طبری در تاریخ خود چنین نوشته است:
«عمر بن خطاب به خانه علی آمد در حالی كه گروهی از مهاجران در آنجا گرد آمده بودند. وی رو به آنان كرد و گفت: به خدا سوگند خانه را به آتش میكشم مگر اینكه برای بیعت بیرون بیایید. زبیر از خانه بیرون آمد در حالی كه شمشیر كشیده بود، ناگهان پای او لغزید و شمشیر از دستش افتاد، در این موقع دیگران بر او هجوم آوردند و شمشیر را از دست او گرفتند.»[1]
[1]. تاریخ الطبری، ج 2، ص443.