ریحانه پیامبر6 شخصیت فرزانه و کاملی است که دارای ابعاد گوناگون و چهرههای متنوع و تماشایی است. هر کس او را در کرسی درس مینگریست و سخنان حکمت آمیز و انسانساز او را میشنید، او را سخنورترین و دانشورترین و گویاترین بانوان گیتی میدید و میپنداشت نبوغ او در این بعد است؛ و هر کس او را در زهد و پارسایی مورد مطالعه قرار میداد، او را قهرمان پارسایی و زهد مییافت و میپنداشت که مهمترین بعد شخصیت او را پارسایی میسازد.
هر کس به انفاق و ایثار و بخشایش و محروم نوازی او مینگریست، او را محروم نوازترینها میدید و هر کس عبادت و راز و نیاز و نیایش او را تماشا میکرد، او را زینت و زیور پرستشگران عنوان میداد و زیباترین روح پرستش میدید.
او در همه ابعاد پیشتاز و نمونه بود به راستی خدای را میسزد که همه ارزشها را در وجود بانویی این گونه متبلور و مجسم سازد و او را الگو و سرمشق و نمونه کامل و شاهکار آفرینش در جهان «زن» قرار دهد.
1ـ پیامبر گرامی در مورد این بعد از شخصیت فاطمه و این ویژگی اخلاقی و انسانیاش فرمود:
«دخت ارجمندم فاطمه3 سالار بانوان عصرها و نسلها، از آغاز تا فرجام جهان است. او پاره تن و نور دیده و میوه دل و روح من است. او حوریهای است به صورت انسان، آنگاه که در عبادتگاه خویش در برابر پروردگارش میایستد، نور پرتلألؤ وجودش بر فرشتگان آسمانها میتابد؛ درست بسان نور اختران آسمان بر زمینیان.»[1]
به هنگامه عبادت خالصانه و عاشقانه و عارفانه فاطمه3، خدا به فرشتگانش میفرماید:
هان ای فرشتگان من! به بنده وارسته و شایستهام فاطمه بنگرید! به او، به سالار زنان، به الگوی شایستگان که در بارگاهم به پرستش و عبادت ایستاده و از شکوه و عظمت پروردگارش همه سلولها و اعضا و جوارح او به لرزه درآمده است و با گستره قلب و ژرفای جان به پرستش من روی آورده است، نظاره کنید.
هان ای فرشتگان! تمامی شما را به گواهی میگیرم، شمایان گواه باشید که من دوستداران واقعی و رهروان راه توحیدی و افتخارآفرین و بشردوستانه او را از آتش امان خواهم داد.
2- در قرآن شریف، از میان بانوان پیشین، مریم مادر مسیح است که سخت مورد ستایش و بزرگداشت خداست و پروردگارش در قرآن او را به پاکی یاد میکند. او را خدمتگزار خانه و آرمان خویش در میان مردم مینگرد. به او رزق و روزی مادی و بهرههای معنوی میفرستد و او را عابده و ساجده و پرستش گر و نیایش گر بارگاه دوست میبیند، اما او با همه آن عظمت و قداست و شکوهش «مریم» است و سالار زنان عصر خویش، و فاطمه والا و بزرگتر است و سالار زنان عصرها و نسلها.
او مام پیامبر گرانقدری چون مسیح است و این، مام یازده تن از پیشوایان برگزیده خدا و همسر و همراز و همسنگر قهرمان امیرمؤمنان.
در روزگار سختی و فشار اقتصادی بود که روزی پیامبر در مسجد پس از نماز رو به امیرمؤمنان کرد که: هان ای شیرمرد! آیا در خانه چیزی داری که امشب میهمان شما شوم؟ او که هیچ در خانه نداشت و آخرین دینار را نیز ایثارگرانه به خانواده گرسنهای انفاق کرده بود، به سختی اندیشید اما نتوانست بگوید «نه!» با اینکه میدانست چیزی در خانه نیست و آنگاه پس از گفتگو دست در دست هم وارد خانه فاطمه شدند و دیدند فاطمه3 در محراب خویش است و دست نیاز و بندگی به سوی آن بی نیاز برده، در حال پرستش و عبادت است و در کنار محراب او دیگی جوشان از غذای عطرآگین که بوی بهشت از آن برمی خیزد.
علی7 شگفت زده شد و پرسید:
فاطمه جان! از کجا؟ به راستی که شگفت غذایی فراهم آوردهای! تاکنون غذایی به این طعم و به این عطر و به این رنگ خوش ندیدهام؛ ما که در خانه چیزی نداشتیم!
پیامبر در حالی که باران اشک شوق از جام دیدگان میباراند به تلاوت این آیه شریفه پرداخت:
«کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَکَرِیَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقاً»[2]
و آنگاه رو به امیرمؤمنان7 کرد و فرمود:
علی جان! به خدای سوگند که این، بانوی تمامی بانوان بهشت است. به خدای سوگند او مریم والاست.
3- و نیز پیشوای بزرگ توحید در شکوه معنوی و عبادت و نیایش او فرمود:
دخت ارجمندم فاطمه، سالار زنان عصرها و نسلهاست. او هنگامی که در پرستشگاه خویش به نماز میایستد، هفتاد هزار فرشته از فرشتگان مقرب در گرد محراب او حلقه میزنند و بر او درود و سلام نثار میکنند و همان گونه که مریم را به فرمان خدا ندا میکردند، میگویند: هان ای فاطمه دخت گرانمایه پیامبر! به راستی که خداوند تو را برگزیده و پاک و پاکیزه ساخته و تو را بر همه زنان عالم برگزیده است.[3]
4- دومین امام نور حضرت مجتبی7 در این مورد آورده است که:
مام گرانمایه ام فاطمه را شب جمعهای نگریستم که در محراب عبادت خویش به پرستش یکتا آفریدگارش ایستاده و تا سپیده سحر و دمیدن طلوع فجر در رکوع و سجود بود. خود میشنیدم که آن فرشته بشردوست، زنان و مردان با ایمان و پروا پیشه را دعا میکرد و نامشان را گاه میبرد و از خدا برایشان خوبی و نیکی میخواست و طلب خیر و برکت مینمود، اما شگفتا که هر چه گوش کردم، دیدم برای خویش دعا نکرد و چیزی نخواست. پس از فراغت او از نیایش و پرستش خدا، گفتم: مادر جان! چرا فقط دیگران را دعا میکنی؟
فرمود: «الجار ثم الدار»؛
گرامی فرزندم، حسن جان! نخست در اندیشه همسایگان و بندگان خدا بودن، سپس در اندیشه خانه خویش.[4]
5- و نیز همان گرانمایه در مورد عبادت مادرش فاطمه فرمود:
در همه جهان، پرستشگر و عبادت کنندهتر از مادرم فاطمه3 نبود. آن قامت بلند عبادت به گونهای شیفته عبادت و پرستش و راز و نیاز با خدا بود که از ایستادن در برابر بارگاه دوست، لذت معنوی میبرد و آن قدر به عبادتهای شبانه برخاست که اثر قیام و رکوع و سجود در پاهایش نمایان شد.[5]
6- و نیز فرمود:
مام گرانمایه ام فاطمه را در محراب خویش در حال رکوع و سجود و نیایش و راز و نیاز با خدا دیدم. او تا سپیده دم همچنان با خدایش عاشقانه در حال راز و نیاز بود.[6]
7- «حسن بصری» یکی از دانشوران و عارفان در مورد اخلاص و سختکوشی فاطمه در عبادت گفت:
در این امت، پرستشگرتر و عابدتر و پراخلاصتر از دخت والاگهر پیامبر، پیدا نمیشود. او آنقدر برای عبادت و راز و نیاز سر پا ایستاد که پاهایش بر اثر عبادت ایستاده ورم کرد.[7]
8- پیامبر گرامی در وصف عبادت خالصانه فاطمه3 فرمود:
او هنگامی که در پرستشگاه خویش به پرستش خدا میایستد، هفتاد هزار فرشته بر او درود و سلام نثار میکنند.[8]
آری، او سمبل عبادت کنندگان و پرستشگران آگاه و عاشق بود و خدای را از روی شور و شوق و عشق و شناخت عمیق میپرستید و از پرستش خویش لذت میبرد؛ چرا که پرستش او نه بسان پرستش تجارت پیشگان بود تا خدا را برای بهشت عبادت کند و نه بسان کسانی که از ترس او را میپرستند، بلکه پرستش او پرستش احرار واقعی بود و او سرآمد و آموزگار راستین آزادمنشان گیتی است.
آخر او نسخهای از «پدر» بود و پدرش چنان پرستشگری عارف و پراخلاص بود و به گونهای سجدههای طولانی شبانه و راز و نیازهای وصف ناپذیر داشت و تا سپیده دمان غرق در مناجات با خدا بود که پیام آمد این قدر شامگاهان را تا سپیده دم و طلوع فجر بر خود زحمت مده و خود را به رنج و سختی میفکن!
و فاطمه آن بانوی عابده و ساجده، آن فرشته آسمانی و آن حوریه بهشتی، بسان پدر بود؛ آن هم در اوج جوانی و شکوه و جمال آن.
آری، او از آغازین لحظه ولادت، در راه عبادت و بندگی خدا گام نهاد و این راه را تا بستر شهادت و حتی پس از آن تا هماره تاریخ با تدبیر شگرفش ادامه داد.
[1]. بحارالانوار، ج 43، ص 172.
[2]. سوره آل عمران، آیه 37.
[3]. بحارالانوار، ج 43، ص 24.
[4]. بحارالانوار، ج 43، ص 26.
[5]. کشف الغمهٔ، ج 2، ص 94؛ بحارالانوار، ج 43، ص 76.
[6]. بحارالانوار، ج 43، ص 81.
[7]. بحارالانوار، ج 43، ص 76.
[8]. عوالم، ج 11، ص 99.