند، مال و جمال از او زایل میشود. وقتی عواملی گذرا و بی پایه، ریشهی یك پیوند قرار گیرند، آن پیوند، با اولین باد خزانی افسرده خواهد شد؛ ولی اگر كسی تنها برای خدا و رضایت او قدم به ساحت زندگی مشترك بگذارد، این نیت الهی در تحكیم بنیان خانوادگی وی مؤثر خواهد افتاد.
[1]. نهج الحیاهٔ، دشتی، ص 29.